بازگشت به گذشته با شکست از ازبکستان!
به نقل از سرویس ورزشی، تیم ملی ایران در نخستین مسابقه پس از جام جهانی، با نتیجه سه بر یک مغلوب ازبکستان قرار گرفت. این تنها یک شکست در یک دیدار دوستانه نبود. نمایش تیم ملی کشورمان بیتفاوت، پر از اشتباه و فاقد انرژی بود و حتی اگر نتیجه را از جدول پاک کنیم، باز هم نمیتوان نگران نبود. الدور شومورودوف دو بار دروازه علیرضا بیرانوند را به ثمر رساند و حسین نورچائف در لحظات پایانی گل سوم را زد؛ در حالی که گل به خودی جهانگیر اوروزوف در ابتدای نیمه دوم، حتی برای چند لحظه هم نتوانست ایران را از شکست نجات دهد. تلخترین بخش داستان این بود که پس از جام جهانی، قرار بود تغییری رخ دهد. اما چه تغییری؟ طرفداران تیم ملی انتظار داشتند اولین بازی پس از جام جهانی، نشانهای از آغاز یک فصل نو باشد. دستکم قرار بود در چهره تیم، در انتخابها، در سرعت بازی یا در اشتیاق بازیکنان چیزی دیده شود که نشان دهد جام جهانی به پایان رسیده و یک دوره جدید آغاز شده است. اما ایران همان تیمی بود که پیش از جام جهانی میشناختیم. همان ترکیبهای آشنا، همان رویکرد فنی، همان مشکلات قدیمی و همان فوتبال کمرمقی که بیشتر شبیه انجام وظیفه تا بازی برای تیم ملی بود. برای کسانی که چند ساعت قبل از آن، ژاپن و کره جنوبی را دیده بودند، این تفاوت حتی بیشتر به چشم میآمد. ژاپن مقابل اروگوئه به میدان رفت و پیروز شد. کره جنوبی برابر اکوادور قرار گرفت و به پیروزی رسید. مسئله فقط نتیجه نبود. در هر دو تیم میشد حس کرد که یک تیم ملی دارد وارد فصل جدیدی میشود. ساموراییهای آبی با همان هاجیمه موریاسو که روی نیمکت باقی مانده بود، دوباره به زمین آمدند اما با انرژی و ظاهری متفاوت. ژاپن حتی برای شروع دوباره نیازی به تغییر سرمربی نداشت؛ موریاسو توانسته بود همان تیم را دوباره به حرکت درآورد. ایران اما بیشتر شبیه تیمی بود که فقط تاریخ مسابقهاش تغییر کرده است. *احسان حاجصفی در این دیدار برای صد و چهل و نهمین بار پیراهن تیم ملی را بر تن کرد و با رسیدن به رکورد جواد نکونام، در صدر بازیکنان تاریخ ایران از نظر تعداد بازی ملی قرار گرفت. این باید یکی از شبهای بهیادماندار فوتبال ایران میشد. اما رکورد تاریخی کاپیتان در شب ثبت شد که او در دقیقه ۱۰ با یک پاس عجیب توپ را در اختیار شومورودوف قرار داد؛ مهاجم ازبکستان هم از چنین هدیهای دریغ نکرد. مهاجم از موقعیت استفاده کرد و اولین گل را به ثمر رساند تا ایران برای جبران نتیجه به تک و بیفتد. با این حال مهدی طارمی تا دقیقه ۴۵ صبر کرد تا نخستین ضربه در چارچوب ایران را بزند. همین یک آمار برای توضیح نیمه اول کافی بود. ایران در مقابل، بارها تحت فشار قرار گرفت، ازبکستان موقعیت ساخت و حتی تیر دروازه بیرانوند را هم لرزاند.
*در مرکز خط دفاع، علی نعمتی و سامان فلاح قرار گرفتند؛ زوجی که خیلی زود مشخص بود برای کنار هم قرار گرفتن، هنوز فاصله زیادی دارند. نه هماهنگی لازم دیده شد، نه اطمینان و نه توانایی کنترل حملات حریف. البته انتخاب این زوج پیش از بازی هم تصمیمی بود که سؤالات زیادی ایجاد میکرد. اما مشکل فقط آنها نبودند.
