هیچ باشگاهی حاضر به استخدام سرمربی قهرمان جهان نبود!
لوئیس دلافوئنته، سرمربی تیم ملی اسپانیا، در ۶۵ سالگی به یکی از برجستهترین و ستودنیترین شخصیتهای دنیای فوتبال تبدیل شده است. پس از رهبری لاروخا به قهرمانی در جام جهانی ۲۰۲۶، او به دستاوری دست یافته که تنها تعداد معدودی از مربیان به آن دست یافتهاند: رساندن یک تیم به اوج افتخارات این ورزش. به همین دلیل، نام او در تاریخ فوتبال جاودانه خواهد ماند.
دلافوئنته لحظاتی پیش از آنکه جام قهرمانی را به نشانه پیروزی بالا ببرد، بیان داشت: «احساس غرور وصفناپذیری دارم. به این نسل از بازیکنان که با این آرزوی بزرگ بزرگ شدند، به آن پایبند ماندند و آن را حتی فراتر از انتظار به واقعیت تبدیل کردند، افتخار میکنم. آنها الگویی از دوستی، خانوادگی و همکاری جمعی شدند. بازیکنانی با استعداد استثنایی که همراهیشان در این مسیر برایم افتخارآمیز بود. احساسات درونم آنقدر عمیق است که بیان آن مشکل است؛ اگر بخواهم توصیف کنم، شاید مسخره به نظر برسد. با نگاهی به گذشته و تفکر درباره آنها، موجی از احساسات وجودم را فرا میگیرد.»
آنها در ابتدا تمایلی به استخدام او نداشتند
با وجود موفقیت چشمگیر کنونی، باور این موضوع دشوار است که زمانی، باشگاهها رغبتی به جذب دلافوئنته نداشتند. در مقطعی از مسیر حرفهای او، تلفنش دیگر زنگ نمیخورد و این مربی سه فرزند، قادر به یافتن شغل نبود. نام او در میان گزینههای اول مربیگری قرار نداشت و همین امر باعث شد که او بیش از یک سال و نیم بدون تیم بماند. این دوره ناامیدکننده، سختترین دوران زندگی سرمربی کنونی تیم ملی اسپانیا بود.
دلافوئنته در مستند «Forged» که توسط مارکا تهیه شده، درباره ماههای سخت که به دلیل دوری از دنیای فوتبال، برای خانوادهاش دردناک بود، چنین بیان کرد: «درست قبل از پیوستن به فدراسیون، ۱۸ ماه بیکار بودم. احساس میکردم از دنیای مربیگری دور افتادهام. هیچ راهی برای بازگشت نمیدیدم. آن دوره، دشوارترین زمان زندگی من هم به عنوان مربی و هم به عنوان یک انسان بود.»
در سال ۲۰۱۱، دلافوئنته از سمت سرمربیگری تیم آلاوس برکنار شد. این اخراج پس از آن صورت گرفت که هیئت مدیره باشگاه خواستار بهبود عملکرد تیم شد و مدیر وقت آلاوس در برابر رسانهها پذیرفت که در انجام وظایفش شکست خورده است. این شکست، آغازگر دورهای از افول برای او بود.
در آن زمان، او به خانوادهاش پناه برد؛ خانوادهای که همواره حامی او بودهاند. به همین دلیل، بعید نیست که تیم ملی اسپانیا چنین حس اتحاد، کار تیمی و قدرتی را از خود نشان دهد. دلافوئنته از همان ابتدا تأکید داشت که این ارزشها را در طول جام جهانی به بازیکنانش آموزش خواهد داد و از آنها خواهان بود. او در این امر موفق بود و به لطف آموزههای او، تیم اسپانیا قهرمان شد. در مستند «Forged» آمده است: «او خانوادهاش را در بیلبائو ترک کرده بود، بنابراین به کنار سه فرزندش بازگشت. لوئیس با سفر به هارو، جایی که پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکردند، با این اندوه کنار آمد. او هرگز دست از تماشای فوتبال برنداشت.»
اما دلافوئنته به جای تسلیم شدن، حتی با وجود مشکلات مالی و عدم پیشنهاد از سوی باشگاهها، تصمیم گرفت خود را بازسازی کند. او از آن دوره برای مطالعه، سفر، تقویت زبان انگلیسی و اثبات تواناییهایش به باشگاههایی که او را نادیده گرفته بودند، استفاده کرد. او در این باره گفت: «کاری که من کردم این بود که دست به کار شدم، شروع به تلاش کردم و فرصتها خود به خود به سراغم آمدند. مهم است که آماده باشی تا از فرصتها استفاده کنی، زیرا گاهی فرصتی پیش میآید و آمادگی لازم را نداری. خدا را شکر، همه چیز در زمان مناسب برای من اتفاق افتاد.»
یک آگهی در روزنامه، نقطه عطفی در زندگی او بود. فدراسیون فوتبال اسپانیا به دنبال مربی برای تیمهای پایه بود و دلافوئنته بلافاصله با دوست و همبازی سابق خود، اینیاکی سائز، تماس گرفت تا درباره این موقعیت شغلی پرسوجو کند. پس از ارائه رزومه، او به خینس ملندز، مدیر وقت فوتبال پایه فدراسیون، معرفی شد و ایندراسیون او را به مدت سه ماه استخدام کرد تا به تیم زیر ۱۹ سال در راه صعود به مسابقات قهرمانی اروپا کمک کند؛ وظیفهای که او به بهترین شکل به انجام رساند. باقی داستان، همانطور که میدانیم، تاریخسازی شد.
دلافوئنته پس از فتح جام جهانی بیان داشت: «آنها الگویی برای ورزش اسپانیا، برای جوانان اسپانیایی و برای خود اسپانیا هستند. وقتی با هم هستیم، قویتر میشویم؛ شکی در این نیست. بازی میتوانست خیلی زودتر تمام شود. واکنشهای فوقالعاده دروازهبان حریف مانع از پیروزی قاطعتر و زودتر ما شد.» این سخنان به خوبی مسیر پرفراز و نشیب این مربی را نشان میدهد که او را به اوج رسانده است.