اسپانیا به آرژانتین پیام داد: منتظر بازی فینال هستیم!
اسپانیا با نمایشی چشمگیر در برابر فرانسه، خود را به فینال جام جهانی ۲۰۲۶ رساند و پیامی واضح برای حریف خود در سوی دیگر جدول ارسال کرد: «آرژانتین، ما منتظر تو هستیم.» شاگردان لوئیس دلافوئنته، در دیداری که بسیاری فرانسه را مدعی اصلی پیروزی میدانستند، با اعتماد به نفسی مثالزدنی از سد حریف قدرتمند خود گذشتند و اکنون تنها یک گام با کسب عنوان قهرمانی جهان فاصله دارند.
اگر امشب اسپانیایی هستید، بی شک در اوج شادی و هیجان، ناخودآگاه خاطرات نسل طلایی فوتبال اسپانیا در ذهنتان زنده میشود؛ سسک فابرگاس و آن پنالتی تاریخی مقابل ایتالیا، ایکر کاسیاس، لوئیس آراگونس و ویسنته دلبوسکه. همانهایی که مسیر فوتبال اسپانیا را برای همیشه متحول کردند و این ملت را به تیمی عادتکرده به پیروزی بدل ساختند.
امروز همان میراث پرافتخار ادامه یافته است؛ تا جایی که حضور در مرحله نیمهنهایی جام جهانی برای اسپانیا دیگر امری غریب و لرزاننده برای بازیکنان تیم ملی نیست، بلکه به بخشی جداییناپذیر از هویت این تیم تبدیل شده است.
در حالی که بیشتر تحلیلگران و هواداران، فرانسه را شانس نخست صعود میدانستند، بازیکنان اسپانیا لحظاتی پیش از ورود به میدان، با لبخند در تونل ورزشگاه صف کشیده بودند. آرامش و اطمینان خاطرشان به قدری بود که گویی تنها مسئله باقیمانده، تعیین حریف با بازی «سنگ، کاغذ، قیچی» بود. همین اعتماد به نفس بالا، فرانسه را به سمت یک کابوس تمامعیار سوق داد.
اسپانیا برای فرانسه حکم شکنجهگر را ایفا کرد؛ موزهای از ترس. مانند چکیدن مداوم آب بر سر. پاس، پاس، پاس... و دوباره پاس. فرانسویها ناگزیر به دویدنهای بیپایان و جستجوی بیهوده توپ بودند. چهار ستاره بزرگی که پیش از بازی همه از آنها حساب میبردند، در نهایت جز دستانی تسلیمشده چیزی نبودند.
تمام اعتبار این نمایش درخشان باید به نام لوئیس دلافوئنته ثبت شود. او تیمی را ساخته که همچون یک اثر هنری بینقص عمل میکند و برای این رویارویی نیز نقشهای بیعیب و نقص داشت. هیچ نقطه ضعفی در ساختار تیم اسپانیا مشهود نبود. کیلیان امباپه کاملاً مهار شد، مایکل اولیسه مجبور به بازی در فاصلهای بسیار دور از دروازه حریف بود و بردلی بارکولا و عثمان دمبله در بند پدرو پورو و مارک کوکوریا گرفتار آمدند؛ دو مدافعی که سمت خود در زمین را به منطقهای غیرقابل نفوذ بدل کرده بودند. پس از آن، تنها فرصت، لذت بردن از مالکیت توپ و صعود به فینال بود.
و اکنون... اسپانیاییها از خود میپرسند، آیا همه ما آرژانتین را میخواهیم، مگر نه؟ حتی اگر بازی دشوارتر باشد. چون جذابتر است. چون انگلیس را همین چند وقت پیش در رقابتهای یورو دیدیم. اکنون نوبت لیونل مسی است، نوبت پرشورترین هواداران دنیا. همان فینالیسیمایی که قرار بود در ماه مارس برگزار شود اما هرگز به انجام نرسید. در نوزدهم جولای در نیوجرسی، رویاییترین فینال ما میتواند به واقعیت بپیوندد. اسپانیاییها خواهان فینال اسپانیا-آرژانتین هستند.
جام جهانی ۲۰۲۶، پدرو پورو را به یکی از برجستهترین مدافعان راست فوتبال جهان تبدیل کرده است. او به شکلی بیسروصدا و در سایه مارکوس یورنته به اردوی اسپانیا پیوست، اما از همان روزهای نخست جام جهانی بارها شنیده میشد که دلافوئنته چیزی را میبیند که دیگران هنوز قادر به درک آن نیستند.
سرمربی اسپانیا از بازی مقابل عربستان روی تواناییهای پورو حساب باز کرد و این مدافع نیز پاسخ اعتماد او را به بهترین شکل ممکن داد. او هم در وظایف دفاعی درخشید و هم در حملات شرکت جست. گویی کافوی افسانهای دوباره متولد شده، البته در نسخهای کاملتر؛ چرا که اسطوره برزیلی هرگز در جام جهانی گلزنی نکرد، اما پورو اکنون دو بار دروازه حریفان را گشوده است. در زادگاهش، دون بنیتو، صفحهنمایش بزرگی برای تماشای بازیهای او نصب کردهاند و شاید گام بعدی، نامگذاری یکی از میادین اصلی شهر به نام او باشد.
وای بر حال پدر و مادر اویارزابال...
