دروازه باشگاه پرسپولیس توسط کدام پیشکسوت شکست؟
به گزارش کیک زون، محسن خلیلی، سرپرست تیم پرسپولیس، شب گذشته و در پایان دیدار برابر شمسآزر درباره حادثهای غریب در ساختمان باشگاه سخن گفت. خلیلی مدعی بود دو پیشکسوت پرسپولیس که برای دیدار با پیمان حدادی به باشگاه مراجعه کرده بودند، پس از مواجه شدن با در بسته اتاق مدیرعامل، با لگد به در اتاق کوبیدند و با فریاد و داد اعتراض خود را نشان دادند. بر اساس پیگیریهای خبرنگار کیک زون، این دو پیشکسوت، مرتضی فنونیزاده و بهروز سلطانی، دو بازیکن دورانهای قدیمی این باشگاه بودهاند. برای پیگیری دقیق این حادثه و روشن شدن روایت طرف مقابل، با مرتضی فنونیزاده گفتوگو کردیم و او در مصاحبهای مفصل درباره آنچه در ساختمان باشگاه رخ داده بود، توضیح داد. فنونیزاده در این گفتوگو همچنین درباره ادعای محسن خلیلی و دلیل اختلاف پیشکسوتان با او صحبت کرد و همچنین در مورد کنار گذاشته شدن پیشکسوتان از بخش استعدادیابی پرسپولیس توضیحاتی ارائه داد. او همچنین در اظهارنظری عجیب از باشگاه پرسپولیس درخواست کرد مبلغی را به عنوان حقوق ماهیانه برای پیشکسوتان خود در نظر بگیرد. این مصاحبه را در ادامه میخوانید: *دستهای بهروز سلطانی اندازه نان بربری است! *۱۳۰ بازیکن را پس از استعدادیابی پیدا کردیم اما بازیکنان پرسپولیس از آنها بهتر بودند *خلیلی گفت اینجا باشگاه است، گفتم به ما یاد میدهی که باشگاه است؟ *خلیلی حق ندارد بگوید که لگد زدهایم *آنجا خانه دوم ماست، وقتی در را باز نمیکنند چه کار میکنید؟ با کفش و کیف در میزنید! *آقای گل پرسپولیس فرشاد پیوس است که ۱۴ سال اینجا بازی کرده *تو سایپایی هستی، حتی اگر به کارخانه سایپا راهت بدهند، اسمم را عوض میکنم! *خلیلی نگذاشت ما کارمان را بکنیم *از ممسنی و رشت بازیکن آوردیم و آقایان نخواستند و همان بازیکنان به استقلال رفتند! *این آقا فقط مخل آسایش است *درصدی از ۷۰ میلیاردی که به بازیکن میدهی را به صندوق پیشکسوتان بده، بالاخره مرگ و میر هست یا عروسی بچههایشان میرسد!
* شما و بهروز سلطانی به باشگاه پرسپولیس رفتید و در شرایطی که به شما اعلام شد مدیرعامل جلسه دارد، با لگد به در اتاق حدادی کوبیدید؟ این ماجرا برای قبل سفر پرسپولیس به ترکیه بود. چند سال است آقای پروین، من و آقای سلطانی را متولی پیشکسوتان کردهاند، چون هر دوی ما مدیر بودهایم و وارد هستیم. ۱۲ سال هم هست که در هیئت مدیره پیشکسوتان هستیم. مدتی قبل آقای سعید شیرینی که خیلی برای ما زحمت میکشد به ما اعلام کرد از این به بعد زیر نظر باشگاه میرویم و لباس و زمین را باشگاه در اختیارمان میگذارد. به دو نفر یک نامه داد که زمین و ساعت تمرین پیشکسوتان مشخص شود. ما چند روز بعد رفتیم که اعلام کنیم گرمکن و توپ و ... هم نیاز داریم و هر چه در زدیم، در را باز نکردند. آقای سلطانی هم دروازهبان بوده و دستهای بزرگی دارد. دستهایش اندازه نان بربری است. در دوره همه مدیرعاملها در سالن همیشه باز بوده اما اینبار بسته بود و من هم تعجب کردم. آقای سلطانی کوبید و در را باز نکردند. جایی که آیا بهروز باشد، من کاری انجام نمیدهم و فقط صحبت میکنم. ایشان بزرگتر من است و همیشه پیشقدم است. صدای پنج شش نفر میآمد اما در را باز نمیکردند. ده دقیقه پشت در بودیم که من هم دو سه بار گفتم آقا بهروز، ولش کن، شاید جلسه را دارند. نامه را به دبیرخانه میدهم و برویم اما آقا بهروز دو بار در را محکم زد و یکباره در را باز کردند. آقا بهروز رفت تو و این آقای سرپرست آمد. نه سلامی و نه علیکی، گفت چه خبرتان است؟ آقا بهروز هم ناراحت شد و گفت درست صحبت کن. بعدا متوجه شدیم آقای حدادی در اتاق خودش بوده و صدا را نمیشنید. او آدم بامعرفتی است و اگر متوجه میشد، میآمد. * پس از این اتفاق، بحثی با محسن خلیلی داشتید؟ آقای سرپرست ما را به اتاق خود برد و گفت چه خبر است؟ اینجا باشگاه است. به او گفتم تو داری به ما یاد میدهی اینجا باشگاه است؟ شما اینجا چه کاره هستی؟ بد صحبت کرد و ما هم بد جوابش را دادیم. * این تنها حضور شما در باشگاه پرسپولیس بود؟ سه چهار روز قبل هم من و آقای سلطانی دنبال کارهای پیشکسوتان رفتیم و ایشان نبود. به من گفتند ماشین را جابجا کن و من برگشتم پایین و آقا بهروز تنها در باشگاه ماند. لازم است بگویم آقای حدادی همیشه ما را قبول میکند و حتی اگر جلسه هم داشته باشد، بیرون میآید و احترام میگذارد. آن روز من ماشینم را جابجا کردم و زمانی که میخواستم برگردم، دیدم که صدای داد و بیداد میآید. بعدا متوجه شدم زمانی که رفتم ماشین را جابجا کنم، این آقا میآید و وقتی در را باز میکند و آقای سلطانی را میبیند بدون اینکه سلام بدهد میگوید شما باز هم که شما اینجایید. آقا بهروز هم ناراحت میشود و صدای هر دو بلند میشود. پس از آن آقای حدادی آمد و هر دو نفر را آرام کرد و خلیلی را به اتاق خودش فرستاد و نامه ما را هم امضا کرد که از سر ماه در درفشیفر تمرین کنیم. حالا ایشان ادعا کرده که ما دنبال سهمخواهی هستیم. من میتوانم متمم نامه را نشان بدهم.
* اینکه چنین رفتارهایی در باشگاه پرسپولیس صورت بگیرد و با مشت یا لگد در زده شود و این درگیریها صورت بگیرد، اصلا شایسته نام این باشگاه نیست. شما فکر میکنید ما مقصر هستیم؟ من میتوانم پنج نفر را شاهد بیاورم. او حق ندارد بگوید با لگد زدهاند.
* خب با مشت زدهاید. بحث چیز دیگری است. مشت نیست، وقتی شما میخواهید وارد خانه دوم خودتان شوید و در را باز نمیکنند، چه کار میکنید؟ شما هم با کفش یا کیف میزنید. او بیاحترامی کرده است. ما بعدا پرسیدیم چرا در را باز نمیکنید و بوالله با ترس و لرز گفتند آقای خلیلی گفته است. همه اینها را میتوانید از بهروز سلطانی هم بپرسید. * فکر میکنید هواداران پرسپولیس چه نگاهی به این اتفاقات خواهند داشت؟ هوادار پرسپولیس هر چیزی دلش میخواهد بگوید. من خانه دومم است و میخواهم آنجا بروم. من بچه جنوب شهر هستم و وقتی بی احترامی کنند، اینطور صحبت میکنم. هیچکس از من خوشصحبتتر نیست، هر کسی احترام بگذارد، احترام میبیند. لازم نیست این مسئله را کش بدهید. او یک سال و خردهای برای پرسپولیس بازی کرده و حالا میگوید آقای گل بودم. آقای گل، آقای پیوس است که ۱۴ سال در پرسپولیس بوده و دوازده دوره آقای گل شده است. تو سایپایی هستی اما حتی اگر تو را در کارخانه سایپا راه دادند، من اسمم را عوض میکنم. * شما به عنوان کسی که باشگاه را خانه دوم خودتان میدانید باید احترام آن فضا را حفظ کنید. وقتی بی احترامی میکند، چه کار کنیم؟ کسی که ۲۵ سال از من و ۲۸ سال از آقای سلطانی کوچکتر است، حق ندارد بگوید اینجا چه دارید. شما خودتان را جای ما بگذارید. شما ببینید همه پیشکسوتان به نفع ما صحبت کردهاند، چون اخلاق ما را میدانند. * این ادعا مطرح است که دلیل عصبانیت شما این بوده که شما را از سمت استعدادیابی کنار گذاشتهاند. بله، همین آقا نگذاشت ما کارمان را بکنیم. ما پنج نفر بودیم. آقای محرمی، آقای شاهمحمدی، آقای نعیمآبادی، من و آقا بهروز. او گفته استعدادیابی میخواهیم چه کار؟ آقای حدادی هم گوش کرده است. ما در پرسپولیس دربان هم باشیم برایمان افتخار است. ما آن زمانی که بازی کردیم، زندگیمان را دادیم. الان شبها با قرص میخوابیم و همه بدنمان درد میکند. آن وقت این آقا اینجا این رفتارها را میکند. شفافسازی کنید که آیا امسال ما پنج نفر قراردادی بستهایم؟ او شش پست دارد. نمیدانم آقای حدادی در این آقا چه دیده است.
