شب فرازمینیها: امباپه، هالند و عالیجناب
به گزارش کیک زون، در فوتبال و حتی در زندگی، گاهی اوقات زمان برای چند ساعت متوقف میشود و ما به خودمان نمیآوریم که چه چزیزی را دیدهایم. دیشب برای بسیاری که تا صبح بیدار ماندند تا مسی مورد علاقهشان را ببینند، چنین شبهایی رقم خورد. داستانی که با عصر کیلیان دوستداشتنی آغاز شد، توسط یک وایکینگ محبوب ادامه یافت و در دمدمهای صبح توسط لئو مسی، پادشاه فوتبال به اوج رسید.
میلیونها نفر در قارههای مختلف همزمان نفسهای خود را حبس کرده بودند و تاریخ، از ساعت 10 شب به وقت تهران، خلق یکی از آن روزهای خاص را آغاز کرد.
پیش از شروع جام جهانی انتظار داشتیم در چنین شبهای خاصی غرق شویم و لذت ببریم. مگر از جام جهانی غیر از این انتظار داریم؟ اگر انتظارمان غیر از این است چرا چهار سال منتظر میمانیم تا بهترین و زیباترین تورنمنت فوتبالی جهان را ببینیم و یک ماه با آن زندگی کنیم؟ اما راستش را باید گفت، انتظار نداشتیم در روزهای ابتدایی جام و در هفته اول مرحله گروهی با چنین شبهایی روبرو شویم: شب درخشش استثنایی سه ابرستاره. در فاصله چند ساعت، سه نفر وارد زمین شدند؛ نه سه بازیکن، بلکه سه ابرستاره، سه آدم فضایی. سه ستاره از سه نسل، با سه داستان کاملاً متفاوت. یکی آمده بود تا اثبات کند پادشاه جدید فوتبال است، یکی میخواست برای اولین بار رد پایش را روی بزرگترین صحنه دنیا بگذارد و دیگری... آمده بود به دنیا یادآوری کند اسطورهها پیر نمیشوند و هیچکس یارای نزدیک شدن به تاج و تخت او را ندارد، حتی شما آقای امباپه.
*پرده اول: وارث تاج و تخت وارد میشود
فرانسه در مقابل سنگال هرچه جلوتر میرفت، بیشتر به دیوار برخورد میکرد. توپ مدام اطراف محوطه جریمه میچرخید اما راهی به درون دروازه پیدا نمیکرد. حتی سنگالیها هر از چند دقیقه یکبار بسیار خطرناک ظاهر میشدند. یک لحظه همه فریاد زدند که گل شده و استادیوم به خاطر گل امباپه به وجد آمد، زیرا همه منتظر پنالتی بودند و میدانستند خود کیلیان پشت توپ خواهد رفت و گل خواهد زد. هواداران امباپه آماده بودند طعنه بزنند که او فقط از روی پنالتی گل میزند و برای او پنالتی خواهند گرفت، اما علیرضا فغانی همه چیز را به هم ریخت. سادیو مانه پای امباپه را زده بود و این در تصویر مشخص بود. اتاق VAR صحنه را چند بار بررسی کرد اما فغانی روی تصمیم خود پافشاری کرد؛ برخورد را ناشی از حرکت خود امباپه تشخیص داد و بازی ادامه یافت. کارشناسان همه او را به باد انتقاد گرفتند و اولین گل امباپه به ثمر نرسید.
بسیاری تصور کردند ستاره فرانسه تمرکزش را از دست خواهد داد. اما بزرگان، دقیقاً در چنین صحنههایی است که خودشان را نشان میدهند. چند دقیقه بعد، مایکل اولیسه یکی از زیباترین پاسهای این جام جهانی را ارسال کرد؛ توپی که انگار با خطکش اندازهگیری شده بود. امباپه با فراری برقآسا پشت مدافعان ظاهر شد و بدون هیچ مکثی، توپ را از کنار ادوار مندی به درون دروازه فرستاد.
