آخرین رقص مسی در جام جهانی؛ یکشنبه، روز خداحافظی با افسانه؟
آیا یک فوق ستاره میتواند خودخواهی را کنار بگذارد یا صرفاً به دنبال منافع منطقی است؟ آیا بازیکنی بیهمتا میتواند از مرکز توجه دور شود، یا ناچار است همیشه در کانون توجه باشد؟ آیا ممکن است هیچ نقطه ضعفی در کارنامه نداشته باشند، یا ذات رقابتی آنها باید شامل مقداری زیرکی باشد؟
همانطور که جام جهانی پیش میرفت و تیم ملی آرژانتین در هر مسابقه حذفی با چالش مواجه بود و فاقد انسجام تیمی به نظر میرسید، تجربه بازیکنان باتجربه در هر موقعیت بحرانی به کمک تیم آمد. در آن شب در کانزاس، زمانی که شاگردان اسکالونی از سد سوئیس گذشتند، خولیان آلوارز رسماً به جام جهانی وارد شد تا به ما یادآوری کند که علاوه بر سخاوت بیحد و حصرش، یک مهاجم کامل است که در فوتبال جهان نمونههای آن کم پیدا میشود.
پس از اعتراف به خطر حذف در مقابل کیپ ورد و آسیبپذیری عاطفی برابر مصر، سخنان اسکالونی عملکرد آرژانتین در برابر سوئیس را توصیف کرد. سرمربی تیم، ضمن تأیید ارزش فوقالعاده بازگشت به جمع چهار تیم برتر، به بازی ضعیف تیم اذعان داشت. تحلیل واقعبینانه و دقیق او، دو عامل را مشخص کرد که با توجه به نزدیک بودن به پایان راه، بعید است تغییری کنند.
با آشکار شدن محدودیتهای جسمانی روزافزون، واگذاری زمین و مالکیت توپ سریعتر و طولانیتر شده است. در حالی که گل زودهنگام میتوانست سناریوی ایدهآلی برای کنترل بازی و حفظ برتری (با احترام به هویت اصلی تیم) فراهم کند، تنها تیمی که کاملاً از فرسودگی رنج میبرد، میتواند دفاع را فشرده کند و تنها به پرتابهای بلند دروازهبان تکیه کند. آرژانتین دقیقاً همین کار را کرد و هویت خود را از دست داد.
منطقه امن جدید این تیم، آنها را به سفری برد که مقصد نهاییاش ناگزیر، اسرارآمیز و دردناک بود. عظمت این تیم غیرقابل انکار است، اما دیگر بحث اراده نیست، این تیم دیگر تواناییاش را ندارد. تجربه بیش از حد برای پوشاندن فقدان تازگی وجود دارد. قلبی بزرگ در این تیم میتپد و با آن سعی در پنهان کردن عملکرد ضعیف فردی دارند. شجاعت این بازیکنان که میدانند چقدر برای کسب دقایق بازی در هر مسابقه تلاش کردهاند، محرک آنهاست، اما محدودیتهای جسمانیشان مشهود است.
دفاع با حضوری دوباره دیبو مارتینز قابل اتکا بود، مدافعان میانی مانند دیوار ایستادند و مهاجمان تأثیر خود را گذاشتند، اما قطعاتی که موتور این تیم را به حرکت در میآورند، دچار اصطکاک شدهاند و در این مرحله، همه چیز نشان میدهد که باید با این نقص ساختاری کنار بیایند. هیچ فرصت سخاوتمندانهای در طول بازی برای هافبکها برای استراحت و تعویض وجود نداشت و حتی فرصتی برای تعویض مسی فراهم نشد. تمام اینها هزینهبر است و روی هم انباشته میشود.
حقیقت انکارناپذیر دوم که از واقعیت نشأت میگیرد، این است که برای اسکالونی، لیست بازیکنان همین است. تا اینجا، این انتخابی از ۱۷ بازیکن است. به هر حال، به نظر میرسد تعویض آنها در جریان بازی برای او آسانتر از حذفشان از ترکیب اصلی باشد و از آنجایی که پایانها مانند فیلمنامهها، ترکیبی از درام و تعلیق بودهاند، شهود و دانش او، این مربی را بر آن داشت تا آخرین لحظه به قهرمانان جهان اعتماد کند. این پیامی بسیار مهم است. نتایج حق را به او میدهند، اگرچه عضلات تحلیلرفته بازیکنان، بحث منطقی را داغ میکند.
دوراهی پیش از چالش بعدی که بیش از آنچه این تیم تا به حال نشان داده طلب میکند، این است که آیا این لحظه برای تغییرات رادیکال و قهرمانان غیرمنتظره است یا خیر. به نظر نمیرسد در چنین مرحله حساسی از جام جهانی، زیر و رو کردن همه چیز توصیه شود و حتی سرمربی، با وجود نگرانیهایش، هیچ نشانهای از قریبالوقوع بودن یک خانهتکانی بزرگ نمیدهد.
در برابر تیم ملی انگلیس که از استعدادهای فردی سرشار است و سبکی پویا دارد (برخلاف هر چیزی که آرژانتین تا به حال تجربه کرده است)، به نیرویی مضاعف برای تقویت روحیه جنگندگی قهرمانان نیاز خواهد بود. زمان آن فرا رسیده است که سطح انتظارات را بالا ببریم، عملکرد فردی را ارتقا دهیم و آنچه را تا به حال ندیدهایم، آزاد کنیم. چالش واقعی در همینجاست.
برای سه سال و نیم، این تیم سطحی را به نمایش گذاشت که همچنان آن را در میان بهترینهای جهان قرار میداد، اکنون، بدون آن کیفیت، اما با فرهنگی بسیار غنیتر در هنر «دانستن نحوه پیروز شدن»، همچنان شکستناپذیر باقی مانده است.
فارغ از دسیسههای پیرامون این داستان، نیمهنهایی لحظه تعیینکننده دیگری را رقم میزند. غروری که از دانستن این که تا آخر هفته مجبور نیستی چمدانهایت را ببندی حاصل میشود، به این معنی نیست که همهچیز مثل قبل است. بازی ردهبندی قابل ستایش است اما آن بازی که به تو اجازه میدهد جام را بالای سر ببری، جاودانه است.
این تیم مأموریتی ناتمام دارد که تنها خودشان میتوانند آن را به سرانجام برسانند. اگر خداوند جهان را در شش روز آفرید و در روز هفتم استراحت کرد، در این سرزمینها، لذت و فراغت همیشه به شکل یک زمین خاکی و یک توپ یافت شده است. اگر تاریخ قرار است به جایی برگردد که همه چیز از آنجا آغاز شد، مسی که در باشگاههای محلی درخشید، سزاوار است که آخرین بازی جام جهانیاش در روز یکشنبه باشد، روز واقعی فوتبال. مسی باید فینال را در ۱۹ ژوئیه بازی کند. آنگاه، بله، همه چیز معنا پیدا میکند.