بازی برزیل و اسکاتلند: زلزلههای مرگبار پس از 39 سال
به نقل از کیک زون، مسابقهای بیسابقه بین برزیل و اسکاتلند رخ داده. شاید تصورش هم غیرممکن باشد که دو بار در یک زمان دقیق همزمان با بازی این دو تیم در جام جهانی در دو گوشه کره زمین زلزله رخ دهد. نه اینکه زلزلهای جزئی باشد، بلکه زلزلههایی جانگداز و ترسناک. گویی سرنوشت این بازی با زلزلهها پیوندی محکم دارد.
از این به بعد، مردم هر دو کشور هنگام شنیدن نام این دو کشور و تیمهای فوتبالشان تنها به یک چیز فکر خواهند کرد: زلزله. مردم ایران و ونزوئلا. نخست باید به دیشب بازگردیم و یک روایت تلخ را مرور کنیم. زلزلهای مهیب در ونزوئلا.
ساعات اولیه صبح به وقت ما که با دیدار برزیل و اسکاتلند در جام جهانی ۲۰۲۶ همزمان بود، ونزوئله یکی از تلخترین شبهای سالهای اخیرش را پشت سر گذاشت. کشوری که همواره با فقر، تحریمها و جنگ دست و پنجه نرم میکرد، دیشب درک کرد که تلخترین شبها برای یک ملت معمولاً حاصل زلزلههای بزرگ است. اولین زمینلرزه، ساعت ۱۸:۰۴ به وقت محلی، با قدرت ۷.۲ ریشتر در نزدیکی کاراکاس رخ داد. هنوز مردم فرصت نیافته بودند از شوک اولیه خارج شوند که فقط ۳۹ ثانیه بعد، زمین دوباره لرزید؛ این بار با شدت ۷.۵ ریشتر. لرزش دوم حتی از اولی هم قدرتمندتر بود. متخصصان لرزهشناسی معتقدند این بدترین حالت ممکن برای وقوع یک زلزله است.
لرزشها تقریباً تمام ونزوئله را در برگرفت و حتی در بوگوتا، پایتخت کلمبیا نیز احساس شد. در کاراکاس ساختمانهای متعددی فرو ریخت، خیابانها پر از مردمی شد که با وحشت از خانههایشان خارج شده بودند و صدها امدادگر به سمت مناطق آسیبدیده حرکت کردند. آمار اولیه از حداقل ۳۲ کشته و حدود ۷۰۰ مجروح خبر داد، اما سازمان زمینشناسی آمریکا هشدار داد که با ادامه عملیات آواربرداری، امکان افزایش چشمگیر تعداد قربانیان وجود دارد.
در منطقه چاکائو، حداقل دو ساختمان به طور کامل ویران شد و بیش از ۵۰۰ نیروی امدادی ساعتها زیر آوار در جستجوی بازماندگان بودند. مقامات ونزوئله برای جلوگیری از انفجارهای احتمالی، جریان گاز و سوخت تعدادی از ساختمانها را قطع کردند و از مردم خواستند تا اطلاع ثانوی به خانههایشان بازنگردند. دلسی رودریگز، رئیسجمهور موقت این کشور، با اعلام وضعیت اضطراری، مدیریت بحران را به فرماندهان نظامی واگذار کرد و از مردم خواست در این شرایط پرفشار در کنار یکدیگر بمانند.
همان زمانی که تصاویر آوارها، دودها و عملیات نجات از کاراکاس مخابره میشد، برای بسیاری از ایرانیها یک خاطره کهنه دوباره جان گرفت؛ خاطرهای که ۳۶ سال از آن گذشته، اما هنوز با شنیدن نام برزیل و اسکاتلند به ذهن میآید. یکی از تلخترین خاطرات جمعی ملت ایران.
