سردرگمی مربی در استفاده از بازیکنان خارج از پستهای تخصصی در تیم امید!
به نقل از کیک زون، حذف تیم امید ایران از رقابتهای آسیایی ناگویا که با شکست 4 بر ۱ مقابل کره شمالی رقم خورد، پایان ناامیدکنندهای برای تیمی بود که با گروهی از بازیکنان فعال در سطح برتر فوتبال ایران راهی ژاپن شده بود. در میان مباحث مختلف پیرامون این حذف، یکی از مواردی که بیش از همه توجه را جلب میکند، تصمیمات حسین عبدی در مورد تغییر پست چند بازیکنان است. در چند مسابقه، شاهد استفاده از بازیکنانی بودیم که در تیمهای باشگاهی خودشان در پستهای دیگری شناخته میشوند. یکی از نمونههای برجسته، یاسین جرجانی است. این بازیکن که فصل گذشته در آلومینیوم اراک عمدتاً در قلب خط دفاعی فعالیت میکرد و پس از انتقال به سپاهان نیز به عنوان مدافع وسط به این تیم پیوست، اما عبدی در مسابقات ناگویا او را در سمت چپ خط دفاعی به کار گرفت. جرجانی مقابل امارات به عنوان بازیکن تعویضی وارد میدان شد و در سمت چپ دفاع قرار گرفت و در بازی سوم برابر کره شمالی نیز از ابتدا در همین پست به میدان رفت. این تصمیم لزوماً به معنای اشتباه قطعی نیست. یک مدافع میتواند توانایی بازی در چند پست را داشته باشد. اما وقتی بازیکنی در پست تخصصی خودش تجربه بیشتری دارد، چه عاملی باعث میشود سرمربی تصمیم بگیرد او را در پست دیگری به کار بگیرد؟ ماجرا درباره سعید سحرخیزان نیز جذابتر میشود. سحرخیزان یکی از مهاجمان تیم امید و استقلال بود که در لیست عبدی برای ناگویا حضور داشت. با این حال، عبدی در دیدار مقابل کره شمالی از سحرخیزان به عنوان وینگر استفاده کرد.
در اینجا بحث بر سر این نیست که سحرخیزان مطلقاً نمیتواند در کنارهها بازی کند. بلکه موضوع استفاده از یک مهاجم تخصصی در پستی است که الزاماً بهترین نمایش او را نشان نمیدهد. بهخصوص وقتی تیم در شرایطی قرار دارد که باید گل بزند، طبیعی است این سؤال مطرح شود که آیا بهتر نبود بازیکنی با ویژگیهای ذاتی گلزنی، در نزدیکترین نقطه به دروازه قرار بگیرد؟ امیرحسین حسینزاده نیز یکی دیگر از بازیکنانی بود که جایگاهش در ساختار هجومی عبدی محل بحث قرار گرفت. حسینزاده که به عنوان مهاجم تراکتور راهی تیم امید شد. او در دیدار پایانی مقابل کره شمالی گل ایران را به ثمر رساند، اما در ساختار تیم عبدی عمدتاً در نقش مهاجم سایه به کار گرفته شد. در شرایطی که میشد درباره استفاده از او در نزدیکترین نقطه به دروازه نیز بحث کرد.
در واقع، عبدی مجموعهای از مهاجمان شناختهشده را در اختیار داشت، اما شکل استفاده از آنها باعث شد مرز میان مهاجم و وینگر بارها تغییر کند. اما شاید عجیبترین تصمیم عبدی در مسابقه مقابل چین رقم خورد. ایران در آن مسابقه به تساوی بدون گل رسید و در دقایق پایانی برای رسیدن به گل نیاز به افزایش فشار هجومی داشت. عبدی ابتدا کسری طاهری و سعید سحرخیزان را وارد زمین کرد. دو بازیکنی که اساساً سابقه و ویژگیهای هجومی دارند. اما در ادامه، مسعود محبی که در فهرست تیم امید به عنوان مدافع حضور داشت، پس از تعویض به جلو رفت و در نقش مهاجم نوک قرار گرفت. مسئله اینجاست که چرا وقتی تیم به گل نیاز داشت و دو مهاجم تخصصی در زمین بودند اما یک مدافع به عنوان آخرین گزینه هجومی در نوک خط حمله قرار گرفت؟ محبی حتی در دقایق پایانی صاحب موقعیتی شد که میتوانست برای ایران سرنوشتساز باشد، اما این فرصت از دست رفت.
تیم امید ایران در ناگویا بازیکنان متعددی در اختیار داشت که در باشگاههای خودشان تجربه بازی در سطح بالای فوتبال ایران را داشتند.
به همین دلیل، یکی از سؤالات مهم پس از این حذف زودهنگام این است که چرا سرمربی تیم امید تا این اندازه اصرار داشت بازیکنان را خارج از پستهایی که در باشگاههایشان بیشتر در آن شناخته میشوند، به کار بگیرد؟
آیا این تغییرات بخشی از یک برنامه تاکتیکی مشخص بود؟ آیا کمبود بازیکن در بعضی پستها باعث این تصمیمها شد؟ یا سرمربی تیم امید اعتقاد داشت ویژگیهای فنی برخی بازیکنان اجازه میدهد آنها در چند پست به کار گرفته شوند؟ اینها سؤالاتی است که پاسخ حسین عبدی به آنها میتواند تصویر روشنتری از تفکرات تاکتیکی او در ناگویا ارائه کند. در نهایت اما نتیجهای که روی تابلو باقی ماند، برای فوتبال ایران قابل دفاع نبود. تیم امید پس از برتری برابر امارات، مقابل چین به تساوی بدون گل رسید و در بازی سوم با شکست 4 بر ۱ برابر کره شمالی از مسابقات کنار رفت.