یک رقابت دیدنی! دو سبک متفاوت در لذت بردن از فوتبال
زیبایی و گیرایی یک رشته ورزشی که امکان بررسی و بهرهبرداری از آن به شکلهای گوناگون را فراهم میآورد، مشخصاً در قابلیت آن برای خلق رویاروییهایی نظیر مسابقه پیش روی فرانسه و اسپانیا است.
نخستین دیدار نیمهنهایی جام جهانی، شاهد رویارویی دو تیم خواهد بود که هر یک برای هراسافکنی در قلب حریفان، به ابزارهای کاملاً متفاوتی تکیه میکنند. جالب اینجاست که تیم فرانسه در ذهن بسیاری، حس شکوه و عظمت بیشتری را برمیانگیزد. با این حال، نمیتوان ادعا کرد که اسپانیا در دیدارهای خود کمتر مسلط بوده است؛ این تیم در طول رقابتهای جام جهانی، شوتهای کمتری به سمت دروازه خود متحمل شده و فرصتهای گلزنی کمتری به حریفانش داده است.
آنچه شگفتانگیز است، وجود نکات ستودنی فراوان در هر دو تیم است. از این رو، انتخاب و طرفداری از یکی بر دیگری، اساساً به نوع احساساتی بازمیگردد که هر تماشاگر در یک مسابقه فوتبال به دنبال آن میگردد.
فرانسه این قابلیت را دارد که با تکیه بر هراس ناشی از بازیکنان خلاق خود، در دل حریفان وحشت ایجاد کند. این به منزله عدم وجود نظم تاکتیکی یا یک ساختار دفاعی منسجم نیست تا چهار بازیکن برجسته تهاجمی بدون از دست دادن استحکام تیمی، در کنار هم جای بگیرند. با این حال، جادو با پاهای بازیکنی چون دمبله شکل میگیرد که قادر است از کنارهها به عمق نفوذ کرده و در مناطق مختلف زمین به حرکت درآید؛ همچنین با توانایی بیپایان اولیسه در بازیسازی، که سیستم به او آزادی عملی تقریباً مطلق بخشیده است؛ و در کنار اینها، ترکیبی از مهارت، قدرت، سرعت و گلزنی امباپه که شاید تاکنون بزرگترین ستاره جام لقب گرفته است؛ و یک وینگر که ممکن است بارکولا یا دوئه باشد، که اولی بیشتر تمایل به سرعت بخشیدن به بازی دارد و دومی قادر به یافتن راه حل در فضاهای محدودتر است.
در مقابل، اسپانیا با اتکا به کنترل توپ و پاسکاری، و به ویژه از طریق ساختار دقیق اشغال فضا و حرکات برنامهریزی شده با دقت بالا، بر حریفان خود فشار میآورد. این امر به خصوص در جام جهانی که دو دریبلزن اصلی آنها هنوز نتوانستهاند تمام قابلیتهای خود را به نمایش بگذارند، باعث شده تا سیستم به وضوح بیشتری شالوده عملکرد تیم را تشکیل دهد. در واقع، لامین یامال در حالی به رقابتها پیوست که در حال ریکاوری از مصدومیت بود و نیکو ویلیامز نیز تنها برای دقایق محدودی توانست به تیم کمک کند. این تسلط، هم تاکتیکی و هم استراتژیک است و با وجود این، به دلیل هماهنگی بینظیر در اجرای امور، بسیار زیبا جلوه میکند. اویارزابال، مهاجم کاذب تیم، از موقعیت نوک حمله خارج میشود تا در میانه میدان برتری عددی ایجاد کند یا فضایی را برای اشغال توسط همتیمیاش باز نماید. گاهی اوقات، او، دنی اولمو یا حتی بائنا، تنها برای باز کردن مسیر پاس برای رسیدن توپ به همتیمی دیگر، یک مدافع را به سمت خود میکشانند. این همان سبک خاص اسپانیا است.
نقطه محوری این مسابقه دقیقاً در رویارویی همین سبکهای بازی نهفته است. اسپانیا شاید به اندازه نیاز به اکسیژن برای نفس کشیدن، به مالکیت توپ احتیاج دارد. با این حال، چگونگی بهرهبرداری از آن حیاتی خواهد بود: باید نهایت دقت را برای جلوگیری از لو رفتن توپ و ضدحملات به کار گرفت، چرا که یک حرکت انفجاری از اولیسه، دمبله یا امباپه میتواند بسیار خطرناک باشد.
تیم فرانسه آگاه است که برای خلق موقعیت به چیز زیادی نیاز ندارد و تنها یک لحظه نبوغ و چند متر فضا برای یکی از مهاجمان ستارهاش کفایت میکند تا سرنوشت بازی را رقم بزند. اما واگذار کردن زمان طولانی در مالکیت توپ به اسپانیا، به معنای اعطای اجازه به رقیب برای اجرای سبک بازی مورد علاقهاش خواهد بود.
از منظر عملکرد، دو تیم ملی که تا به این مرحله قدرتمندترین تیمهای جام به شمار میروند، در میدان حاضر خواهند شد. با این حال، کافی است به سمت دیگر نمودار مسابقات نگاهی بیندازید تا بازیکنانی چون کین، بلینگام و مسی را مشاهده کنید. رویارویی فرانسه و اسپانیا پرخبرترین دیدار نیمهنهایی است، اما تلقی آن به عنوان یک فینال زودهنگام، تنها عجولانه خواهد بود.