این گل آنقدر زیباست که میخواهم دربارهاش به شکلی خاص صحبت کنم. چه کردی مایکل اولیسه؟ شرط میبندم تو پدیده اصلی این جام خواهی بود. چه ذهنی باید داشته باشی که آن نقطه را پیدا کنی و در کسری از لحظه تصمیم بگیری توپ را به آن نقطه ارسال کنی. چه تکنیک و چه مهارتی باید داشته باشی که توپ را به زیباترین و نرمترین شکل ممکن به آن نقطه بفرستی که میدانی رفیقت کیلیان آنجا خواهد بود. اولیسه کارش را به بهترین شکل انجام داد اما امباپه!
چندین و چند بار صحنه این گل را دیدهایم. تو چطور حتی قبل از اینکه اولیسه پایش به توپ برخورد کند فهمیدی که توپ قرار است برایت به آن نقطه ارسال شود. هماهنگی ذهنی این دو بازیکن که در یک باشگاه با هم توپ نمیزنند و اینطور نیست که هر روز کنار هم باشند، باورنکردنی است. امباپه به آن نقطه رسید و همانطور که از او انتظار داریم، توپ را از کنار مندی که روی زمین افتاده بود به تور چسباند.
رکوردشکنیها آغاز شد. امباپه با این گل در کنار ژوست فونتن، بهترین گلزن تاریخ فرانسه در جامهای جهانی، قرار گرفت. اما شب امباپه هنوز تازه شروع شده بود.
در اواخر بازی نوبت به یک سولو گل رسید. امباپه توپ را گرفت و با یک شوت باورنکردنی دروازه سنگال را باز کرد. هیچ رسانه و هیچ حسابی در شبکههای اجتماعی نبود که چندین تیتر عجیب و غریب درباره این گل ننویسد. یکی از زیباترین گلهای جام تا اینجا به ثمر رسید (یادآوری لازم است که در آن دقایق هنوز بازی آرژانتین شروع نشده بود و هنرنمایی فرازمینی لئو مسی را ندیده بودیم). امباپه بیچاره روی ابرها بود. تیترها با این مضامین روی صفحات رفتند: حمله وحشیانه امباپه به سنگال و همه رکوردها، کیلیان در سرزمین افسانهها، شروع حرکت جادوگر شهر آز. اما کیلیان نمیدانست چند ساعت بعد ابراسطورهای به میدان میرود که چهار سال قبل هم همه چیز را از او گرفته بود: لیونل مسی.
اما داستان امباپه فورا به سکانس مسی شیفت نکرد. قبل از آن یک میانپرده داشتیم. یک میانپرده وایکینگی.
*پرده دوم: غول شمال از دیوار عبور کرد
وقتی اسم نروژ میآید، به یاد سریال بازی تاج و تخت میافتیم. غولهای شمال با هالند آمدهاند تا در این جام جهانی شگفتی بسازند و دیشب خوب استارت زدند. وایکینگی که سالها بود جام جهانی حسرتش را میکشید: ارلینگ هالند.
تبلیغ استثنایی نایکی قبل از شروع جام جهانی را حتماً به یاد دارید. هالند عملاً چهره اصلی این تبلیغ بود. بدون شک ارلینگ یکی از مهمترین چهرههای این تورنمنت است. در دورههای گذشته واقعاً حسرت میخوردیم که او را نداشته باشیم و میگفتیم جام جهانی با هالند خیلی جالبتر میشد. دیشب فوتبال نشان داد که حق با ما بود. جام جهانی حتماً باید هالند داشته باشد.
هالند نخستین جام جهانی زندگیاش را همانطور آغاز کرد که همه انتظار داشتند؛ بیرحم، مستقیم و تشنه گل. هر بار که توپ به او میرسید، مدافعان چند قدم عقب میرفتند. انگار همه میدانستند دیر یا زود لحظه موعود از راه خواهد رسید.
هالند با قرار گرفتن در جای درست گلزنی، دروازه را باز کرد. ارلینگ را که همه میشناسیم. او کسی نیست که وقتی یک گل میزند عطشش سیراب شود و دیگر زیاد تلاش نکند. هالند مقابل عراق دوید و دوید، پرس کرد و در حرکات ترکیبی با همتیمیهایش شرکت کرد تا بالاخره نوبت به گل دوم رسید.
