مسی، انسانی که در لحظات سخت، فرا انسانی میشود
با به صدا درآمدن سوت پایان مسابقهای پرهیاهو در آتلانتا، موجی از احساسات لیونل مسی را فرا گرفت. وقتی دستانش را از صورت کنار زد، اشکهایی که بر گونههایش جاری بود، آشکار شد. اشک شوق بود یا رهایی؟ شاید بیشتر شبیه اشک رهایی. تنها ۱۹ دقیقه پیش از این لحظه، به نظر میرسید آخرین حضور او در جام جهانی بسیار زودتر از موعد مقرر پایان یافته است. او یک ضربه پنالتی را از دست داده بود و آرژانتین با نتیجه ۲ بر صفر از مصر عقب بود؛ دفاع از عنوان قهرمانی در آستانه فروپاشی قرار داشت. در دقایقی از نیمه دوم، مسی گیج و مبهوت به نظر میرسید، گویی نمیتوانست اتفاقی که برای خود و تیمش در حال رخ دادن بود را باور کند.
اما ناگهان، تغییری در درونش رخ داد. گویی آتشی در او شعلهور شد. در چشم برهمزدنی، نتیجه از شکست ۲ بر صفر به پیروزی ۳ بر ۲ تغییر یافت و مصر، تیمی که تنها چند دقیقه با اولین صعود تاریخش به مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی فاصله داشت، قربانی یکی از کلاسیکترین بازگشتهای تاریخ این رقابتها شد. مسی در دقیقه ۷۹ با ارسالی دقیق، زمینه گل نخست را برای کریستیان رومرو فراهم کرد. چهار دقیقه بعد، خود او با ضربهای والی فوقالعاده که پس از برخورد به تیر دروازه وارد قفس توری شد، گل تساوی را به ثمر رساند. اگرچه در گل سوم، که از یک ضدحمله برقآسا و با ضربه سر انزو فرناندس به ثمر رسید، نقشی مستقیم نداشت، اما همه حس میکردند که این «اثر مسی» بود که آرژانتینِ مضطرب و سردرگم را ناگهان متحول کرد.
پس از بازی، مسی در گفتوگو با خبرنگاران اعتراف کرد که احساس رهایی میکند، زیرا پس از دومین پنالتی از دست رفتهاش در این جام، «خشم زیادی» را تجربه کرده بود. او گفت: «احساس میکردم در لحظهای حساس تیم را ناامید کردهام. اما خوشبختانه سرنوشت در پایان چیزی ویژه برایم کنار گذاشته بود و توانستم گل تساوی را بزنم.» خشم، سوخت نبوغ؛ حتی پس از این همه سال، هنوز بخشهایی از فوتبال مسی کمتر از آنچه باید، مورد توجه قرار گرفتهاند. یکی از این بخشها همان ویژگیای است که منتقدانش در آرژانتین سالها ادعا میکردند در مقایسه با دیهگو مارادونا فاقد آن است؛ توانایی ارتقای سطح بازی در لحظات بحرانی، بیرون کشیدن نیرویی از اعماق وجود و وادار کردن مسابقه به تسلیم شدن در برابر ارادهاش؛ چیزی فراتر از صرفاً استعداد خارقالعاده فوتبالی. تیری آنری که این مسابقه را برای شبکه فاکس تحلیل میکرد، گفت این صحنهها او را به دوران همبازی بودن با مسی در بارسلونا برد. او بیان کرد: «نباید این هیولا را بیدار کنید. به چشمانش نگاه میکنی و میبینی که ناگهان تغییر میکند. وقتی وارد آن حالت میشود، متوقف کردنش تقریباً غیرممکن است. وقتی تیمش به او نیاز دارد، سطح بازیاش را بالا میبرد. توپ را میگیرد، از کنار همه عبور میکند و تلاش میکند بازی را عوض کند.» دقیقاً همین احساس در ورزشگاه مرسدسبنز وجود داشت. مصر تا آن لحظه همه چیز را عالی مدیریت کرده بود؛ دفاعی منظم، ضدحملاتی مرگبار و دروازهبانی درخشان از سوی مصطفی شوبیر که مهار پنالتی مسی تنها یکی از چندین واکنش فوقالعاده او بود.
بازیکنان و هواداران آرژانتین منتظر جرقهای از سوی مسی بودند. اما هیچ اتفاقی نمیافتاد... تا زمانی که آن نیروی درونی بیدار شد. ابرقهرمانی که شبیه ابرقهرمانها نیست؛ مسی در نگاه اول هیچ شباهتی به قهرمانان کلاسیک ندارد. او برخلاف رقیب همیشگیاش، کریستیانو رونالدو، آن انرژی آشکار و شخصیت نمایشی یک قهرمان را ندارد؛ رونالدویی که تنها یک روز پیش با شکست پرتغال برابر اسپانیا، بیسروصدا از جام جهانی خداحافظی کرده بود. حتی مارادونا نیز پس از شکست آرژانتین مقابل شیلی در فینال کوپا آمهریکای ۲۰۱۶ گفته بود مسی «شخصیت» و «کاریزمای لازم برای رهبری» را ندارد. اما رهبری همیشه یک شکل ندارد. مسی، پس از سالها تحمل بار سنگین انتظارات مردم آرژانتین و مقایسههای بیپایان با مارادونا، سرانجام راه خود را برای رهبری یافته است؛ رهبری با عملکرد، نه با شعار. اشکهایی که همه چیز را گفتند؛ سالها مسی را بازیکنی آرام، خونسرد و حتی بیاحساس میدانستند؛ کسی که حتی در شکست نیز احساساتش را بروز نمیداد.
