زیر سایه اسطورهها: پیراهن زرینچه و نوازی و وریا، اکنون بر دوش حردانی
کیک زون گزارش میدهد که برخی موقعیتها در یک باشگاه، تنها یک جایگاه روی چمن سبز با وظایف مشخص نیستند، بلکه این پستها گاهی بخشی از تاریخ و خاطرات زیبای یک تیم را در خود جای دادهاند. برای مثال، این تعریف درباره باشگاه تاج سابق و استقلال فعلی، شامل پستهای (مدافع-هافبک سمت راست) و (دروازهبان) صدق میکند که اغلب تیم ملی را نیز در این پستها تأمین میکنند.
طی سالهای متمادی، از زمان تأسیس این باشگاه تا به امروز، از دوران حضور منصور پورحیدری به عنوان مدافع راست قهرمان باشگاههای آسیا، بازیکنان بزرگی مانند حسن نظری، شاهین بیانی، جواد زرینچه، محمد نوازی، خسرو حیدری، وریا غفوری و رامین رضاییان در این پست توپ زدهاند که هر یک از این ستارگان، سهم بزرگی در دستاوردهای آبیپوشان داشتهاند.
علاوه بر تخصص دفاعی، بخشی از بار تهاجمی تیم را نیز بر دوش دارند و شاید به همین دلیل است که وقتی از سمت راست استقلال حرف میزنیم، خیلی زود نامهای بزرگی به ذهن خطور میکنند که در عرصه ملی و باشگاهی به افتخارات زیادی دست یافتهاند.
مدافع راست استقلال در بسیاری از موارد، علاوه بر پوشیدن پیراهن این تیم، یکی از مهرههای کلیدی تیم ملی نیز محسوب میشود و امروز صالح حردانی به جایی رسیده که شاید بتوان او را در امتداد همین تاریخ دید.
اولین دوره حضور صالح در استقلال، همزمان با اوج فرهاد مجیدی به وقوع پیوست، تیمی که فصل را بدون باخت و با قهرمانی به پایان رساند و حردانی نیز در آن تیم یکی از بازیکنان مهم بود. نقطه عطف آن فصل رویایی برای صالح در فولادآرنا رقم خورد، جایی که بازیکن سابق فولاد برابر تیم قبلی خود ایستاد و با یک شوت دقیق در یکی از مهمترین بازیهای فصل تأثیر مستقیم گذاشت.
با توجه به قهرمانی استقلال و وضعیت خوب حردانی در تیم، انتظار میرفت که او در فصل بعدی بهترین دوران فوتبالیاش را تجربه کند و تبدیل به همان مدافع راستی شود که سالها هواداران انتظارش را میکشیدند. اما فوتبال همیشه مطابق برنامههای شما پیش نمیرود.
همانند سنت مربیان استقلال در روز اهدای جام قهرمانی، فرهاد با چشمانی پر از اشک با تیم بدون باخت، وداعی تلخ و غیرمنتظره با هواداران داشت تا این نیمکت داغ به جواد نکونام برسد، مربیای که صالح در دوران حضورش در فولاد با او دچار چالش شده بود. نکونام، مطابق انتظار بدون هیچگونه مماشاتی با مهره آمادهاش، با خرید رامین به استقلال در خروجی را به صالح حردانی نشان داد تا صالح برخلاف میل باطنی به سپاهان برود، اما شرایط در اصفهان به گونهای رقم خورد که او نتوانست آن درخشش فولاد و استقلال را در لباس سپاهان تکرار کند. با این حال، تغییرات مدیریتی در استقلال، هرچند تیم را وارد یک فصل کابوسوار با هفت مربی مختلف کرد، اما زمینه بازگشت صالح به استقلال را فراهم کرد، با این تفاوت که این بار باید برای تصاحب جایگاهش از سد محبوبترین بازیکن تیم در آن زمان رد شود که در نهایت به شایستهترین شکل ممکن گذشت.
صالح این بار با گذشته متفاوتی بازگشت. تمرینهای بیشتر، کارهای انفرادی، تلاش برای افزایش آمادگی و مهمتر از همه، بازسازی اعتماد به نفس باعث شد آنقدر آماده شود که ساپینتو دیگر نتواند به راحتی از کنار نام او عبور کند. حردانی به ترکیب برگشت و تبدیل به یکی از مهرههای قابل اتکای استقلال شد تا جایی که ساپینتو او را در میان سه کاپیتان تیم برگزید. این اعتماد به جایی رسید که در کنار رشد فوتبالی، به رشد او از نظر شخصیتی نیز کمک زیادی کرد. او دیگر آن بازیکنی نبود که برای اثبات خودش فقط با عملکردش در زمین بجنگد، حالا بخشی از مسئولیت رختکن استقلال نیز بر دوش او قرار گرفته بود.
