زخمی که فراموش نمیشود: دلایل رد کردن رودری پیشنهاد رئال مادرید
کیک زون گزارش میدهد که پیش از هر چیز، باید بدانیم رؤیای رودری هرناندز همیشه پیراهن رئال مادرید بوده است. اما سرنوشت، در نخستین فرصتی که برای پیوستن به این باشگاه پیش آمد و تصمیمی که در تابستان امسال با دقت گرفت، باعث شد این هافبک اسپانیایی با بارسلونا قرارداد ببندد. فوتبال گاهی واقعاً ورزشی عجیب است، زیرا ستارههای در سطح جهانی همیشه در تیم مورد علاقه خود بازی میکنند، اما در این مورد، رودری تصمیم گرفت رویایش را محقق نکند و این دلایلی هستند که هواداران رئال مادرید به این زودیها فراموش نخواهند کرد.
ابتدا باید فرصت اول را برای درک ماجرا توضیح دهیم. برای این کار باید به سال ۲۰۱۹ برگردیم. در آن زمان، رودری بازیکن اتلتیکو مادرید بود اما منچسترسیتی تحت نظر پپ گواردیولا او را رصد میکرد. آن تابستان، این هافبک تا آخرین لحظه منتظر پیشنهاد رئال مادرید ماند، اما با حضور کروس، مودریچ و کاسمیرو در ترکیب، این انتقال هرگز گزینهای واقعبینانه نبود.
بنابراین رودری تصمیم گرفت بند فسخ قراردادش را بپردازد و راهی منچستر شود. با نگاهی به گذشته که تحلیل همه چیز آسانتر است، این بهترین تصمیم زندگی او بود. این سرمربی اسپانیایی کاملاً مسیر حرفهای او را تغییر داد و توانست بهترین عملکرد را از این هافبک بگیرد و حالا رودری دوباره به اوج فوتبالش بازگشته است.
با وجود اصرار هواداران رئال مادرید برای جذب رودری در تابستان امسال، این باشگاه هرگز واقعاً مصمم به جذب او نبود. کاملاً برعکس. تنها پس از فینال جام جهانی و نمایشهای درخشان رودری، خانه پوشالی کاملاً فرو ریخت، زیرا شواهد متعددی وجود داشت که نشان میداد آنها نمیتوانستند اجازه دهند این فرصت از دست برود.
سال پایانی قرارداد او، جدایی پپ گواردیولا که همیشه یکی از عوامل اصلی تصمیم رئال برای نگاه نکردن به گزینهای خارج از منچستر بود و بازیکنی که بسیاری از چیزهای مورد نیاز رئال مادرید را داشت. او در دسترس قرار گرفت و دیگر چارهای جز تلاش برای جذبش وجود نداشت و شاید همین کل مشکل بود: تلاش بدون اطمینان کامل. چیزی که خود این بازیکن نیز احساس کرد.
جملهای در رئال که روزی باید کسی آن را توضیح دهد
رئال مادرید پس از کسب دومین ستاره اسپانیا دست به کار شد. فلورنتینو پرز با او تماس گرفت، خوزه آنخل سانچز هم تماس کرد و تمام. در چنین مواردی عجیب است، زیرا جذب یک ستاره در سطح جهانی معمولاً همه چیز را متوقف میکند و همه افراد باشگاه را درگیر میکند و اینجا باید دوباره مکثی در داستان داشته باشیم. چون پیش از تماسها، هنوز تردیدهای زیادی در داخل این باشگاه وجود داشت.
البته رودری بازیکن خوبی برای ترکیب بود و کمک زیادی میکرد، اما دقیقاً همان چیزی نبود که آنها به دنبالش بودند. نه به خاطر سنش و نه به خاطر سبک بازیاش. «او بیش از حد با توپ مکث میکند، او چیزی نیست که ما به دنبالش هستیم»، این جملهای بود که در والدبباس به شدت طنینانداز شد. فارغ از این که از چه زاویهای به آن نگاه کنیم، این حرف غیرقابل درک بود. آنها به دنبال بازیکنی پویاتر و قدرتمندتر برای خط میانی بودند. به نظر میرسد آمار رودری در جام جهانی و رکورد خارقالعادهاش کافی نبود. اما همانطور که گفته شد، شرایط جذب او فراهم شد و رئال تلاش خود را انجام داد.
