فاجعهای تاریخی برای اسپانیا در کیپورد
به نقل از کیک زون، آغازیهای فاجعهبار. این تساوی طعم ناامیدی و فاجعه را به همراه داشت. بازیای از این دست که هواداران را به شدت عصبی میکند، زیرا هیچیک از انتظارات روی چمن محقق نشد. این بازی یادآور دیدار با مراکش در قطر بود.
یا حتی بدتر؛ چون اینبار حریف کیپورد بود، تیمی که احتمالاً محدودترین و ضعیفترین حاضر در جام جهانی محسوب میشد. اشکهای بازیکنانشان به خوبی نشاندهنده ابعاد این شکست بزرگ و غافلگیرکننده بود که اسپانیا رقم زد.
اما پیش از آنکه همه هشدارها به صدا درآیند، بهتر است به گذشته نگاه کنیم. این جام جهانی شباهتها و نشانههای فراوانی با آفریقای جنوبی 2010 دارد که نمیتوان از چشم پوشید. همان گروه H، همان بازی افتتاحیه مکزیک و آفریقای جنوبی، رویارویی با بیلسا در آخرین بازی مرحله گروهی... و در آن زمان نیز اسپانیا با ناامیدی و شکست غیرمنتظره مقابل سوئیس کار را آغاز کرد. همه میدانند آن تورنمنت چگونه پایان یافت: با کسب جام قهرمانی.
این موارد بیشتر شبیه به طالعبینی است تا فوتبال، و قرار نیست در گذشته زندگی کنیم، اما یادآوری این نکته ضروری است که در جامهای جهانی همیشه تیمی که بهتر شروع میکند، قهرمان نمیشود.
لوئیس دلافوئنته که شایسته هرگونه اعتمادی است، نباید از این بازی بابت انتقادها مصون بماند. تصمیم او برای حضور گاوی در ترکیب اصلی ابهاماتی ایجاد کرد و تعویضها نیز احتمالاً دیرتر از آنچه روند بازی میطلبید، انجام شدند. سرمربی کارهایی برای اصلاح خواهد داشت، زیرا بازی به روشنی ضعیف بود. اما منصفانه است که اعتراف کنیم این تیم با قهرمانی در یورو، حضور در دو فینال لیگ ملتها و یک مسیر بینقص تا این جام جهانی، اعتبار و اعتماد عظیمی کسب کرده است.
اسپانیا در اولین بازی خود در حد و اندازههایش ظاهر نشد، این واضح است. آنچه هنوز باید دید این است که آیا این ناکامی یک زنگ خطر جدی است یا صرفاً اولین لغزش در مسیری که قبلاً آن را طی کردهایم.
توقع یک توفان مقابل کیپورد وجود داشت اما دنیا با تیمی کند و قابلپیشبینی روبهرو شد که حتی بخشی از تماشاگران در ورزشگاه آتلانتا هوایشان را کردند. آن هم در حالی که آمریکاییها تقریباً برای هر چیزی دست میزدند و تشویق میکردند. اما اسپانیا با برچسب مدعی قهرمانی، وعدههای زیادی داد و در 60 دقیقه اول چیز بسیار کمی ارائه کرد. تنها شوت فران به تیرک دروازه بعد از یک حرکت خوب بین رودری و کوکوریا بود که به نظر رسید تیم دلافوئنته را بیدار کرد؛ آن هم در دقیقه 39. اما این فقط یک سراب بود. موقعیتها به دلیل ضعف کیپورد ایجاد میشدند، نه به خاطر یک فوتبال هجومی و ویرانکننده از سوی اسپانیا.
و چه اتفاقی برای اسپانیا افتاد؟ استرس بازی اول، ساعت برگزاری، دفاع بسته کیپورد، بهانههای زیادی وجود دارد، اما واقعیت این است که هیچکدام قابلقبول نیستند. بد بازی کردند و تمام.
این صحنه فراموش خواهد شد چون اسپانیا در نهایت به مرحله بعدی صعود خواهد کرد، اما اگر موقعیت از دست رفته توسط فران در نیمه اول، در مرحله یکهشتم نهایی رخ دهد چه؟ بال بارسا میتوانست حساب کار تیم ملی را در جام جهانی باز کند، اما ضربه او در مقابل دروازه خالی به تیرک افقی برخورد کرد. یک اشتباه فاحش، البته همراه با کمی بدشانسی، اما از آن دست اشتباهاتی که میتواند شما را در مراحل حذفی به خانه بفرستد.
پدری هم در جریان بازی نبود و این یکی از بدترین اخبار برای اسپانیا است، زیرا شانس لاروخا برای قهرمانی در جام جهانی از مسیر بهترین نسخه این بازیکن میگذرد. اما نه، او مقابل کیپورد در اوج نبود. این بازیکن فقط در 15 دقیقه از نیمه اول متوجه شد که چطور باید به بازی شکل بدهد و نفوذ کند، اما این شور و خیلی زود از بین رفت و او در نهایت به یک دیوار برخورد کرد و متوقف شد.
شرایطی که بازی در آن برگزار شد نیز سطح پایین اسپانیا در نیمه اول را توجیه نمیکند، زیرا استادیوم آتلانتا چمن بینقص و سیستم سرمایشی داشت که هوا را در شرایط ایدهآل 22 درجه قرار میداد. این استادیوم، ضمناً، آن جمله معروف را که میگوید برنابئو بدون شک بهترین استادیوم سیاره است، زیر سوال میبرد. ایالات متحده دارد استادیومهایی را به دنیا نشان میدهد که باید خیلی مراقب و گوشبهزنگ بود.
ارزش بازار گلر کیپورد 50 هزار یورو است (در حالی که کمارزشترین بازیکن اسپانیا از نظر مالی، بورخا ایگلسیاس، 2.8 میلیون یورو ارزش دارد)، او در تیم چاوز در دسته دوم پرتغال بازی میکند و 40 ساله است. صحبت از ژوسیمار دیاس ملقب به وزینیا است، دروازهبان کیپورد، که نمیگوییم رویای زندگیاش را برآورده کرد چون احتمالاً حتی چنین رویایی هم در سر نداشت. اما بله، دروازهبان کیپوردی اولین بازی خود در جام جهانی را تجربه کرد و این کار را در سطحی فوقالعاده انجام داد؛ او در طول 90 دقیقه هر چه به سمتش آمد را گرفت و تقریباً در تمام طول مسابقه در صدر جدول ردهبندی پاور رنکینگ مارا قرار داشت. تشویقهای تماشاگران در استادیوم کاملاً حق او بود.
اسپانیاییها هرگز بازیکنی با میزان تاثیرگذاری لامین نداشتهاند. و منظور ما فوتبال نیست، بلکه شوری است که این فوتبالیست تیم ملی ایجاد میکند. به عنوان یک آیکون جهانی، غرش استادیوم هنگام ورود او به چمن، همان غرش و صدایی بود که در پنج جام جهانی اخیر برای مسی و کریستیانو شنیده بودیم.