کمتر کسی میتواند تصور کند که در لحظه ضربه پنالتی توسط میکل اویارزابال، چه فشار روانی بر خانواده او وارد شده است. دوربینها مادرش، دورلتا، را نشان دادند که پس از اعلام پنالتی، دستانش را بر صورتش گذاشته بود.
همه میدانند که ضربات پنالتی، هنر میکل اویارزابال است. بازیکنی که در این لحظات حساس، گویی از جنس یخ ساخته شده و اثبات میکند که پنالتی بیش از آنکه به شانس وابسته باشد، نیازمند کیفیت فنی و آرامش روانی است. این بار نیز ضربهای فوقالعاده به ثمر رساند. برخلاف معمول که با ظرافت خاصی توپ را به گل تبدیل میکند، این بار توپ را با قدرت و به گوشه بالای دروازه فرستاد. چه نفس راحتی برای آن خانواده کشیده شد.
زمانی که از اونای سیمون درباره نیمکتنشینی پدری پرسیده شد، او تنها یک پاسخ کوتاه داشت: «خب، فابیان بازی میکند.»
و واقعاً همین جمله کافی بود. فابیان روئیز بازیکنی استثنایی است؛ فوتبالیستی که مشخص نیست چرا در اسپانیا آنطور که شایسته اوست، مورد قدردانی قرار نمیگیرد، در حالی که بدون شک یکی از بهترین هافبکهای حال حاضر جهان محسوب میشود.
با وجود جنجالهای فراوانی که پیرامون نیمکتنشینی پدری به پا شد، فابیان روئیز صرفاً به انجام وظایف خود پرداخت. او در مصاف با فرانسه عملکردی فوقالعاده داشت؛ ریتم بازی را در مواقع لزوم تند یا کند کرد، مالکیت توپ را به بهترین شکل مدیریت نمود و حتی بدون توپ نیز با پرسهای مداوم و پوششهای دفاعی بینقص، در تمام نقاط زمین حضور داشت. عملکردی شبیه به یک اختاپوس.
پنالتیای که در شأن نیمهنهایی جام جهانی نبود.
لامین یامال با زیرکی خود را به جلو انداخت، اما لوکا دینیه واقعاً در آن صحنه چه میکرد؟ ضربهای که به بازیکن اسپانیا وارد کرد، ابداً در حد و اندازههای چنین مسابقه مهمی نبود. به وضوح، واضحترین پنالتی ممکن بود.
عجیبتر از آن، با وجود عدم وجود هرگونه ابهام و بدون نیاز به بازبینی VAR، بیش از سه دقیقه طول کشید تا ضربه پنالتی اعلام شده به اجرا درآید. فرانسویها تلاش کردند همان کاری را انجام دهند که پیش از این پاراگوئه به خاطرش مورد انتقاد قرار گرفته بود؛ اتلاف وقت با اعتراضهای بیمورد و به تعویق انداختن اجرای ضربه. اتفاقی که اگر داور چند کارت زرد نشان میداد، به سرعت خاتمه مییافت. اما داور تنها پنالتی را اعلام کرد و کنار ایستاد تا بالاخره ضربه زده شود.
دروازهبانی به سبک اونای سیمون، کار سادهای نیست. باید تمام طول مسابقه در اوج تمرکز بود، در هر شروع مجدد با پا ریسکپذیر عمل کرد و گاهی تا فاصله سی متری از دروازه جلو آمد، در حالی که تمام اسپانیا فریاد میزنند: «کجا میروی؟»
شاید در میان هیاهوی جشن صعود و مرور گلها، این صحنه فراموش شود، اما خروج فوقالعاده او در دقیقه ۴۲ برای قطع پاس عمقی ارسالی به سمت امباپه، شاید سرنوشت بازی را تغییر داد. امباپه در موقعیت آفساید قرار داشت و مستقیم به سمت دروازه میرفت، اما اونای سیمون با سرعتی باورنکردنی خود را رساند و توپ را مهار کرد. در دقیقه ۸۰ نیز خروج مهم دیگری از او شاهد بودیم، هرچند توپ در ادامه به دزیره دوئه رسید. در حال حاضر، برای تیم ملی اسپانیا، هیچ دروازهبانی بهتر از اونای سیمون وجود ندارد.
اولیسه در مواجهه با رودری بیش از حد خشن عمل کرد.
فرانسه در این مسابقه رویکردی بسیار فیزیکی و خشن در پیش گرفته بود. ابتدا آدرین رابیو روی فابیان روئیز خطایی مرتکب شد که مستحق دریافت کارت زرد بود. کمی بعد، نوبت مایکل اولیسه رسید که با تکلی خطرناک از پشت، روی پای رودری فرود آمد؛ صحنهای که داور تنها یک خطای ساده در میانه میدان تشخیص داد، در حالی که بسیاری معتقد بودند این خطا حداقل باید با کارت زرد و شاید حتی محرومیت سنگینتری همراه میشد.
تکل از پشت، با کف استوک و برخورد مستقیم با مچ پا، شباهت زیادی به خطای جنجالی لیونل مسی مقابل الجزایر داشت؛ همان صحنهای که در آن زمان نیز بسیاری خواستار کارت قرمز بودند. اما ظاهراً ستارهها همیشه از حاشیه امنیتی بیشتری برخوردارند.