و باز هم همان نکته مطرح میشود. وقتی از همان روز اول اشتیاقی برای جذب یک بازیکن وجود نداشته باشد، اتفاقات آن طور که باید پیش نمیروند. برای مثال، مورینیو با کوکوریا تماس گرفت یا زمانی که اتلتیکو به شدت برای جذب بازیکن پرتغالی تلاش میکرد، او چندین بار با برناردو سیلوا تماس گرفت. تفاوت همین است: علاقه واقعی و تمایل به جذب بازیکنی که قرار است بخش مهمی از پروژه باشد.
در طرف دیگر، بارسا تمام توانش را به کار گرفت. دکو، لاپورتا، فلیک و تقریباً تمام اعضای این تیم با او تماس گرفتند. حتی مسئول نگهداری چمن باشگاه هم تقریباً تلفنی با او در تماس بود تا بفهمد این هافبک اسپانیایی دوست دارد چمن تا چه اندازه کوتاه باشد! اما نه، رودری به خاطر چند تماس تلفنی تصمیم به امضای قرارداد نگرفت.
پروژهای انفجاری و تفاوت تماسها
همچنین مهم است روشن کنیم که پیشنهاد مالی هر دو باشگاه یکسان بود. و شاید همین موضوع بیش از هر چیز دیگری برای هواداران رئال مادرید دردناک باشد. او به خاطر پول راهی بارسلونا نمیشود، بلکه به خاطر پروژه این تصمیم را گرفته است. سبک بازی او کاملاً با سبک بارسا هماهنگ است، همان سبکی که تیم ملی اسپانیا به عنوان قهرمان جام جهانی نیز دارد.
و این پروژه از همین حالا پایهای مستحکم دارد، با ستونهای کاملاً مشخص و سلسلهمراتبی روشن درون تیم. در سوی دیگر، پروژه رئال مادرید مانند یک بمب ساعتی است. آیا ممکن است یک رولکس باشد؟ البته که بله، چون رئال مادرید است. اما ممکن است پیش از موعد نیز منفجر شود. و در ۳۰ سالگی، پذیرفتن چنین عدم اطمینانی دشوار است، به خصوص وقتی همه افراد در سمت مقابل برای جذب او تلاش کردهاند.
به همین دلیل، وقتی رودری از تصمیم خود مطمئن شد، نخستین کاری که انجام داد این بود که با رئال مادرید، بهطور مشخص با خوزه آنخل سانچز، تماس گرفت. او از رئال به خاطر علاقه، احترام و رفتار محترمانهاش تشکر کرد و به یک ماجرای طولانی پایان داد که خود این بازیکن هرگز به دنبال آن نبود. سپس منتظر ماند تا بارسلونا به بخش خود از توافق با منچسترسیتی عمل کند؛ انتقالی که برای نهایی شدن آن، پنج پیشنهاد لازم بود تا در نهایت این باشگاه انگلیسی را متقاعد کند.
به همین دلیل، هرچه هفتهها میگذرد، درک این که رئال مادرید چگونه اجازه داد رودری از دستش برود، دشوارتر میشود. بازیکنی که پیشنهادهای تمدید قرارداد منچسترسیتی را به تعویق انداخت و منتظر تماسی بود که سرانجام انجام شد اما جذابیت آن هرگز به اندازه رؤیاهای او نبود. رودری همیشه خودش را تصور میکرد که با شکوه وارد برنابئو میشود، در مقابل هوادارانی که همیشه او را دوست داشتند. نه به عنوان یک فرصت در بازار نقل و انتقالات، آن هم در شرایطی که پروژه رئال مادرید مملو از تردید بود. چون بارسا نیز همان فرصت را دید و با تمام توان برای جذب او وارد عمل شد.