پرسشهای بیپاسخ درباره دنیس اکرت و تیخوانا: رازی که همچنان پنهان مانده!
این دوره از جام جهانی فوتبال، با انتشار گزارشهای متعدد، یک چهره ایرانی جدید به نام دنیس اکرت را به علاقهمندان معرفی نمود؛ بازیکنی که در فهرست تیم ملی تحت عنوان دنیس درگاهی ثبت گردید، هواداران تنها با نام و چهره او آشنا شدند و هرگز فرصت تماشای بازی این مهاجم را نیافتند. شام گذشته، در برنامهای تحت عنوان «برجام ۲۶» پخش شده، بحثی جدی، صریح و پر از چالش میان خداداد عزیزی، پژمان راهبر و جواد خیابانی در خصوص دلایل دعوت دنیس اکرت و عدم اعتماد کادر فنی به وی شکل گرفت؛ این مناقشه از کیفیت لیگ بلژیک و سوابق اکرت آغاز شده و به موضوعاتی چون سلیقه سرمربی، سیاستهای بهکارگیری بازیکنان لژیونر، وضعیت بازیکنان داخلی و حتی نمونههای تاریخی فوتبال ایران کشیده شد. این گفتوگو با پرسشهای بنیادی همراه بود: چگونه بازیکنی که در استاندارد لیژ به طور مداوم بازی میکند، به تیم ملی دعوت میشود اما حتی یک دقیقه هم به میدان نمیرود؟ و اگر کیفیت لازم را ندارد، چرا اصلاً انتخاب شده است؟ در ادامه، جزئیات این مباحث مطرح شده در برنامه را میخوانید: راهبر: دنیس اکرت یکی از نکات جالب توجهی است که باید به آن اشاره کرد. در نسل فعلی بازیکنان ملیپوش فوتبال ما، لژیونر برجسته و شاخصی وجود ندارد. برجستهترین لژیونر ما مهدی طارمی است که در لیگ یونان به میدان میرود. سطح لیگ یونان احتمالاً پایینتر از لیگ بلژیک است. دنیس اکرت در استاندارد لیژ بلژیک بازی میکند و تقریباً بازیکن ثابت آن تیم محسوب میشود. علاوه بر این، او سوابق خوبی در تیمهایی مثل سلتاویگو و اینگولشتات دارد. با این حال، به نظر میرسد در اردوی تیم ملی از او رضایت کافی نداشتهاند و به همین دلیل در هیچیک از بازیهای ملی شرکت نکرده. این وضعیت مشابه در تیمهای دیگر نیز دیده شده، مانند انگولو کانته در تیم ملی فرانسه. در مورد اینکه چرا بازیکنان داخلی به تیم ملی راه نیافتهاند نیز باید بگویم که هر بازیکنی که گذرنامه ایرانی داشته باشد، ایرانی محسوب میشود، خواه متولد بلژیک باشد یا آلمان و غیره. ملاک اصلی، گذرنامه ایرانی است و ما نمیتوانیم تابعیت را از کسی سلب کنیم. کسی که گذرنامه ایرانی دریافت کرده، حق دارد برای تیم ملی ایران بازی کند. خداداد: بحث ما اصلاً داشتن یا نداشتن گذرنامه نیست. حرف من این است که چرا از بازیکنان داخلی استفاده نکردند؟ چه اصراری بر آوردن لژیونری دارند که قرار نیست به او بازی بدهند؟
راهبر: اکرت از نظر سوابق و رزومه، بازیکنی است که شایستگی حضور در تیم ملی را دارد. خداداد: پس چرا به او بازی ندادند؟ راهبر: چون در تمرینات عملکرد خوبی نداشته. خداداد: بازیکنی که در تمرینات خوب نبوده، چطور در باشگاه خود خوب بوده است؟ آقا جواد، آیا ممکن است بازیکنی ایرانی که در فوتبال اروپا مشغول است را ندیده به تیم ملی دعوت کنید و به او بازی دهید؟ خیابانی: قطعاً خیر. راهبر: چرا میگویید ندیده؟ خداداد: اگر دیدند، پس چرا آوردند و بازی ندادند؟ راهبر: اجازه دهید مثال دیگری بزنم. اللهیار صیادمنش که از جوانی در اروپا حضور داشته و همیشه در تیمهای باکیفیت بازی کرده و اکنون به لخ پوزنان منتقل شده است. با این حال، هر بار که به تیم ملی آمده، در حد انتظار ظاهر نشده است. راهبر: او نیز با وجود اینکه در باشگاههای خارجی در سطحی بالاتر از کیفیت فوتبال ایران بازی کرده، اما در تیم ملی جایگاه خود را پیدا نکرد. خداداد: شما خودتان هم میدانید که بازی کردن در این تیم ملی نیازمند شرایط خاصی است. حرف من درباره دنیس این است که بازیکنی که لژیونر و دو رگه است را باید قبل از دعوت کردن بررسی میکردید که آیا تواناییهای مدنظر شما را دارد یا خیر. یک بازیکن جوان را خط زدید و دنیس را آوردید، اما تازه به این نتیجه رسیدید که نباید بازی کند؟ راهبر: مثالهای بیشماری در این زمینه داریم. اکبر یوسفی در بازی ایران و عراق، هافبک راست تیم ملی بود، اما در بازی دوم از ترکیب کنار گذاشته شد. در بازیهای آسیایی پکن نیز نامجومطلق در بازی اول حضور داشت اما پس از آن دیگر به میدان نرفت. خیابانی: خب، مربیان تیم ملی بازیهای اکبر یوسفی را دیده بودند. راهبر: نگویید ندیدهاند. یوتیوب را جستجو کنید، ویدئوهای بازیهایش موجود است.