اما سهشنبه شب، پس از پایان بازی، او کاملاً در هم شکسته بود. وقتی همراه با همتیمیهایش مقابل هواداران آرژانتین جشن گرفتند و شروع به رقص کردند، اشکهایش دوباره جاری شد و مجبور شد با پیراهنش صورتش را پاک کند.
اگر کسی آن پیراهن را به دست آورد، شاید بتواند آن را مانند یک یادگار مقدس به نمایش بگذارد؛ «کفن آتلانتا». قهرمانی که لرزان پیش میرود... در فاصله تنها چهار روز، دفاع آرژانتین از عنوان قهرمانی به آشوب کشیده شده است. ابتدا پیروزی پرتنش ۳ بر ۲ برابر کیپورد پس از وقت اضافه، و حالا این بازگشت دیوانهوار مقابل مصر. این همان نوع پیروزیهایی است که شاید نتوان بارها روی تکرارشان حساب کرد. اشتباهات فراوان، احساسات کنترلنشده و ضعف آشکار در دفاع؛ مصریها بارها با ضدحملات خود مدافعان آرژانتین را آزار دادند. سرمربی مصر، حسام حسن، پس از مسابقه داور فرانسوا لتکسیه را متهم کرد که تحت فشار بازیکنان آرژانتین قرار گرفته است. مصطفی زیکو، زننده گل دوم مصر، حتی پا را فراتر گذاشت و ادعا کرد که «کسی» در حال هدیه دادن این جام جهانی به آرژانتین است. اما مسی هم انسان است... تا دقیقه ۷۹، حتی دخالت خدا، VAR یا خود مسی هم نمیتوانست آرژانتین را نجات دهد. یاسر ابراهیم روی اشتباه لیساندرو مارتینز گل نخست مصر را زد. کمی بعد، مسی دومین پنالتی خود در این جام را از دست داد. این بار دستکم ضربهاش داخل چارچوب بود، اما مصطفی شوبیر با واکنشی عالی آن را مهار کرد؛ دروازهبانی که شاید بهترین گلر جام تا اینجای مسابقات باشد. تیری آنری پس از بازی گفت: «همین پنالتی از دسترفته و اشکهای آخر بازی به ما یادآوری کرد که مسی هم انسان است.» اما بلافاصله اضافه کرد: «و کاری که در دقایق پایانی انجام داد، دوباره یادمان انداخت که انگار انسان نیست.» البته منظور او تحتاللفظی نبود؛ اما هنگام تماشای مسی، گاهی واقعاً چنین احساسی به بیننده دست میدهد. الگویی برای همه؛ گل تساوی مسی شاهکاری از تکنیک بود؛ ضربهای والی به توپی که روی زمین جهش کرده بود، در فضایی شلوغ و تحت شدیدترین فشار ممکن. این گل هشتم او در جام جهانی ۲۰۲۶ بود؛ آماری که او را به بهترین رکورد گلزنی یک بازیکن در جام جهانی از زمان ۱۰ گل گرد مولر در سال ۱۹۷۰ رساند.
اما زیبایی گل تنها در مهارت فنی نبود؛ بلکه در این بود که در آن لحظه، با تنها کسری از ثانیه برای تصمیمگیری، هیچ بازیکنی در تاریخ فوتبال بهتر از مسی نمیتوانست چنین ضربهای بزند.
لیونل اسکالونی پس از بازی گفت: «به بازیکنان نیمکت گفتم فقط به مسی نگاه کنید و از او الگو بگیرید. بعد از اینکه پنالتی را از دست داد، باز هم توپ خواست، باز هم دوید، باز هم تلاش کرد. راستش را بخواهید، این صحنه مو به تنم سیخ کرد.» البته اسکالونی تأکید کرد که این تنها درباره مسی نیست، بلکه درباره شخصیت کل این تیم است. اما حقیقت این است که در بیشتر اوقات، داستان آرژانتین همچنان با نام مسی گره خورده است. هرچند گل پیروزی را همتیمیهایش ساختند؛ ضدحملهای فوقالعاده با پاس خولیان آلوارس، ارسال دقیق لائوتارو مارتینز و ضربه سر تمامکننده انزو فرناندس. در آن لحظه، مسی کاملاً خسته به نظر میرسید؛ نه فقط از نظر جسمی، بلکه از نظر روحی نیز.
شاید بزرگترین خوششانسی او این بود که این مسابقه به وقتهای اضافه کشیده نشد؛ زیرا تنها چند روز دیگر، آرژانتین باید در مرحله یکچهارم نهایی برابر سوئیس، دوباره همه چیز را از نو آغاز کند.