قهرمان نشدن با استقلال، پایان مسیر مربیگری من است
جواد نکونام که سوابق درخشانی در فوتبال ایران و اروپا دارد، در مصاحبهای به یکی از سرنوشتسازترین تصمیمات حرفهای خود اشاره کرد؛ تصمیمی که به آرزوی دیرینهاش منجر شد. نکونام بیان داشت که پیوستن به استقلال نه تنها آرزوی شخصی او، بلکه خواسته قلبی پدرش نیز محسوب میشد. به همین دلیل، با وجود مشکلات و حتی ضررهای مالی، از این انتخاب پشیمان نیست. او در این زمینه گفت: «همیشه علاقهمند بودم در استقلال بازی کنم. پدرم همیشه با افتخار میگفت دوست دارد به استقلال بیایی و برای این تیم به میدان بروی. حتی زمانی که در پاس بازی میکردم، فکر میکنم سه گل هم به استقلال زدم، اما این ذات فوتبال است و این چنین مسائلی پیش میآید. وقتی پیشنهاد استقلال به من رسید، خودم بسیار مشتاق بودم. با اینکه ضرر مالی زیادی متحمل شدم و پس از آن شرایط سختی برایم پیش آمد، اما واقعاً خوشحالم که به استقلال آمدم، چون به یکی از آرزوهای خودم و پدرم جامه عمل پوشاندم.» نکونام همچنین به مخالفت خانوادهاش برای بازگشت به ایران اشاره کرد و افزود: «همسرم همیشه به من میگفت به ایران برنگرد و همینجا بمان و فوتبالت را ادامه بده و بعد از آن مربیگری را هم همینجا آغاز کن. هنوز هم گاهی این موضوع بین ما مطرح میشود، اما من تصمیمم را گرفته بودم و به ایران آمدم. همان سال هم قهرمان لیگ شدیم و به نظر من یکی از بهترین تیمهای تاریخ استقلال را در اختیار داشتیم.» سرمربی پیشین استقلال ادامه داد: «من در قراردادم حتی پاداش قهرمانی لیگ و سهمیه آسیایی را هم قید نکرده بودم و فقط نوشته بودم اگر استقلال قهرمان آسیا شد، پاداش میگیرم، چون معتقدم آن تیم باید قهرمان آسیا میشد. به باور من، آن تیم واقعاً شایستگی قهرمانی در آسیا را داشت.» نکونام سپس به اتفاقات دوران مربیگریاش در استقلال پرداخت و ادعا کرد که برخی افراد حتی پیش از آغاز فصل، در تلاش برای جلوگیری از حضور او روی نیمکت آبیپوشان بودند. او در پاسخ به سوال خداداد عزیزی مبنی بر اینکه آیا فردی در فوتبال ایران مانع حضورش در تیمهای مختلف میشود، گفت: «همین چند روز پیش هم چنین اتفاقی رخ داد.» پس از شوخی خداداد عزیزی درباره «هوا کردن» پیشنهادهای مربیگری نکونام و سوال جواد خیابانی درباره اینکه آیا این فرد در فوتبال حضور دارد یا خیر، نکونام پاسخ داد: «بله، در فوتبال حضور دارد و اتفاقاً قدرتش هم زیاد است! اما به هر حال، عمر زورگویی و این اتفاقات در فوتبال هم به پایان میرسد. من به اندازه کافی دشمن دارم، اما برخی حرفها صرفاً آدم را کوچک میکند و نیازی نیست درباره همه مسائل صحبت کرد.» سرمربی سابق استقلال در ادامه به روزهای دشوار حضورش روی نیمکت این تیم اشاره کرد و مدعی شد: «پیش از شروع فصل، افرادی را جلوی کمپ مرحوم ناصر حجازی فرستادند تا علیه تیم شعار بدهند. لیگ هنوز آغاز نشده بود. من معتقدم سه نفر در این فوتبال و باشگاه استقلال حضور دارند که اجازه نمیدهند این باشگاه به موفقیت دست یابد.»
او درباره فصل اول حضورش در استقلال نیز گفت: «همان سال خیلیها پیشبینی میکردند که استقلال در جایگاه دهم یا دوازدهم قرار بگیرد! ما به دلیل سقف بودجه با مشکلات فراوانی روبرو بودیم، بازیکن جذب نمیکردیم، مربی بدنساز من اجازه حضور روی نیمکت را نداشت و هزاران مشکل دیگر وجود داشت. با وجود تمام این مسائل، تیم ما تنها یک شکست در لیگ داشت که آن هم به دلیل اشتباه داوری بود. ما در ورزشگاه آزادی شکست نخوردیم و در خارج از خانه نیز مغلوب نشدیم و تا روز پایانی در رقابت برای قهرمانی بودیم.» نکونام ادعا کرد مشکلات او در فصل دوم نیز ادامه یافت: «از هفته دوم، اتفاقات متعددی اطراف تیم رخ داد. حتی در خصوص محل برگزاری مسابقات، دیدگاههای فنی ما اعمال نمیشد. ما از امتیاز میزبانی خود بهره نمیبردیم و در برخی بازیها شرایط به گونهای بود که عملاً به ضرر تیم تمام میشد.» او همچنین درباره رویکردهای نقلوانتقالاتی باشگاه اظهار داشت: «گاهی به من میگفتند فلان بازیکن را جذب کن، اما من میگفتم در آن پست بازیکن دارم و به بازیکن دیگری نیاز دارم. درباره جذب چند بازیکن جوان از جمله ابوالفضل زمانی، مبین دهقان و عباس کهریزی نیز مکاتبه کرده بودیم، اما به ما اعلام میکردند امکان جذب همه آنها وجود ندارد. در حالی که نگاه من به آینده باشگاه استقلال معطوف بود.»
نکونام در پایان صحبتهایش تاکید کرد که تنها دلیل ادامه همکاریاش با استقلال در آن مقطع، احساس مسئولیت نسبت به وقایع رخ داده بوده است: «پس از بازی سوم، تصمیم گرفته بودم دیگر ادامه ندهم، اما احساس میکردم در حقم نامردی میشود و به ناحق مورد هجوم قرار گرفتهام. به همین دلیل، ایستادم. امروز نیز با قاطعیت میگویم اگر همان تیم سال دوم را با شرایطی در اختیار داشته باشم که بتوانم صرفاً با مدیریت باشگاه به خوبی همکاری کنم، اگر آن تیم قهرمان نشود، دیگر مربیگری نخواهم کرد.»