رجبی: همه مسئولان در پشت امیر قلعهنویی پنهان شدهاند
به گزارش رسانه کیک زون، تیم ملی ایران در دو دیدار دوستانه مورخ ازبکستان و روسیه شکست خورد تا بحثها درباره وضعیت فنی این تیم برای حضور در جام ملتها و آینده فوتبال ایران بار دیگر به اوج خود برسد. رضا رجبی، تحلیلگر پیشکسوت استقلال، در گفتوگویی با کیک زون با انتقاد از شرایط کنونی فوتبال کشور، به مسائل ساختاری، ضعف پایههای فوتبال، وضعیت فنی تیم ملی و نقش کادر فنی پرداخت. او تأکید کرد مشکلات فوتبال ایران محدود به امیر قلعهنویی نیست و بخش عمدهای از این شرایط، نتیجه سالها بیبرنامگی در فوتبال ایران است.
در ادامه، اظهارات رجبی را میخوانید:
* جایگاه تیم ما در آسیا، نه اول، بلکه هفتم است من پیش از این هم اشاره کرده بودم که فوتبال ایران در مسیر سقوط قرار دارد، زیرا پول بیبرنامه وارد فوتبال شده و بازیکنان، به ویژه آنان که از طبقات ضعیف جامعه به فوتبال میآیند، با بهبود وضعیت مالی، انگیزه خود را از دست میدهند. میتوان چند بازیکن را مثال زد که با بهتر شدن شرایط مالیشان، به جای افزایش انگیزه و تعهد، سال به سال بیانگیزهتر شدهاند. هرچه پول در فوتبال بیشتر میشود، حس تعهد ملی کمتر میشود و نمایش مورد انتظار مردم دیده نمیشود. ما همواره مدعی هستیم که ایران تیم اول آسیاست و در این ادعا خوابیدهایم، اما از دیدگاه من اکنون تیم ششم یا هفتم آسیا هستیم. ما در بازی اخیر مقابل کره شمالی تحقیر شدیم و گویی وزنهای به پاهای بازیکنان ما بسته بود و آنان با غروری کاذب برخورد میکردند که گویی بسیار برتر حریف هستند. ما فقط در ادعا میگوییم ایرانی هستیم و غیرتمندیم، اما در میدان شش گل از کره شمالی میخوریم و به راحتی زمین را ترک میکنیم و همه چیز پایان مییابد.
* مدیریت روی نیمکت نیازمند یک تیم ده نفره است شرایط فعلی تیم ملی ریشه در همان تیم امید دارد. چند سال دیگر باید سردار و طارمی و... بازی کنند؟ ما هنوز به شجاع خلیلزاده و رامین رضاییان و تکمهرهها اتکا داریم. آقای قلعهنویی هم از همین فوتبال بازیکن انتخاب میکند. وقتی میخواهید مهماننوازی کنید، باید مواد اولیه مناسب داشته باشید. ما امکانات لازم برای داشتن یک تیم ملی قوی را نداریم. در سالهای اخیر فقط لیموچی یک جوان رو به رشد بود که او هم مصدوم شد. پس از رفتن قایدی، هنوز کسی نداریم که یک به یک بردارد و برتری ایجاد کند و کار ترکیبی انجام دهد. آیا ممکن است هم در تیم امید و هم در تیم بزرگسالان، یک موقعیت گل نداشته باشیم؟ بخشی از این مشکل به مسائل اشاره شده برمیگردد و بخشی به مربیان تیم ملی. آقای قلعهنویی هم باید همزمان به حاشیهها، پروازها، زمین و مسائل دیگر توجه کند؟ مدیریت روی نیمکت نیازمند یک تیم ۱۰-۱۱ نفره است. فروگوسن یازده مشاور و سه تئوریسین داشت؛ فکر میکنید به تنهایی منچستر را قهرمان کرد؟ فکر میکنید مورینیو و گواردیولا به تنهایی کار میکنند؟ آنها یک اتاق فکر قوی دارند، اما ما اینجا نشستهایم که فقط امیر قلعهنویی را مورد حمله قرار دهیم. من واقعاً کار تاکتیکی در تیم ملی ایران نمیبینم و دلم میسوزد. فوتبال، تشخیص و تغییر و بهبود است؛ این فرآیند از تمرینات شروع میشود و در مسابقات، مربیان تشخیص میدهند و تغییر ایجاد میکنند.