* پس تایید میکنید که بخشی از این ناراحتیها از کنار گذاشته شدنتان از سمت استعدادیاب باشگاه نشات میگیرد؟ صد درصد. من از یکی از بچههای باشگاه پرسفتم و او گفت محسن خلیلی اعلام کرده استعدادیابی منتفی است. * زمانی که شما به عنوان استعدادیاب فعالیت میکردید چه حاصلی برای باشگاه داشت که الان از این بابت ناراحت هستید؟ ما ۱۴۷ نفر از اقصی نقاط ایران آوردیم. هر جای ایران سر زدیم و از بچه ۱۴ ساله تا ۱۸ ساله آوردیم و فوقالعاده هم خوب بودند اما ما حرفهای کار میکردیم. سرمربیان هر چهار تیم از دوستان ما هستند و به احترام ما به بچههایی که ما میبردیم، دو نیمه فرصت میدادند. به جرات میگویم بچههای خود پرسپولیس از اینها بهتر بودند. سرمربی میگفت آقای فنونیزاده، آقای سلطانی، اگر شما میگویید اینها را برداریم اما میگفیم نه، حق کسی را نخورید. اینها خوب بودند اما بچههای خودمان بهتر هستند. به نظر شما کار بدی کردیم؟ * یعنی در بین ۱۵۰ نفر، استعدادی وجود نداشت که از بچههای پرسپولیس بهتر باشد؟ سه چهار بازیکن جذب شدند و از بین این بچهها، ده درصدشان را خواستند. جالب است همین بچههایی که ما آوردیم، بعدا در تیمهای سایپا و پیکان و کیا کارشان را شروع کردند. این بچهها را ما از نورآباد ممسنی و رشت و اصفهان و ... آوردیم اما نخواستند و آنها هم به تیمهای دیگر رفتند، حتی دو سه نفرشان هم به استقلال رفتند. البته همانطور که گفتم انصافا بچههای خودمان بهتر بودند.
* از سمت باشگاه شنیده میشود تنها ناراحتی شما این است که درخواست دارید رقمی که فصل قبل برای استعدادیابی به شما پرداخت میشد، همچنان ادامه داشته باشد. اولا باید بگویم ما با باشگاه هیچ مشکلی نداریم، مشکل اصلی ما این آقا است. ما الان فقط آرامش باشگاه و تیم را میخواهیم، چون این تیم، تیم خودمان است. حالا شانس آوردیم تیم دیروز برد، چون اگر خدایی نکرده نتیجه بدی میگرفتند، هواداران فکر میکردند این موضوع به اتفاقات باشگاه ربطی دارد، در صورتی که باشگاه هیچ ارتباطی با تیم ندارد. همه بچههای تیم مثل بچههای ما هستند و آقای تارتار هم تیم خوبی درست کرده است، منتها تیم خیلی جوان است و نیاز به زمان دارد. باز هم تاکید میکنم ما با باشگاه هیچ مشکلی نداریم و آقای حدادی و همه افراد حاضر در باشگاه به ما احترام میگذارند و فقط همین یک نفر مخل آسایش ما شده است.