استقلال و نساجی: رویاروییای که آوای خاطره را در خود دارد
به نقل از گزارش کیک زون، برای آن دسته از طرفداران تیمهایی که سابقهای بیش از نیم قرن را پشت سر گذاشتهاند، ملاقات این دو مجموعه چیزی فراتر از یک بازی و حتی حساسیتهای معمول فوتبال محسوب میشود، زیرا این تیمها بازتابی از حافظه تاریخی یک ملت در یک شهر یا استان هستند. سالها و نسلها سپری میشوند، اما خاطرات این مواجههها در ذهنها باقی میمانند، کافی است نام دو تیم کنار هم قرار گیرد تا مجموعهای از تصاویر، روایتها و احساسات گذشته دوباره جان بگیرد. وطنی، فراتر از یک ورزشگاه استقلال و نساجی در تاریخچه فوتبال باشگاهی در ایران از همین جنساند، دو باشگاه کهن فوتبال ایران که هر کدام مسیر متفاوتی را طی کردهاند، اما رقابتشان در قائمشهر همیشه فضای خاص خود را داشته است. نساجی برای اهالی قائمشهر تنها یک باشگاه فوتبال نیست. این تیم سالهاست با هویت شهر گره خورده و علاقه به آن نیز محدود به یک نسل یا حتی یک شهر نشده است. در سکوهای وطنی میتوان هواداران پرشور قائمشهر، ساری، بابل، آمل و دیگر نقاط مازندران را دید، افرادی که نساجی برایشان بخشی از خاطرات فوتبالی و هویت اجتماعیشان است. نساجی؛ یک عشق قدیمی شاید یکی از نشانههای این علاقه را بتوان در تعداد طرفداران دید که حتی برای تماشای تمرین نساجی خود را به محل تمرین تیم میرسانند، فرصتی که در سالهای اخیر به دلیل برگزاری تمرینات نساجی در تهران از هواداران این تیم گرفته شده بود، اما در این دو فصل اخیر با افتتاح کمپ زمین تمرین در اطراف شهر، این تیم دوباره به خاستگاه همیشگیاش بازگشته تا بیش از این تاوان این تصمیم نادرست و خودخواهانه را نپردازد.
نساجی برای بخش بزرگی از مردم قائمشهر و مازندران که دیگر میانهای با اطلاق شهر خسته ندارند و معنایی فراتر از یک تیم فوتبال دارد. این پیوند البته فقط به فوتبال محدود نمیشود. نام نساجی با تاریخ اجتماعی قائمشهر و کارخانه نساجی گره خورده، مجموعهای که برای سالها بخشی از زندگی اقتصادی و اجتماعی شهر را شکل داده بود. روزی که استقلال برای نادر آمد در میان خاطرات متعدد استقلال و نساجی، یک مسابقه اما جایگاه متفاوتی دارد، بازی که صرفاً برای یک نتیجه فوتبالی برگزار نشده بود. در خرداد ۱۳۷۸، تیم جوان شده استقلال با تمامی اعضا با رهبری سوکومورخف فقید به قائمشهر رفت تا در مراسم خداحافظی نادر دستنشان از فوتبال حضور یابد، بازیکنی که برای فوتبال قائمشهر، فقط یک نام معمولی نیست و پربیراه نیست اگر او را در شمار شناختهشدهترین چهرههای فوتبال خطه مازندران قرار دهیم. آن روز، استقلال با ترکیبی از بازیکنان شناختهشده فوتبال ایران راهی قائمشهر شد. نامهایی چون جواد زرینچه، محمود فکری، محمد خرمگاه، محمد نوازی، سیروس دین محمدی، علی موسوی، فرد ملکیان و فرهادی که در اوایل دوران بازی در استقلال بودند که این بازیکنان به احترام شمایل فوتبال شهر کاملاً فوتبالی مثل قائمشهر با اتوبوس خود را به تهران رسانده بودند تا در آخرین بازی شماره هفت ملیپوش نساجی کنارش باشند، از آن دست بازیهایی که معمولاً در فوتبال ایران چندان رسم نیست. هتل تلار؛ آغاز یک خاطره خاطره آن روز برای بسیاری از مردم قائمشهر از ورزشگاه شروع نشد، استقبال بینظیر هواداران استقلال از محل هتل تلار تا ورزشگاه شهید وطنی تقریباً شهر را به حالت نیمه تعطیل درآورده بود و آن روز تمام شهر تحت تأثیر این بازی و نادر بود. این هتل در سالهایی که تیمهای میهمان برای مسابقه به غرب مازندران میآمدند، تنها محل اقامت آنها بود و طبیعی بود که حضور استقلال در شهر، جمعیت زیادی را به اطراف هتل بکشاند. آن روز از تمام شهرهای مجاور قائمشهر خود را به قائمشهر رسانده بودند، و جمعیت غیرقابل وصفی برای دیدن بازیکنان استقلال و خداحافظی با نادر وارد شهر شد، شهری که برای یک فوتبالیست، خود را به خیابان آورده بود.
وطنی در یک روز متفاوت استقلال از هتل به سمت ورزشگاه وطنی رفت، اما آنچه در ورزشگاه منتظر تیم را میکشید، چیزی فراتر از یک استقبال معمولی بود. جمعیت که از ساعات اولیه صبح خود را به ورزشگاه رسانده بودند، به اندازهای زیاد بود که حتی اطراف زمین و بخشهایی نزدیک به چمن نیز در اختیار تماشاگران قرار گرفت. هدف مشخص بود، نادر دستنشان قرار بود در همان زمینی که سالها برای نساجی بازی کرده بود، با فوتبال خداحافظی کند.