* فوتبال ما ظرفیت این حجم پول را نداشت در بازی تیم ملی مقابل روسیه کاملاً مشخص بود که از کجا ضربه میخوریم. مدتهاست که ما در منطقه ۱۴ (قوس هجده قدم) بازیکنی نداریم که تراکم ایجاد کند. من سالهاست میگویم دو هافبک تیم ملی باید توپ نگه دارند و ریتم بازی را در دفاع و حمله شکل بدهند. ما مالکیت توپ را هم از دست دادهایم و این بسیار بد است. تیم ملی ایران همیشه بازیکنان خلاق و توپگیر داشت، اما اکنون مالکیت توپ نداریم و موقعیت گلمان هم صفر است. من ۱۰ سال پیش گفتم فوتبال ایران در مسیر سقوط قرار دارد و با این پول بیرویه که وارد فوتبال شده اما علم همراه آن نیامده، مطمئن باشید سقوط میکنیم و همان هم شد. فوتبال ما ظرفیت این حجم پول را نداشت. رویه ما اشتباه بود و این رویه نتیجه بیبرنامگی و عدم برنامهریزی حرفهای است و از این بدتر هم میشود. چند سال پیش به یکی از دوستان گفتم یک روز به مالدیوی هم میبازیم و اکنون شرایط به همین سمت رفته که مقابل کره شمالی شکست میخوریم. ازبکستان دو دهه پیش جزو تیمهایی بود که برابر ایران قد علم میکرد؟ اکنون ما را میبرد فقط به این دلیل که در سالهای اخیر تمام تمرکز خود را روی پایهها گذاشتهاند و اصول کار را بر شخصیتها ترجیح دادهاند.
* بازیکنان با غرور کاذب به میدان میروند در فوتبال سه فاز داریم؛ زمان دفاع، زمان انتقال از دفاع به حمله و زمان بازگشت از حمله به دفاع. دفاع فقط چهار بازیکن عقب نیستند. دفاع تیمی ما بسیار ضعیف شده، زیرا بازیکنان جلویی آن جنگندگی لازم را ندارند و با غرور کاذب فوتبال بازی میکنند. ببینید مهاجم ما چه فشاری روی دفاع حریف وارد میکند؟ چه توپهایی را میگیرد؟ دفاع از بالا شروع میشود. وقتی در حمله هستیم، همه دوست دارند گل بزنند، نه تنها موقعیت ایجاد نمیکنیم، وقتی توپ را از دست میدهیم، اصلاً پشت توپ برنمیگردیم و به همین دلیل سازمان دفاعی تیم ملی وضعیت خوبی ندارد. فکر میکنم اگر پیام نیازمند نبود، گلهای خورده تیم ملی بیشتر هم میشد. وقتی توپ را از دست میدهید، فاصله بازیکنان باید حداکثر ۷ تا ۱۰ متر باشد، اما من اصلاً این را نمیدیدم. وقتی میخواهید دفاع کنید، باید فشار روی صاحب توپ بگذارید، او را پوشش دهید و یار نزدیک او را بگیرید، اما ما نه فشار روی صاحب توپ میگذاشتیم، نه پوشش میدادیم و نه نفر نزدیک تیم حریف را میگرفتیم.
* وقتی به استقلال میروم، دلم میسوزد بازی نوجوانان استقلال و شاهین را که دیدم، خجالت کشیدم. آقای تاجرنیا را بسیار دوست دارم، اما در انتخابهایمان اصلاً تفکر نداریم. آقای فریادشیران که مقابل فدراسیون پرچم نفت را آتش زده، میتواند مدیر آکادمی استقلال شود؟ وقتی به باشگاه استقلال میروم، دلم میسوزد. روزی در این باشگاه، امثال آقای پورحیدری، غلامحسین مظلومی، احدی، شاهین و چنگیز بودند، اما اکنون چطور؟ ناصر فریادشیران علم این کار را دارد؟ این مسائل باید حل شود تا کار به درگیری در تیم جوانان نرسد. وقتی مدیر آکادمی نماد باشگاهش را برابر فدراسیون آتش میزند، چه انتظاری دارید؟ حتماً میگویند باید بروید و کم نیاورید، اما نمیگویند فوتبال پایه فوتبالی است که هم باید دوست پیدا کنید و هم در زمین رعایت کنید و کارهای فنی انجام دهید. همه مشکلات فوتبال ما از این مسائل و شرایط فوتبال پایه آغاز میشود.