در همین مسیر، تیم ملی نیز دوباره به سراغ صالح آمد. امیر قلعهنویی سمت راست خط دفاعیاش را به او سپرد و حردانی به جام جهانی رسید.
در واقع، دقیقه به دقیقه حضور در تورنمنتی در سطح جهانی میتواند تأثیرات عمیقی را در هر فوتبالیستی بر جای بگذارد. که به نظر میرسد، برای صالح حردانی این تجربه تأثیرگذار بوده است.
صالح حردانی، پس از دو بازی قابل قبول در جام جهانی، فصل جدید را در شرایطی آغاز کرد که به عنوان کاپیتان جلوتر از سایر بازیکنان استقلال با اعتماد به نفس کامل وارد زمین شد و در ادامه با یک پاس گل نشانههای امیدوارکنندهای از خود نشان داد. اما بازی دوم، مقابل نساجی، داستانی دیگر داشت. این بار صالح فقط خوب نبود، بلکه چشمگیر بود، نمایشی درخورد توجه که هر زمان اراده میکرد، روی خط شش قدم دروازه نساجی ظاهر میشد. علاوه بر این او در طراحی حملات استقلال نقشی فراتر از یک مدافع راست معمولی داشت.
شاید برای نخستین بار در این سالها میتوان با جدیت بیشتری پرسید: آیا استقلال دوباره یک مدافع راست در کلاس بزرگان خودش پیدا کرده است؟
تماشای این نمایش یک خاطره شنیدنی را زنده کرد که امروز بهترین زمان برای پرداختن به این خاطره است.
«با توجه به اینکه صالح با ورود فرهاد مجیدی از استقلال رفته بود، باشگاه استقلال برای سمت راست به مهدی تیکدری نزدیک شد و در ادامه تیکدری با ورود به باشگاه گفتوگوهای اولیه را انجام داد تا طی روزهای آینده قرارداد نهایی منعقد شود.
او مقابل درب ورودی باشگاه به سوالات خبرنگاران پاسخ داد. از مهدی تیکدری پرسیدم: «سمت راست استقلال مدت زیادی است که آن فروغ همیشگی را ندارد، آیا میتوانید این منطقه را باز هم تبدیل به نقطه قوت استقلال کنید» مصاحبه انجام شد، اما تیکدری در نهایت به استقلال نیامد و صالح دوباره برگشت.
چند ماه بعد صالح را در اردوی تیم ملی در هتل المپیک دیدم. ناراحت بود. دلیلش را نمیگفت. تا اینکه بالاخره حرفش را زد: «چرا از تیکدری چنین سؤالی پرسیده بودم؟ مگر سمت راست استقلال با وجود من مشکلی داشت؟ سعی کردم به نوعی سؤالم را توجیه کنم تا کدورت برطرف شود. به او گفتم: آن سؤال لزوما به معنای بد بودن تو نیست، به تو فرصت کافی برای قرار گرفتن در چنین لیستی داده نشد»
آن روز شاید شنیدن این حرف برایش خوشایند نبود و مشخص بود که قانع نشده است، اما امروز شرایط هیچ شباهتی با آن دوران ندارد و صالح، حالا همان کسی شده که باید میشد.
نمایش مقابل نساجی باعث شد دوباره به همان گفتوگو فکر کنم. نمودار (تغییرات مثبت - زمان)، از آن روز در هتل المپیک تا امروز تا حدی رشکبرانگیز است.
تو حالا کاپیتان محبوب استقلالی. جام جهانی را تجربه کردهای. پیراهن تیم ملی را پوشیدهای و سمت راست را برای استقلال دوباره پس گرفتهای و در پایان اکثر هواداران استقلال معتقدند: «صالح حردانی بهترین وارث ممکن برای این میراث است».
حالا نوبت دستاورد است. نوبت این است که بازوبند کاپیتانی و پیراهن استقلال را بهانهای برای ساختن فصل و خاطراتی تازه کنی و این در حالی است که چیزی تا دیدار دربی نمانده است.
در واقع اگر صالح این فصل را با همین روند ادامه دهد، بدون شک در سالهای آتی وقتی کسی از سمت راست تاریخی استقلال حرف میزند، نام صالح حردانی نیز در کنار بزرگان این پست شنیده خواهد شد.