امباپه که احتمالاً در آن لحظات در اردوی تیم ملی فرانسه داشت برای خوابیدن آماده میشد، گلهای هالند را تماشا کرد و به این نتیجه رسید که چهره اول این تورنمنت شدن چندان آسان نیست. در طول جام جهانی بخش مهمی از خبرها به غول نروژی اختصاص خواهد داشت. او از همان بازی اول با زن دو گل نشان داد که حرفهای زیادی برای گفتن دارد. نروژ به نظر من تا حد قابل توجهی بالا خواهد رفت و ارلینگ هالند اگر نه جام طلایی، کفش طلایی را هدف گرفته است.
...اما مهمترین پرده باقی مانده بود.
*پرده سوم: پادشاه، سلطان، هر چه لقب بزرگ دارید شایسته اوست
وقتی نوبت آرژانتین رسید، همه چیز انگار آرامتر بود. نمیدانم چرا، اما همه ما به شکلی عجیب باور نمیکردیم لئو مسی از بازی اول آنقدرها بدرخشد. با این حال، عاشقان مسی و آرژانتین در همین ایران تا صبح بیدار ماندند تا عشقشان را ببینند. یک مرد با آرامشی عجیب با بازوبند کاپیتانی وارد زمین شد؛ مردی که دیگر چیزی برای اثبات نداشت، یا ما اینطور فکر میکردیم.
لیونل مسی ۳۸ ساله، در ششمین جام جهانیاش، به میدان رفته بود. مگر خود مسی نگفته بود دیگر در فوتبال چیزی نمیخواهد؟ فقط یک جام جهانی کم بود که چهار سال پیش گرفته بود. اما خیلیها دوباره اشتباه کردند. ما هنوز لئو را نشناختهایم. او انسان نیست، فرازمینی است. میدانید کاپیتان آلبیسلسته دیشب چه کرد؟ هتتریک!
هتتریک در اولین بازی جام. مقابل تیم چغری مثل الجزایر. این اولین هتتریک مسی در تاریخ جامهای جهانی بود. همان پاهایی که نزدیک به ۲۰ سال قبل نخستین گل جام جهانیاش را در آلمان ۲۰۰۶ به ثمر رسانده بودند، دیشب دوباره روی بزرگترین صحنه فوتبال جهان میرقصیدند. چه رقصی! رقصی با سه گل. تماشاگران دیگر فقط برای گلها فریاد نمیزدند. آنها میدانستند شاهد چیزی هستند که شاید دیگر هرگز تکرار نشود. دیگر شاید هرگز شاهد هتتریک مسی در جام جهانی نباشیم. باز هم از آن خیالها. خواهیم دید!
هر لمس توپ، هر دریبل و هر پاس مسی، شاهکار بود؛ شاهکاری که نویسندهاش هنوز حاضر نیست نقطه پایان را بنویسد. وقتی توپ سوم از خط دروازه عبور کرد، شبکههای اجتماعی منفجر شد. رسانههای جهان از «جادوی همیشگی» نوشتند و میلیونها نفر هاج و واج به همدیگر نگاه کردند. گل سوم مسی شبیه به گل امباپه بود. این گلها را فقط بازیکنان در این سطح میتوانند بزنند. چهار سال پیش مسی و امباپه دو چهره اصلی جام جهانی قطر بودند و دیشب ثابت کردند که امسال هم ظاهراً اوضاع بر همان منوال است.
اما اگر دیشب یک چیز را به ما ثابت کرده باشد، این است که در جام جهانی نباید زود قضاوت کنیم. این بار به یک دلیل مشخص!
امشب کریستیانو رونالدو وارد میدان میشود. یک GOAT دیگر. همه منتظر پاسخ کریستیانو به رقیب ازلی و ابدیاش هستند. عجب شبهایی را داریم تجربه میکنیم. لذت ناب فوتبال با حضور اسطورههایی که دوستشان داریم.