* کاش همه اعضای تیم ملی به اندازه قلعهنویی افتخار داشتند نمیگویم امیر قلعهنویی انسان کامل است، اما من از نزدیک با او کار کردهام و میدانم هم علاقهمند است، هم باج نمیدهد. او استقلال را قهرمان میکرد و فحش میخورد. زمانی که در استقلال بود و تیم را قهرمان میکرد، حتی مقابل دوربین حاضر نمیشد و در شادیها حتی در عکسها هم حضور نداشت، اما در مشکلات هدف قرار میگرفت و اکنون هم همینطور است. قبلاً همه جلوتر از او جشن میگرفتند، اما اکنون همه پشت او پنهان شدهاند. او از زمانی که در استقلال بود، به خاطر موفقیتهایش دشمنان زیادی داشت. کاش اکنون همه کسانی که اطراف تیم ملی بودند، به اندازه قلعهنویی افتخار داشتند و زحمت میکشیدند. با برکناری امیر قلعهنویی چه تغییراتی ایجاد میشود؟ هرچند قسم میخورم یک ماه قبل به امیر خان گفتم با این تیم ادامه نده، زیرا این تیم، تیمی نیست که بتواند فوتبال ایران را احیا کند و شما را از فشار خارج کند و فشار روی شما بیشتر میشود. امیر از روی تعهد و علاقه کارش را ادامه داد، اما از نظر من اصلاً نباید پس از جام جهانی ادامه میداد. حتی به او گفتم بیا دین خود را به استقلال ادا کن و به این تیم برگرد تا انشاءالله ستاره سوم هم بیاوری. این روزها را میدیدم و میدانستم با این شرایط، کار به اینجا میرسد. همانطور که دیدید امیر خان دیروز هم گفت باید تیم را عوض کند، اما به نظر من نباید بماند.
* همه مسئولان در پشت قلعهنویی پنهان شدهاند با این شرایط، در جام ملتها هم فاجعهای دیگر رخ میدهد. در جام ملتها تیمهای قدرتمند آسیا حضور دارند و نمیتوانید با اینها کار را پیش ببرید. مگر میتوانید در دو ماه ساختار تیم را عوض کنید؟ به ویژه که همه در باشگاههای خود فعالیت میکنند و هر طور بازی میکنند، هفته بعد هم همانند بازی میکنند. واقعاً برای امیر قلعهنویی ناراحتم. حق او نیست پس از همه این سالها که زحمت کشیده، تحت چنین فشاری قرار بگیرد. او باید پس از جام جهانی ریکاوری میکرد و در همین باشگاه استقلال کارش را دنبال میکرد. وقتی سالها در فوتبال باشید و این میزان دشمن داشته باشید که ناجوانمردانه علیه شما عمل کنند، باید رویه را تغییر دهید. امیر قلعهنویی که صد هزار نفر در آزادی او را تشویق میکردند، به روزی افتاده که همه از او انتقاد میکنند. انگار فوتبال ایران فقط این یک نفر است؛ آقای تاج پشت او پنهان میشود، فدراسیون پشت او پنهان میشود، ضعف فوتبال باشگاهی پشت او پنهان میشود، پول بیرویه و زندگی آماتور بازیکنان پشت او پنهان میشوند، در حالی که فوتبال یک زنجیره قوی دارد. به او گفته بودم جام ملتها را رها کن، اینها دنبال خراب کردن شما هستند. قلعهنویی چه کاری میتواند انجام دهد وقتی رامین به حمله اضافه میشود و برنمیگردد یا بازیکنی که در خط جلویی توپ را از دست میدهد، هیچ فشاری روی دفاع حریف وارد نمیکند؟