اظهارات قابل توجه پدیده فصل گذشته پیش از منتفی شدن پیوستنش به پرسپولیس!
کسری طاهری، که برای دریافت جایزه «توپا» در بخش پدیده سال فوتبال ایران، در استودیوی برنامه «برجام» حضور یافته بود، در گفتگو با خداداد عزیزی و جواد خیابانی، ابعاد فنی بازیاش، دوره دشوار مصدومیت، تجربه حضور در روسیه و اهداف بلندپروازانهاش را مورد بحث قرار داد. او در خلال این مصاحبه، از قطعی شدن انتقالش به تیم پرسپولیس نیز خبر داده بود. با این وجود، تنها مدت کوتاهی پس از ضبط این برنامه تلویزیونی، انتقال طاهری به پرسپولیس به شکلی غیرمنتظره لغو شد و رضایتنامه این مهاجم جوان به باشگاه نساجی صادر گردید، تا یکی از مهمترین نقل و انتقالات تابستانی فوتبال ایران، برخلاف تصورات اولیه، محقق نشود. در ادامه، گفتههای طاهری را میخوانید: * به عنوان یک مهاجم، چه خصوصیات بارزی داری و مایل هستی چه ویژگیهایی را به مهارتهایت اضافه کنی؟ من تمایلی به تعریف از خودم ندارم، اما از سرعت بالایی برخوردارم و حس گلزنیام را بسیار برجسته میدانم. در زدن ضربات سر نیز مهارت دارم، اما فرصت کافی برای تمرین بیشتر در این زمینه برایم فراهم نمیشود. به نظرم نیاز دارم که مقداری تکنیک را نیز چاشنی کارم کنم. * آیا فکر میکنی شایسته دریافت این جایزه بودی؟ لازم میدانم از تمامی عزیزانی که این رویداد را در کیک زون رقم زدند، تشکر کنم، زیرا واقعاً این یک انگیزه مضاعف است. من حتی پرسیدم که آیا این جوایز برای فصل بعد نیز در نظر گرفته میشود یا خیر. دریافت این جایزه، محرکی است تا سال آینده نیز همین موفقیت را تکرار کنم. باید از همه دوستان بابت این برنامه تشکر ویژه داشته باشم. همچنین از کارشناسان که با رأی خود مرا انتخاب کردند، سپاسگزارم.
* اگر قرار بود خودت برنده این جایزه را اعلام کنی، آیا خودت را انتخاب میکردی؟ من حتی قبل از شروع برنامه نیز به همین موضوع فکر میکردم. ابتدا باید معنای صحیح کلمه «پدیده» را درک کنیم. به عقیده من، پدیده به کسی اطلاق میشود که ناگهان از جایی ناشناخته ظهور کرده باشد. با توجه به آمارم که در ۶ بازی، ۴ گل و یک پاس گل به ثبت رساندهام، این جایزه را حق خودم میدانم. * آیا رباط صلیبیات پاره شده بود؟ در فضای مجازی اینطور مطرح شد، اما در واقع رباط بیرونی بود. * چه مدت از میادین دور بودی؟ با توجه به اتفاقات جنگ، تقریباً ۶ ماه به طول انجامید. وقتی جنگ شروع شد، همه فعالیتها تعطیل شد و بازگشتم به میادین دشوارتر گردید. * آیا از مصدومیت مجدد ترسی نداری؟ خیر، اصلاً. * در جام جهانی نوجوانان به برزیل گل زدی. پیش از آن بازی چه نوع تصویرسازی ذهنی انجام داده بودی؟ کاری که تیم ملی بزرگسالان انجام داده بود و عکسها و آمار بازیکنان را در اختیار ما قرار داده بودند، ما نیز همان را پیاده کرده بودیم. آقای عبدی این کار را انجام داد تا ما بتوانیم مدافعان، دروازهبان و همپستهای خود را بشناسیم و تصویرسازی کنیم که این موضوع بسیار مؤثر بود. عامل اصلی همین بود که به ما کمک کرد تا تصویرسازی کنیم و پیش از بازی، ذهنیت پیروزی داشته باشیم. اما قطعاً فکر نمیکنم کسی تصور میکرد که آن بازی را در نیمه اول با نتیجه ۲ بر ۰ واگذار کنیم و سپس در نیمه دوم آن اتفاق رقم بخورد. * یکی از بازیکنان برزیل در آن مسابقه رایان بود که اکنون در جام جهانی به صورت فیکس بازی میکند. در آن زمان فکر میکردی رایان به یک ستاره تبدیل شود؟ بله، از نوع بازی او کاملاً مشخص بود. * چرا پنالتی مقابل مراکش را خراب کردی؟ در آن مقطع تجربه زیادی نداشتیم. بازیهای جام جهانی بود و فشار زیادی روی ما بود. ما هنوز کودک بودیم و پنالتی از دست رفت. دو بار پنالتی از دست رفت و جالب بود که بعد از دومین پنالتی از دست رفته، من دوباره توپ را برداشته بودم و منتظر بودم که داور مجدداً بگوید سومین ضربه را بزن. * گفته میشود پدرت پیگیر امور تو است. آیا او مدیر برنامههایت است؟ خیر، اما همیشه حواسش به من هست. * کدام بازی باعث شد که دیده شوی؟ بازی مقابل استقلال و دو گلی که به ثمر رساندم. آن بازی هم جذابیت خاصی برایم داشت و هم آن گلها باعث شد کسری طاهری مورد توجه قرار گیرد.
* شما قصد داری به پرسپولیس بپیوندی. آیا این آمادگی را داری که اگر فرصت بازی به تو نرسید، با تلاش مضاعف خودت را به اثبات برسانی؟ من از سن ۱۲-۱۳ سالگی تحت نظر روانشناس بودم. بعد از چهار یا پنج سال کار کردن با او، به یک فرد کاملاً متفاوت تبدیل شدم. همچنین چالشهایی را در روسیه تجربه کردم که به نظرم تأثیرگذار بودهاند. در آنجا بسیار اذیت شدم. * چه چیزی باعث شد به این نتیجه برسی که باید روانشناس داشته باشی؟ الگوی من رونالدو است و من به شدت او را دنبال میکنم. در اینترنت دیدم که او روانشناس، متخصص تغذیه و مربی بدنساز جداگانه دارد. به همین دلیل من نیز همان مسیر را دنبال میکنم؛ متخصص تغذیه، روانشناس، فیزیوتراپ و ... . برای هر موضوعی یک نفر را مسئول کردهام که بر کارم نظارت داشته باشد و آن را به صورت حرفهای و جدی ادامه دهم. در خصوص روانشناس هم فکر میکنم هر کسی باید یک روانشناس داشته باشد و سن و سال در این مورد تفاوتی نمیکند. در ابتدا فکر میکردم من که مشکلی ندارم، چرا باید به روانشناس مراجعه کنم؟ اما وقتی بحث باز شد، متوجه شدم که میتوان دنیا را از زاویهای دیگر دید. به نظرم به راحتی میتوانم با فشار هواداران و مسئله بازی کردن یا نکردن کنار بیایم.
