فاجعهبارترین رخداد لیگ برتر در سالیان اخیر!
این پرسش، تمام ابهامات مربوط به سهمیه لیگ قهرمانان آسیا ۲ را در بر میگیرد؛ مسئلهای که بیش از هر چیز، آشفتگی بیسابقه در نحوه تصمیمگیری مدیران فدراسیون فوتبال را نمایان ساخت. فدراسیون فوتبال برای انتخاب آخرین نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲، به شکلی عجیب تصمیم به برگزاری یک پلیآف گرفت که از همان ابتدا با موجی از اعتراضات گسترده مواجه شد؛ هم به این دلیل که چنین راهکاری در آییننامه رقابتها پیشبینی نشده بود و هم به خاطر کمبود زمان برای آمادهسازی تیمها، بهویژه پس از لغو مسابقات لیگ برتر و در بحبوحه شرایط جنگی کشور. با وجود این، سه باشگاه به میدان فرستاده شدند، مسابقات انجام شد، چادرملو با شایستگی دو تیم دیگر را شکست داد و همگان تصور کردند که پرونده پرحاشیه انتخاب نماینده سوم آسیایی ایران بسته شده است. اما فدراسیون بار دیگر نشان داد که تواناییهای خارقالعادهای در بهتزده کردن جامعه فوتبال ایران دارد. چند روز بعد، با ارسال نامهای از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا (AFC) به فدراسیون، مشخص شد که چادرملو اصلا نماینده ایران نیست و AFC پیش از این و بر اساس مکاتبات قبلی فدراسیون، گلگهر را بهعنوان نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲ پذیرفته بود. فدراسیون از همان ابتدا میدانست که AFC مهلت مشخصی برای معرفی نمایندگان ایران تعیین کرده و اسامی باید حداکثر تا دهم خرداد اعلام میشد. حتی درخواست فدراسیون برای تمدید این مهلت نیز از سوی AFC رد شد. ممبینی یک بار بهصراحت اعلام کرده بود که گلگهر نماینده ایران در آسیا است؛ با این حال، پس از اتمام همان مهلت، کمیتهای موقت برای تصمیمگیری درباره تعیین نماینده تشکیل شد و در نهایت نیز مقرر گردید که اگر تا سی و یکم خرداد رأی کمیته استیناف صادر نشود، تورنمنت سهجانبه برگزار خواهد شد؛ تصمیمی که در نهایت عملی شد. اما پرسش اصلی اینجاست: اگر همه از ضربالاجلهای AFC مطلع بودند، چرا اساساً چنین فرآیندی طراحی شد؟ اگر میدانستند AFC مهلت را تمدید نمیکند، این تورنمنت قرار بود چه مشکلی را حل کند؟ و اگر از این مقررات بیخبر بودند، چگونه مهمترین تصمیم مربوط به سهمیه آسیایی فوتبال ایران بدون اطلاع دقیق از ضوابط AFC اتخاذ شد؟
آیا فدراسیون فوتبال از سازوکار معرفی نمایندگان به مسابقات قارهای بیخبر بود؟ یا تصور میکرد AFC نیز مانند فوتبال ایران، با تصمیمات خلقالساعه و مصلحتاندیشیهای لحظهای کنار میآید و تغییر نماینده ایران را میپذیرد؟ مشکل صرفاً یک تصمیم اشتباه نیست؛ مشکل، آشفتگی در روند تصمیمگیری است. در این فرآیند، هر بخش از فدراسیون گویا مسیر مستقل خود را طی میکرد؛ دبیرکل یک اقدام انجام داد، کمیتهای موقت تصمیم دیگری گرفت، سازمان لیگ مسابقات را برگزار کرد و در نهایت AFC مسیر از پیش تعیینشده خود را پیمود. مگر فدراسیون به صورت جزیرهای اداره میشود؟ مگر رئیس فدراسیون، دبیرکل، سازمان لیگ و اعضای کمیته تصمیمگیر از یک مجموعه قوانین واحد تبعیت نمیکنند؟ اگر همه از محدودیتهای زمانی و مقررات AFC اطلاع داشتند، چرا تصمیمی اتخاذ شد که از همان ابتدا احتمال بیاثر شدنش وجود داشت؟ فاجعه اما تنها به این مسائل ختم نمیشود. فاجعه آنجاست که پس از این اتفاق، هیچکس احساس نکرد که باید پاسخگو باشد. نه رئیس فدراسیون، نه دبیرکل، نه سازمان لیگ، و نه اعضای کمیتهای که این تصمیم را اتخاذ کردند. نه توضیح شفافی ارائه شد، نه مسئولیتی پذیرفته شد و نه حتی مشخص گردید که چه کسی باید پاسخگوی باشگاه چادرملو باشد؛ باشگاهی که علیرغم اعلام مخالفت خود با برگزاری چنین تورنمنتی، در جهت احترام به روح جوانمردانه فوتبال حاضر به حضور شد، آنهم بدون بازیکنان خارجی خود و تنها با دو جلسه تمرین! حالا چطور اخباری، سرمربی چادرملو، میتواند جواب بازیکنان جوان خود را بدهد که سودای حضور در آسیا را در سر داشتند؟ حال یک سؤال فرضی و در عین حال مهم باقی میماند: اگر به جای چادرملو، پرسپولیس برنده این تورنمنت شده بود و سپس AFC اعلام میکرد نماینده ایران تیم دیگری است، آیا این پرونده به همین اندازه بیسروصدا تمام میشد؟ آیا فدراسیون میتوانست هفتهها سکوت کند و هیچ توضیحی ندهد؟ آیا با وجود فشار رسانهها، مدیران باشگاه و میلیونها هوادار، باز هم میشد بدون پذیرش مسئولیت از کنار چنین اتفاقی عبور کرد؟
پاسخ قطعی این پرسش روشن است، اما یک واقعیت عیانتر وجود دارد؛ وقتی این اتفاق برای چادرملو رخ داد، هزینه مدیریتی آن برای فدراسیون تقریباً صفر بود. نه مدیری برکنار شد، نه کسی استعفا داد، نه حتی توضیحی ارائه شد تا افکار عمومی بداند این تصمیم بر چه مبنایی گرفته شده است و اصلاً به چه علت چادرملو نتوانست راهی آسیا شود. همین مسئله نشان میدهد که میزان پاسخگویی در فوتبال ایران، گاهی بیش از آنکه تابع اهمیت یک تصمیم باشد، تابع میزان فشار رسانهای و تعداد هواداران و حامیان باشگاههاست. وقتی مهمترین تصمیمات اجرایی بدون هماهنگی با مقررات AFC اتخاذ میشود و بعد هم هیچکس مسئولیت آن را نمیپذیرد، سؤال اصلی همچنان پابرجاست: اگر قرار نبود برنده پلیآف سهجانبه نماینده ایران باشد، اصلاً چرا این تورنمنت برگزار شد؟ و اگر قرار بود باشد، چرا هیچکس امروز پاسخگوی بیاعتبار شدن همان تصمیم نیست؟ عادل عابدجوی - وکیل ورزشی