تابستان ۱۳۶۹ بود. جام جهانی ایتالیا شبها را برای ایرانیها، مانند تمام مردم جهان، بیدار نگه میداشت. همسنهای ما در آن کودک بودیم و امتحانات نهایی را پشت سر میگذاشتیم، اما آنقدر عاشق فوتبال بودیم که پای تلویزیون مینشستیم و بازی برزیل-اسکاتلند را تماشا میکردیم. بله، آن شب هم بازی برزیل و اسکاتلند بود؛ مسابقهای که در ورزشگاه دلآلپی تورین برگزار شد و برزیل با گل دقیقه ۸۱ لوئیز مولر، با نتیجه یک بر صفر پیروز شد.
چند دقیقه از آغاز بامداد ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ گذشته بود که زمین در شمال کشور لرزید. زلزلهای با قدرت ۷.۲ ریشتر، رودبار، منجیل و دهها شهر و روستای دیگر را در چند ثانیه نابود کرد. یکی از مرگبارترین بلایای طبیعی در تاریخ ایران رقم خورد؛ فاجعهای که حدود ۴۰ هزار کشته و نزدیک به ۸۰ هزار مجروح بر جای گذاشت و صدها هزار نفر را بیخانمان کرد.
آنهایی که هنوز مسابقه را تماشا میکردند، ناگهان از دنیای فوتبال به دل کابوسی واقعی پرتاب شدند. صدای گزارشگر تلویزیون جای خود را به صدای فروریختن دیوارها، شکستن شیشهها و فریادهای مردمی داد که در تاریکی شب به دنبال فرار یا پیدا کردن عزیزانشان میگشتند.
سالها بعد، روایت مشترک بسیاری از بازماندگان این بود؛ آنها بیدار بودند، زیرا برزیل و اسکاتلند را تماشا میکردند. بازماندگان میگویند زنده ماندند چون فوتبال دوست داشتند و بیدار پای تلویزیون بودند! هیچ پژوهش یا آمار رسمی ثابت نکرده که این بیدار ماندن باعث کاهش تلفات شده، اما این روایت آنقدر تکرار شد که به بخشی از حافظه جمعی ایرانیها تبدیل شد؛ اینکه یک مسابقه فوتبال، ناخواسته، با تلخترین شب زندگی هزاران نفر گره خورده و باعث نجات بسیاری شده است.
و حالا، پس از ۳۶ سال، همان دو تیم دوباره در جام جهانی رو در روی هم قرار گرفتند و باز هم زمین، این بار در آن سوی دنیا، آرام نماند و تصمیم گرفت لرزاند. واقعاً حیرتانگیز است. وقتی کمی عقب میایستیم و به این دو حادثه، به این دو واقعیت فکر میکنیم، مو به تنمان سیخ میشود. آیا ممکن است یک مسابقه فوتبال دو بار با زلزلههای مرگبار همزمان باشد؟ چه بازی نحسی است بازی برزیل و اسکاتلند.
این نکته را روشن کنیم که هدف از این جملات القای خرافات نیست. ما میدانیم که این فقط یک تقارن تاریخی است و از نظر علمی و فیزیکی هیچ ارتباطی بین این مسابقه و وقوع زلزلهها وجود ندارد. اما تاریخ گاهی بازیهای عجیبی با حافظه انسان میکند. این به روان و ذهن آدمی برمیگردد. ذهن انسان همیشه به دنبال یافتن تقارنها و ساخت الگوهاست. وقتی دو رویداد، به خصوص تا این حد دردناک، همزمان با برگزاری یک مسابقه رخ میدهد، هر چه کنیم نمیتوانیم از جستجوی ذهنمان برای ایجاد ارتباط بین آنها جلوگیری کنیم. برای ایرانیها، برزیل و اسکاتلند همیشه یادآور بامداد تلخ رودبار و منجیل خواهد بود. و بیشک از امروز برای مردم ونزوئله هم نام این دو تیم، تا آخر تاریخ آن ملت، شبی را تداعی خواهد کرد که در فاصله تنها ۳۹ ثانیه، زمین دو بار لرزید، شهرها را ویران کرد و زندگی هزاران نفر را برای همیشه تغییر داد.