عملکرد ضعیف تیم ملی والیبال ایران؛ هشداری نگرانکننده برای آینده این رشته
قبل از شروع رقابتهای لیگ ملتهای والیبال ۲۰۲۶، طرفداران تیم ملی ایران با وجود هدایت روبرتو پیاتزا برای دومین سال متوالی، امیدوار به بهبود وضعیت تیمشان بودند. بسیاری از علاقهمندان انتظار داشتند ملیپوشان نه تنها نتایج مطلوبی به دست آورند، بلکه مأموریت ناتمام فقبل یعنی صعود به مرحله نهایی لیگ ملتها را به پایان برسانند و پس از مدتها دوباره در میان برترین تیمهای جهان قرار گیرند. با این حال، روند مسابقات با تمامی این پیشبینیها در تضاد بود. تیم ملی ایران نه تنها نتوانست برای صعود تلاش کند، بلکه تا روزهای پایانی مسابقات با ترس سقوط از لیگ ملتها مواجه بود. در نهایت، با عملکرد ضعیفتر تیم کانادا، این تیم سقوط کرد و ایران در لیگ ملتها باقی ماند، اما کسب جایگاه چهاردهم در جدول، یکی از ضعیفترین عملکردهای اخیر والیبال ایران محسوب میشود و زنگ خطر جدی را برای آینده این ورزش به صدا درآورده است. در این میان، باید زحمات فدراسیون والیبال ایران را نیز نادیده نگرفت. فدراسیون به ریاست میلاد تقوی در ماههای اخیر تلاش کرد تا بهترین شرایط را برای تیم ملی فراهم آورد. ملیپوشان حدود دو ماه را در اردوهای خارجی سپری کردند و بدون بازگشت به ایران، برنامههای آمادهسازی خود را ادامه دادند. همچنین، با وجود هزینههای گزاف اعزام، برگزاری اردوها و سفرهای متعدد، بهویژه در شرایطی که کشور با چالشهای خاصی روبرو بود، فدراسیون سعی کرد تیم ملی با کمترین دغدغه ممکن در لیگ ملتها حضور یابد.
در حالی که برخی کارشناسان به عدم برگزاری دیدارهای تدارکاتی اعتراض داشتند، باید شرایط خاص کشور و محدودیتهای ناشی از وضعیت موجود را نیز در نظر گرفت؛ وضعیتی که پیش از این برای تیم ملی فوتبال ایران نیز پیش آمده بود و آن تیم نیز نتوانست پیش از رویدادهای مهم خود، بازیهای دوستانه مناسبی برگزار کند. با این وجود، به نظر میرسد امکانات و شرایط لازم برای حضور آرام و متمرکز تیم ملی در لیگ ملتها تا حد زیادی فراهم شده بود و نمیتوان شکست این تیم را صرفاً به عوامل خارجی نسبت داد. با پایان این رقابتها، بخش عمدهای از انتقادات متوجه عملکرد بازیکنان و کادر فنی تیم شده است. اگرچه روبرتو پیاتزا و همکارانش تلاش کردند تیم را از نظر فنی آماده کنند، اما نمایش ملیپوشان در طول سه هفته مسابقات فاصله قابل توجهی با انتظارات داشت. ایران در بسیاری از بازیها پس از عقب افتادن، واکنش مناسبی نشان نداد و برخلاف سالهای گذشته، روحیه جنگندگی و توان بازگشت به مسابقه در تیم مشاهده نمیشد؛ موضوعی که بیش از نتایج، نگرانی هواداران را برانگیخته است. مقایسه این نسل با نسل طلایی والیبال ایران نیز تفاوتهای آشکاری را نمایان میسازد. تیمی که روزگاری با ستارگانی چون سید محمد موسوی، سعید معروف، امیر غفور، شهرام محمودی و عادل غلامی و... تا آخرین امتیاز برای پیروزی میجنگید، اکنون در بسیاری از مسابقات از اواسط ستها نشانههایی از تسلیم شدن بروز میدهد. اگر این نسل قصد دارد در آینده به موفقیتهای بزرگ دست یابد، بیش از هر چیز باید نگرش، انگیزه و روحیه جنگندگی خود را تغییر دهد؛ در غیر این صورت، والیبال ایران نه تنها از بازگشت به جمع قدرتهای جهان دور خواهد شد، بلکه حتی ممکن است در سالهای آینده جایگاه خود را در سطح نخست آسیا نیز با خطری جدی مواجه ببیند.