نادر دستنشان با همان شماره هفت و پیراهن راهراه سفید و مشکی جلوی همه در خط جواد زرینچه وارد زمین شد. هواداران به محض دیدن او سراپا ایستادند و برای دقایق طولانی او را تشویق کردند. آن صحنه بیش از آنکه درباره یک بازیکن باشد، درباره رابطهای بود که میان دستنشان و مردم قائمشهر در طول سالها شکل گرفته بود. نادر از بطن همین مردم به نساجی آمده بود و در همین فوتبال رشد کرده بود و در مقطعی از یک تیم شهرستانی به تیم ملی رسیده بود، اتفاقی که در فوتبال دهه شصت، با توجه به شرایط آن دوره، اتفاق کوچکی نبود. نادر؛ انتخابی که ماندگار شد دستنشان در حالی تمام دوران فوتبالش را در همین شهر سپری کرده بود که پیشنهادات خوبی برای رفتن به استقلال و پرسپولیس داشت، اما مسیرش را با قائمشهر و نساجی ادامه داد، درست مثل سیروس قایقران که لباس شماره ۹ ملوان را به هیچ تیم دیگری ترجیح نداد، اما حیف که فوتبال ایران مدتهاست هر دو را از دست داده است. همین ماندن، در کنار کیفیت فنی و شخصیت او، باعث شد نامش از یک بازیکن موفق فراتر برود. در فوتبال ایران، بازیکنان زیادی از نساجی آمدهاند و نقش داشتهاند، از خانواده دستنشان گرفته تا بازیکنان دیگر که هر کدام بخشی از تاریخ این باشگاه را ساختهاند. اما جایگاه نادر برای هواداران نساجی جنس دیگری داشت و همچنان دارد. خداحافظی بدون تعارف یکی از خاطرات جالب آن مسابقه، ماجرای ضربه ایستگاهی بود. دستنشان در زدن ضربات ایستگاهی مهارت داشت و گفته میشود بازیکنان استقلال تلاش کردند فرصتی برای این کار در اختیار او قرار دهند. اما نادر این اتفاق را نپذیرفت. او نمیخواست مسابقه به یک نمایش تشریفاتی تبدیل شود و ترجیح میداد آخرین بازیاش هم یک مسابقه واقعی باشد. در نهایت استقلال با نتیجه دو بر صفر پیروز شد. بعد از پایان بازی، مراسم خداحافظی در میان اشک برخی از نساجیچیهای قدیمی برگزار شد و حلقههای گل بر گردن دستنشان قرار گرفت و او چهار گوشه زمین وطنی را بوسید، تصویری که بعدها، با گذشت سالها و پس از درگذشت او، معنای دیگری پیدا کرد. یک برد پنجگله و یک خاطره دیگردر تاریخ تقابل نساجی و استقلال، فقط خداحافظی دستنشان نیست که به یاد مانده است. برد پنج بر یک نساجی مقابل استقلال نیز یکی از نتایج ماندگار این تقابل است، مسابقهای که در آن دستنشان با یک ضربه از فاصله دور دروازه استقلال را باز کرد. آن نسل نساجی تیمی بود که مقابل تیمهای بزرگ به سادگی کنار نمیکشید. بخشی از بازیکنان آن تیم بعدها وارد مربیگری شدند و نامشان در فوتبال ایران باقی ماند. قائمشهر، زمین آسان استقلال نبود استقلال در سالهای مختلف بارها به قائمشهر آمده، اما وطنی برای این تیم هرگز زمین سادهای نبوده است. یکی از نمونههای نزدیکتر، دیدار نساجی و استقلال در هفتههای پایانی لیگ بیستوسوم بود؛ جایی که استقلال جواد نکونام برای قهرمانی به هر امتیاز بازی نیاز داشت، اما تساوی بدون گل در قائمشهر باعث شد مسیر قهرمانی به شکل عجیبی سود پرسپولیس تمام شود. گاهی اهمیت یک ورزشگاه را نه با تعداد بازیها، بلکه با خاطراتی که از آن ساخته شده میتوان سنجید. امروز؛ همان ورزشگاه، یک بازی تازه حالا سالها بعد از آن خداحافظی، استقلال دوباره به وطنی آمده است، این بار برای هفته دوم لیگ بیستوششم. نساجی پس از یک فصل حضور در لیگ یک به سطح اول فوتبال ایران بازگشته و دوباره مقابل هوادارانش در خانه بازی میکند. در سوی دیگر، استقلال با برد مقابل مس شهر بابک وارد این مسابقه شده و سهراب بختیاریزاده میداند گرفتن امتیاز در قائمشهر میتواند شروع فصلش را محکمتر کند اما از طرفی مجتبی حسینی که بازی اول را در سیرجان واگذار کرد به خوبی از انتظار مردم قائمشهر در اولین دیدار خانگی آگاه است و به نوعی محکوم است که به چیزی غیر از سه امتیاز حتی فکر نکند و همین انگیزه دو سرمربی که اتفاقاً رابطه خوبی هم با هم دارند، نوید ثبت یک بازی ماندگار دیگر در حافظه تمامنشدنی ورزشگاه پیر وطنی را میدهد.