هاشمیان با انتقاد از سرمربیگری کیروش: تغییرات بیمورد تیم ملی را تیشه به ریشه ثبات میزند
وحید هاشمیان، مهاجم و مربی پیشین تیم ملی فوتبال ایران، در گفتوگویی صریح و مفصل، به تحلیل وضعیت تیم ملی، معضلات بنیادی فوتبال ایران و خاطرات شیرین و تلخ حضور در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان پرداخت. بازیکن پیشین بوندسلیگا که به «هلیکوپتر» معروف بود، معتقد است فوتبال ایران با وجود استعدادهای فراوان، همواره با مشکلات مدیریتی دستوپنجه نرم میکند که کار را برای هر مربی در سطح جهانی دشوار میسازد. مهاجم سابق بایرن مونیخ ابتدا درباره عملکرد اخیر تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ اظهار داشت: «بهدلیل شرایط خاص و بحرانی حاکم بر کشور، متأسفانه بازیکنان نتوانستند با آمادگی کامل لجستیکی و روانی به مسابقات اعزام شوند. ما چند لژیونر کلیدی داریم که در خارج از ایران فعالیت میکنند، اما بدنه اصلی و بیشتر بازیکنان تیم ملی در لیگ داخلی حضور دارند. هماهنگ کردن این مجموعه دوپاره همیشه چالشبرانگیز است. از سوی دیگر، بهدلیل شرایط موجود بینالمللی، فرصت برگزاری بازیهای دوستانه باکیفیت را از دست دادیم و بدون ریکاوری و آمادهسازی ایدهآل وارد مسابقات به این بزرگی شدیم. لیگ هم شرایط فشرده و نامناسبی داشت. وقتی اردوها کوتاه باشد و بازیهای تدارکاتی گرهگشایی نداشته باشیم، طبیعی است که کار برای کادرفنی دشوارتر شود.» هاشمیان در ادامه به موضوع تغییرات پیدرپی و سلیقهای در کادر فنی تیم ملی اشاره کرد و این فرآیند را یکی از چالشهای اصلی فوتبال ایران دانست: «به نظر من، اگر یک سرمربی نتایج قابل قبولی کسب میکند و تیم را به هدفش میرساند، نباید بهراحتی و بهخاطر منافع گروهها تغییر کند. در برخی موارد، تغییر مربی اصلاً عادلانه نبود. مربیای که نتایج خوبی میگرفت، بدون دلیل منطقی کنار گذاشته شد. این سناریوی تلخ در تیم ملی هم تکرار شده است. گاهی تصمیمات بازیکنان، رسانهها یا باندهای مختلف تأثیر منفی شدیدی میگذارد و تصمیمهایی گرفته میشود که بیشتر تحت تأثیر پالسهای مجازی یا فشارهای بیرونی است.» هاشمیان با اشاره به یک واقعیت تاریخی، تعویض کادر فنی درست پیش از جام جهانی ۲۰۲۲ قطر را یک اشتباه استراتژیک برشمرد: «مثال بارز این تغییرات بیاثر، بازگشت کارلوس کیروش در سال ۲۰۲۲ بود. وقتی دراگان اسکوچیچ را در یک قدمی تورنمنت برکنار کردند، جانشین او فقط حدود ۲۰ روز فرصت داشت. در نهایت این تغییر چه دستاوردی برای فوتبال ما داشت؟ ما در جام جهانی ۶ بر ۲ مقابل انگلیس شکست خوردیم، آمریکا را نبردیم و تنها پیروزیمان برابر ولزی رقم خورد که بیش از ۲۰ دقیقه را ۱۰ نفره بازی کرد. بحث من شخص کیروش نیست؛ حرفم این است که وقتی یک تیم به جام جهانی صعود کرده، تغییر ناگهانی سرمربی تیشه زدن به ریشه ثبات است.» سپس هاشمیان به تجربه خود در جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان به عنوان مهاجم اصلی تیم ملی بازگشت. او همچنان معتقد است آن نسل طلایی میتوانست شگفتیساز شود: «اگر امروز دوباره فیلم بازی مقابل مکزیک را آنالیز کنید، متوجه میشوید که تا دقیقه ۷۰ بازی کاملاً پایاپای و متعادل بود. اما روی اشتباهات فردی گل خوردیم و شیرازه تیم از هم پاشید. با وجود شکست ۳ بر ۱، فاصله فنی دو تیم آنقدر زیاد نبود.» وی در مورد نبرد دراماتیک برابر پرتغال نیز چنین بیان کرد: «پرتغال در آن مقطع یک تیم کهکشانی بود؛ کریستیانو رونالدو، دکو و فیگو در اوج آمادگی بودند. با این حال، تا دقیقه ۷۰ پایاپای جنگیدیم. گل اول پرتغال با یک شوت ناگهانی از راه دور توسط دکو به ثمر رسید که به تیر خورد و گل شد. همچنین صراحتاً میگویم پنالتی اعلامشده علیه ایران اصلاً پنالتی نبود. اگر آن صحنه امروز با تکنولوژی VAR بررسی میشد، قطعاً مهاجم پرتغال به دلیل تمارض کارت زرد میگرفت و پنالتی رد میشد.» اما آخرین انتقاد هاشمیان، اذعان به مشکلات داخلی آن نسل بود: «هنوز هم باور دارم با کیفیت مهرههایی که در اختیار داشتیم، شایسته صعود به مرحله حذفی بودیم. اما یک مشکل بزرگ خانمانسوز داشتیم؛ از نظر فنی عالی بودیم، اما از نظر همدلی، اتحاد و اتمسفر رختکن آن انسجام لازم را نداشتیم. اختلافات عمیقی بین برخی ستارهها و بازیکنان وجود داشت و همین خطکشیها روی عملکرد تیمی تأثیر مستقیم گذاشت. اگر از نظر روحی یکدست بودیم، صعود کاملاً در مشت ما بود.
هاشمیان که سالها در بالاترین سطح بوندسلیگا گلزنی کرده بود، حضور در جام جهانی آلمان را یک صحنه بینظیر توصیف کرد: «آلمان برای من مثل خانه دوم بود. سالها در بوندسلیگا بازی کرده بودم و جو ورزشگاهها را میشناختم. در نورنبرگ، فرانکفورت و لایپزیگ به میدان رفتم و بازی در جام جهانی، آن هم در کشوری که سالها در آن زندگی کرده بودم، بهترین خاطره زندگی فوتبالی من است.» این مربی سابق تیم ملی در پایان، از اهداف و رؤیاهای بلندپروازانه خود سخن گفت: «رؤیای بزرگ و همیشگی من، هدایت تیم ملی فوتبال ایران به عنوان سرمربی بوده است و بعد از آن هم نیمکت پرسپولیس. من از آکادمی بایرن مونیخ فارغالتحصیل شدهام و تجربه مربیگری در سطوح مختلف ساختار بایرن را دارم. مربیگری در ایالت باواریا و بایرن بسیار جذاب و حرفهای است، اما مربیگری در فوتبال یعنی زندگی روی لبه تیغ و ریسک محض. همیشه رؤیای من این بود که روزی سرمربی تیم ملی ایران شوم. در کنار آن، کار در باشگاههایی مانند بایرن مونیخ یا پرسپولیس هم برای هر مربی افتخار بزرگی است، اما تیم ملی ایران جایگاه ویژهای برای من دارد. البته در فوتبال هیچکس نمیداند فردا چه اتفاقی رخ خواهد داد و موفقیت در این مسیر نیازمند صبر و ثبات است.»