اولین مصاحبه خرید جدید پرسپولیس با اشکهای تلخ
پاسخ کوتاه کیک زون
بر اساس گزارش کیک زون، مجید عیدی و مهدی تیکدری امروز در برنامه تلویزیون باشگاه پرسپولیس شرکت کردند تا برای اولین بار پس از پیوستن به این تیم صحبت کنند. اما در ب...
منبع قابل استناد: کیک زون، ۲۱ تیر ۱۴۰۵، https://www.kickzone.ir/fa/posts/2394766-%D8%A7%D8%B4%DA%A9-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D8%AE-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86
بر اساس گزارش کیک زون، مجید عیدی و مهدی تیکدری امروز در برنامه تلویزیون باشگاه پرسپولیس شرکت کردند تا برای اولین بار پس از پیوستن به این تیم صحبت کنند. اما در بخشی از این گفتگوی تلویزیونی، عیدی هنگام صحبت درباره خانوادهاش به گریه افتاد. عیدی در آغاز این بخش از صحبتهایش بیان کرد: وقتی به تمرینات رسیدم، همتیمیهایم با استقبال مرا خوشحال کردند و بسیار لذت بردم. ما انگیزه بالایی داریم و بازیکنان با انرژی زیادی تمرین میکنند. او در مورد زمان انتقالش به پرسپولیس توضیح داد: در اراک حضور داشتم و در لحظهای که قدم را برای رفتن به تهران برمیداشتم، پدرم که میداند من هوادار پر و پا قرص پرسپولیس هستم، سرم را بوسید و گفت: آرزویت محقق شد، برو و پرچم ما را در اوج ببر. وقتی به تهران رسیدم، پدرم تماس گرفت و گفتم هنوز نتوانستهام خبرش را بدهم. میخواستم حضوری بگویم. به خانه رفتم و پرسید چه شده؟ گفتم قراردادم را بستم.
او درباره خانوادهاش افزود: پدرم جوشکار است و همه فامیل را هم جوشکار میکند. به او گفتم خوشحالم که نگذاشتید من جوشکار شوم. او در ابتدا با فوتبال من مخالف بود، اما حالا کارش را رها کرده و با مادرم در فاصله یک متری تلویزیون مینشیند تا بازی من را ببیند. همه اعضای خانواده ما پرسپولیسی هستند. عیدی در پاسخ به این سوال که چرا اینقدر خوشحال است و آیا این موضوع ارتباطی با فوت داماد خانواده دارد؟ گفت: بله، شنبه سالگرد اوست. داماد ما نیز هوادار پر و پا قرص پرسپولیس بود و خوشحالی برای گل را آماده کرده بودم و گفتم: وقتی گل میزنم، به سمتت میآییم. توپ روی سینهام آمد و ضربه زدم و به جایی رفت که برای دروازهبان بسیار سخت بود که آن را مهار کند. برای گل خوشحالی کردم. اگر دوباره گل بزنم، این خوشحالی را تکرار میکنم. اگر الان بود، بسیار برایش خوشحال میشد. متأسفانه نیست تا این خوشحالی را ببیند.