* آیا روانشناس شما در مورد مصاحبههای بعد از بازی توصیهای کرده است؟ در این زمینه، او میگوید باید از هوش و ذکاوت خودم استفاده کنم تا صحبتها را از حرف طرف مقابل ادامه دهم. نباید سعی کنم با مطرح کردن یک نکته، سؤالی جدید از موضوعی دیگر طراحی کنم. باید به صورت بسیار کوتاه و مرتبط با جواب سؤال، ادامه دهم. * آیا از داشتن یک روانشناس در زندگیات راضی هستی؟ فوقالعاده راضی هستم. اگر او نبود، فکر نمیکنم بعد از تجربه روسیه همچنان فوتبال بازی میکردم. یک سال وحشتناک را پشت سر گذاشتم که حتماً دوست دارم روزی دربارهاش صحبت کنم. خدا را شکر که گذشت، اما انسان آسیبهای زیادی میبیند که بر زندگیاش تأثیر میگذارد. * آیا قبول داری که پدر و مادر بهترین روانشناسان زندگی هر انسانی هستند؟ تا یک سنی بله، اما از یک سنی به بعد شرایط تغییر میکند. اکنون جوانان ایرانی طوری شدهاند که برای ناراحت نشدن والدین خود، حرف نمیزنند و در عوض، والدین با آنها درد دل میکنند. * آینده خودت را چگونه میبینی؟ دوست دارم اتفاقاتی برایم رقم بخورد که به عنوان اولین ایرانی آنها را رقم بزنم؛ چه در زمینه رکوردشکنی، چه بازی در تیمهای سطح بالا و چه مسائل دیگر. میخواهم نفر اول باشم تا مثلاً بگویند بعد از علی آقا دایی، کسری توانست یک اتفاق بزرگتر را رقم بزند. هر چه زمان میگذرد، چالشها سختتر میشوند و من مشتاقم که به این چالشها برسم. من همیشه در زندگیام صد در صد توانم را به کار میگیرم. در مورد جام جهانی که اتفاق نیفتاد هم با خودم گفته بودم یا میشود و یا نمیشود، اما من باید صد خودم را بگذارم. از ساعت ۷ صبح تا ۷ عصر با پدرم به فیزیوتراپی میرفتم تا فقط به این تورنمنت برسم و زحماتم را جبران کنم. نشد، اما من صد در صد توانم را گذاشتم و از کسری طاهری کاملاً راضی هستم و آرامش دارم. شاید اگر صد در صد تلاشم را نمیکردم، الان عذاب وجدان اجازه نمیداد تمرین کنم و فوتبال بازی کنم. اما من صد در صد توانم را گذاشته بودم و همان شب هم تلخترین و هم بهترین شب زندگیام بود، زیرا با آرامش سرم را روی بالش گذاشتم و خوابیدم و استرسی نداشتم. * آیا نهایت آرزوهایت در آینده، فیکس شدن در تیم ملی، کاپیتانی و بازی در جام جهانی است؟ صد در صد در بحث ملی همینطور است. * آیا دوست داری در بارسلونا یا رئال بازی کنی؟ چرا که نه؟ فکر میکنم اگر اشباع نشوم و به چیزهایی که میخواهم دست پیدا کنم و جا نزنم، به راحتی شدنی است. با تلاشی که در خودم میبینم و تمرین میکنم و کار میکنم، این امر قابل دستیابی است. * خودت را در ۶۰ سالگی کجا میبینی؟ به این موضوع فکر نکردهام. نمیخواهم ۴۰ سال آینده را پیشبینی کنم، نهایتاً برای امسال برنامهریزی میکنم. * فکر میکنی جایزه پدیده سال فوتبال ایران نتیجه چه چیزی است؟ فکر میکنم زحمات یک سال و نیم که در روسیه بودم، باعث شد از همان ابتدا در لیگ بدرخشم و گل بزنم. کسی این چیزها را نمیبیند و همه میگویند چه استعدادی داری، اما کسی یک سال و نیم قبلش را نمیبیند که چه اتفاقاتی افتاده و چه هزینههایی دادهای. * حدود ۲۵۰ نفر از نخبگان فوتبال ایران رأی دادهاند تا تو به عنوان پدیده فوتبال ایران انتخاب شوی. لازم است همینجا از آنها تشکر کنم که مرا لایق این جایزه دانستند. چهار نامزد دیگر نیز لیاقتش را داشتند، اما متشکرم که به من رأی دادید. امیدوارم بتوانم سال آینده نیز آن را به دست آورم. * آیا دوست داری در مورد تیم ملی صحبتی داشته باشی؟ فکر میکنم حقشان بود که صعود کنند. خودم هم امیدوارم تلاش کنم تا خودم و کادر فنی را متقاعد کنم و در بازیهای آسیایی بازی کنم و بدرخشم.