ژسوس پس از رفتن رونالدو به ابرقهرمانی پرتغالیها دست یافت!
به نقل از کیک زون، تیم ملی پرتغال در نبود اسطوره جنجالی خود با سرعت به هماهنگی چشمگیری دست یافت و هواداران را برای آینده پس از دوران رونالدو امیدوار ساخت.
پرتغال نخستین باری پس از خروج پر سر و صدای کریستیانو رونالدو از اردوی تیم ملی، در خانه به میدان آمد. ورزشگاه دراگائو در شهر پورتو میزبان رویارویی با نروژ قدرتمندی بود که در جام جهانی تا مراحل بالاتری نسبت به پرتغال پیش رفته بود.
در این بازی خانگی آیا کسی در سکوها به غیبت اسطوره بزرگ اعتراض نمود؟ آیا کسی بابت رفتار با شماره هفت و فرار او با جت شخصیاش ابراز تأسف کرد؟ آیا کسی نگران بود که بدون رونالدو، آن طور که خواهر کریستیانو مدعی بود پرتغال به دوران تاریک و معمولی گذشته بازگردد؟
پاسخ همه این پرسشها یک نه قاطع است. برعکس، سکوها تمام مدت تیم را به جلو راندند و وقتی فرانسیسکو کونسیسائو در دقایق پایانی اخراج شد و تیم باید از پیروزی دو بر یک دفاع میکرد، حمایتها به اوج خود رسید. شاید برخی بگویند چون بازی در پورتو بود تنشی ایجاد نشد و اگر مسابقه در لیسبون برگزار میشد شرایط متفاوت بود، اما واقعیت چیز دیگری است. میدانید که رونالدو فوتبالش را از اسپورتینگ لیسبون آغاز کرد و سپس به منچستریونایتد پیوست و به همین دلیل در لیسبون بیشتر از پورتو محبوب است یا دست کم اینگونه ادعا میشود.
اما نه، دلیل اصلی آرامش سکوها این است که هواداران با چشمان خود میبینند تیم بدون کریستیانو افت نکرده است. برعکس، تیم شکوفا شده و وقتی به جای نه نفر (بدون احتساب دروازهبان و کریس رونالدو) ده بازیکن در جریان بازی فعال و درگیر هستند، تصویر کلی تماشاییتر و منسجمتر به نظر میرسد. مهمتر از همه اینکه نتیجه هم به دست میآید و وقتی این نتیجه با یک نمایش چشمنواز همراه باشد، دیگر جای هیچ گلایهای باقی نمیماند.
هرچند پرتغال تا اینجا تنها سه بازی بدون کریستیانو انجام داده و این یک نمونه آماری کوچک است، اما تا پیش از این چنین فرصتی وجود نداشت و هیچکس نمیتوانست حتی برای یک بازی هم پرتغال را بدون کریستیانو ببیند. رونالدو همیشه حضور داشت و به خصوص در سالهای اخیر تقریبا هیچ مسابقهای را از دست نمیداد. حالا او نیست و پرتغال در بالاترین سطح لیگ ملتها، در سه بازی مقابل نروژ در اسلو، دانمارک و دوباره نروژ در خانه، تمام ۹ امتیاز ممکن را کسب کرده است.
البته نباید از درخشش گونسالو راموس غافل شد. بازیکنی که در نوک پیکان خط حمله به معنای واقعی کلمه جای خالی رونالدو را پر کرده و در هر سه مسابقه اخیر موفق به گلزنی شده است. او مقابل دانمارک پایهگذار گل خودش شد؛ با یک پاس عالی در میانه میدان آغاز کرد و در نهایت با یک ضربه نوکپای هوشمندانه کار را به پایان رساند. راموس برخلاف کریستیانو، فقط در محوطه جریمه حبس نمیشود؛ او مدام در حرکت است و همتیمیها همیشه میتوانند او را در جریان بازی درگیر کنند.
از سوی دیگر ژائو فلیکس هم گویی دوباره متولد شده است. او از زمان درخشش بینظیرش در بنفیکا در سال ۲۰۱۹ تا این حد باانگیزه و رها بازی نکرده بود. فلیکس در بازی با ولز که رونالدو هنوز در ترکیب بود گل پیروزی را زد، اما در دو بازی بعدی هم درخشید. او در اسلو گل زد، در پورتو به راموس پاس گل داد و مقابل دانمارک هم به عنوان یار تعویضی گلزنی کرد.
فلیکس حالا باید به اردوی النصر بازگردد و کریستیانو آنجا منتظر اوست. تصور اینکه در اولین ملاقات این دو چه حرفهایی رد و بدل میشود واقعا جذاب است. آیا نامی از ژرژ ژسوس به میان خواهد آمد و اگر پاسخ مثبت است، چه کسی سر صحبت را باز میکند؟
واقعیت این است که قهرمان اصلی این روزهای تیم ملی پرتغال نه راموس است، نه فلیکس و نه ستارههایی مانند برونو فرناندز و ویتینیا. ژرژ ژسوس مرد اول این تحول بزرگ است. او پس از خروج رونالدو در یک موقعیت بسیار دشوار قرار گرفت. هرچند ژسوس کاپیتان را اخراج نکرده بود، اما اگر تیم نتیجه نمیگرفت، همه تیغهای انتقاد بلافاصله به سمت او نشانه میرفت.
اما تیم ژسوس نتیجه گرفت، آن هم با یک فوتبال چشمنواز. این نمایشها تضاد عجیبی با بازیهای کسلکننده و بنبست تاکتیکی پرتغال در جام جهانی تحت هدایت روبرتو مارتینز دارد. مارتینز در جام جهانی تمام تخممرغهایش را در سبد رونالدو گذاشت، اما در نهایت نه بازی زیبایی ارائه داد و نتیجهگیری نکرد.
ژسوس همچنان با احترام درباره رونالدو صحبت میکند و کسی منکر افتخارات تاریخی او نیست. اما کریستیانو اردو را ترک کرده و قول داده به زحقایق را بگوید. در همین فاصله، تیم با سرعت شگفتانگیزی خود را پیدا کرده است؛ تحولی که بین بازی با ولز تا نبرد با نروژ تنها سه روز زمان برد.
لیگ ملتها برای رونالدو تورنمنت محبوبی است و او سابقه دو قهرمانی در آن را دارد. اما پرتغال امروز در مسیر جدیدی قرار گرفته که به نظر میرسد شانس موفقیتش بدون حضور کاپیتان بالاتر از زمان حضور اوست. رونالدو میتواند تا هر زمان که بخواهد با این واقعیت مخالفت کند، اما کسانی که بازیهای اخیر پرتغال را دیدهاند، با او همعقیده نخواهند بود.