سعید عزتاللهی که یکی از مهمترین بازیکنان فوتبال ایران در سالهای اخیر است، در حد انتظار ظاهر نشد. صالح حردانی، احسان حاجصفی، امید نورافکن و علیرضا بیرانوند هم شب خوبی نداشتند. خط دفاعی ایران بارها در برابر انتقالهای سریع ازبکستان عقب نشست و هر بار که حریف سرعت گرفت، این احساس وجود داشت که اتفاق بدی در راه است. آریا یوسفی همچنان از سوی امیر قلعهنویی در پست هافبک استفاده میشود. این بار حتی در جناح غیرتخصصیاش به میدان رفت. محمدمهدی محبی هم نتوانست چیزی از همان بازیکنی که در فوتبال باشگاهی دیدهایم را به تیم ملی منتقل کند. طراوتی که در لباس پرسپولیس دارد، در پیراهن ایران دیده نشد. مهدی طارمی هم فاصله زیادی با آن مهاجمی داشت که از او انتظار داریم. سردار آزمون که بعد از ماهها دوباره به تیم ملی بازگشته بود، فرصت چندانی برای تغییر جریان بازی پیدا نکرد. دنیس اکرت هم در نخستین بازی ملی خود حداقل توانست دوید و پرس کند. از میان بازیکنان تعویضی هم رامین رضاییان با یک ارسال خوب تنها لحظهای بود که چیزی به حملات ایران اضافه کرد. محمد قربانی و امیرحسین محمودی نیز نتوانستند جریان بازی را تغییر دهند. *شاید بدترین تصویر را علیرضا بیرانوند ساخت. دروازهبانی که یک دهه شماره یک تیم ملی بوده، در صحنه گل دوم بیدلیل از دروازه خارج شد و با خطای پنالتی، فرصت بازگشت ایران به بازی را سختتر کرد. آن خروج اصلاً ضروری نبود. نه توپی بود که باید با آن شدت به استقبالش رفت و نه مهاجم حریف موقعیتی ساخته بود که بیرانوند مجبور باشد چنین ریسکی کند. گل دوم نتیجه همان یک تصمیم بود. در دو گل دیگر، نمیتوان تمام تقصیر را روی دوش بیرانوند گذاشت، اما همان پنالتی برای قرار دادن نام او در فهرست مقصران این شب کافی بود. *گل سوم هم داستان خودش را داشت. شجاع خلیلزاده، مدافع ۳۷ سالهای که هنوز در تراکتور یکی از بازیکنان آماده تیمش محسوب میشود، جلو کشید، هافبکها جا مانده بودند و پشت سرش فضایی ایجاد شد که نباید ایجاد میشد. یک پاس پشت سر مدافع و بعد یک موقعیت دو به یک. ازبکستان چنین فرصتی را هم از دست نداد. به این ترتیب، هر سه مدافع مرکزی ایران در شبی که باید ستون تیم میبودند، مردود شدند. شاید در بازی بعد نوبت مهدی زارع و عارف آقاسی باشد. شاید آنها بهتر عمل کنند. شاید هم مسئله فراتر از اسم مدافعان باشد. چون وقتی ساختار تیم درست کار نمیکند، تغییر یک یا دو بازیکن لزوماً چیزی را عوض نمیکند.
*و در نهایت میرسیم به علی نعمتی. آخرین صحنه، بیشتر از یک خطای هند بود. نعمتی از مهاجم جا ماند. بازی ۲ بر یک بود. ایران توپ داشت اما نمیتوانست حمله بسازد. ازبکستان توپ را که میگرفت، چند ثانیه بعد خودش را به نزدیکی دروازه ایران میرساند. حمله بعدی در راه بود و نعمتی دیگر نه زمان داشت و نه راهی برای جبران اشتباه اول. پس دستش را جلو آورد. یک هند عجیب. یک اخراج محتمل. و تصویری که شاید بیش از هر تحلیل فنی دیگری وضعیت ایران را توضیح دهد: وقتی نمیتوانی حریف را با فوتبال متوقف کنی، آخرین راه این است که با دست جلویش را بگیری. *امیر قلعهنویی هم نمیتواند از این تصویر کنار برود. این تیم محصول انتخابهای اوست؛ از فهرست بازیکنان تا ترکیب اصلی، از نقش بازیکنان تا شکل بازی. ایران مقابل ازبکستان فقط بد بازی نکرد. تیمی بود که برنامه هجومی روشنی نداشت، در انتقالها آسیبپذیر بود، در دفاع اشتباه میکرد و بعد از دریافت گل، واکنش قانعکنندهای برای برگشتن به مسابقه نشان نمیداد. مسئله حتی به نتیجه هم محدود نیست. هفت بازی متوالی بدون پیروزی مقابل ازبکستان، یک عدد قابل توجه است. در همین سالها ایران مقابل سه قدرت اصلی شرق آسیا، ژاپن، کره جنوبی و استرالیا، بازی دوستانه چندانی نداشته است. شاید اگر چنین مسابقاتی برگزار میشد، نقاط ضعف زودتر خودش را نشان میداد. شاید هم نتیجه بدتری رقم میخورد. اما چیزی که نمیتوان نادیده گرفت، این است که تیم ملی مدتهاست با پرسشهایی روبهروست که پاسخ روشنی برای آنها دیده نمیشود. *شکست در یک بازی دوستانه به خودی خود فاجعه نیست. ۳-۱ باختن به ازبکستان هم پایان دنیا نیست. آنچه نگرانکننده است، فوتبالی است که پشت نتیجه دیده شد. ایران قرار است به جام ملتهای ۲۰۲۷ برود؛ تورنمنتی که در آن ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، ازبکستان، قطر و امارات هرکدام با رؤیای خودشان وارد زمین خواهند شد. ایران آخرین بار در سال ۱۹۷۶ قهرمان آسیا شده است و حالا نزدیک به نیم قرن از آخرین جام میگذرد. در چنین شرایطی، یک شکست دوستانه نباید بحران تلقی شود اما وقتی نخستین مسابقه بعد از جام جهانی هیچ نشانهای از یک شروع تازه ندارد، مسئله دیگر فقط نتیجه نیست و این شاید از خود شکست ۳ بر یک هم نگرانکنندهتر باشد.