در ادامه، بحث بر سر دلیل نهایی عدم حضور اکرت در ترکیب تیم ملی متمرکز شده و با مقایسه او با نمونههای تاریخی همچون دانیل داوری، موضوعاتی نظیر مصدومیتهای پنهان و تصمیمات سلیقهای سرمربی بخش پایانی این گفتوگو را تشکیل داد.
خداداد: حالا شما میگویید لیگ بلژیک یک لیگ باکیفیت است. من هم این را تأیید میکنم. پس کسی که در استاندارد لیژ بازی میکند، خوب است. حرف من این است که ما ۱۵ تعویض داشتیم، یعنی دنیس آنقدر خوب نبود که حتی یکبار هم به زمین فرستاده نشد؟ راهبر: واقعاً شاید آنقدر خوب نبوده است. خداداد: خب اگر خوب نبوده، پس چرا او را آوردند؟ راهبر: کادر فنی تیم ملی باید در این باره توضیح دهد. اکرت در اردوی فروردینماه به تیم ملی دعوت شد، اما مدارکش کامل نبود و نتوانست مجوز بازی بگیرد. در فیفادی بعدی هم همینطور. گذرنامه و مجوز فیفا را قبل از جام جهانی دریافت کرد و فکر میکنم فقط مقابل جوانان تیخوانا به میدان رفت که آن هم یک بازی پرانتقاد بود. خداداد: بازیکنی که از استاندارد لیژ میآید، اگر واقعاً خوب باشد، نیازی به بازی تدارکاتی ندارد. راهبر: آیا بازی کردن در استاندارد لیژ نشاندهنده بازیکن خوب نبودن او نیست؟ یعنی الکی در آن تیم حضور دارد؟ خداداد: این را باید از مربیان تیم ملی بپرسید. بستگی به دیگر بازیکنان ایران دارد. شاید اصلاً شانسی برای بازی کردن نداشته باشد. اگر در پست مهدی طارمی و سردار آزمون باشد، قطعاً شانسی ندارد، چون در حد طارمی و سردار نیست.
خیابانی: اگر دنیس اکرت خوب نبود، میتوانستند او را از لیست حذف کنند. چرا او را خط نزدند؟ راهبر: بازیکن مهاجم دیگری نبرده بودند. او جزو ۲۶ بازیکن اصلی بود. اگر هم میخواستند جایگزین کنند، بازیکنی در آن پست نداشتند. من شنیدهام اکرت مصدوم هم بوده، اما گفتند گرفتگی عضله داشته و مصدومیت جدی نبوده است. در هر حال، طبق اطلاعاتی که ما داریم، این یک مسئله فنی بوده و مورد پسند قلعهنویی قرار نگرفته است. شاید اگر مربی دیگری بود، به او بازی میداد. بحث سلیقه سرمربی نیز مطرح است. ایراد شما وارد است. خداداد: به اینکه اگر مربی دیگری بود بازی میداد، کاری ندارم. آقای قلعهنویی خودش او را دعوت کرده و وقتی خودش دعوتش کرده و در لیست هم بوده، چطور او را اصلاً قبول نداشته که بازی بدهد؟ اگر قبول نداشته، چرا دعوتش کرده؟ راهبر: مثال تاریخی این میشود دانیل داوری. او ستاره تیمش بود و دروازهبان ثابت بود، اما در تیم ملی دو گل بد دریافت کرد و او را کنار گذاشتند. در حالی که ظاهر امر نشان میدهد بازیکنی که در بوندسلیگا دروازهبانی میکند، قطعاً در تیم ملی میتواند بازی کند. پنجاه مثال مشابه در تاریخ تیمهای ملی رخ داده است. لیورپول امسال ایزاک را به عنوان یک فوقستاره با قیمت ۱۳۰ میلیون دلار خرید. او به اندازه یک بازیکن ۵۰۰ دلاری هم بازی نکرد. خداداد: ایزاک را آوردند، بازی دادند و نتیجه نگرفت. ما اکرت را اصلاً بازی ندادیم. راهبر: برای اکرت فرصتی برای بازی کردن فراهم نشد. فقط همان یک بازی تیخوانا را انجام داد. البته این را هم در نظر بگیرید که اگر مربی تیم ملی شخص دیگری بود، ممکن بود او در این بازیها به میدان برود، اما به هر حال در این اردو نظر سرمربی تیم ملی را جلب نکرده بود.