تنها بحران پرسپولیس، که حل آن غیرممکن است!
روز گذشته مراسم قرعهکشی بیست و ششمین دوره لیگ برتر برگزار شد و فرشاد پیوس، اسطوره و گلزن پرافتخار باشگاه پرسپولیس، در این مراسم حضور یافت. پس از پایان مراسم، پیوس در مقابل دوربینها حاضر شد و نکاتی عجیب و دور از انتظار درباره کادر فنی جدید پرسپولیس و بازیکنان این تیم بیان کرد. فرشاد پیوس که زمانی در محوطه جریمه حریفان بیرقیب بود و هیچ تیمی از او در امان نبود، در سالهای اخیر همواره خود را شایسته هدایت پرسپولیس دانسته و حتی چند ماه پیش، رسماً خود را به مدیریت باشگاه پیشنهاد داد. این توقع همیشگی و دستنیافتنی، معمولاً منجر به فاصلهای نامرئی بین باشگاه و ستارگان پیشین شده و گاهی اظهاراتی غیرمنصفانه را به همراه داشته است.
نکته اول؛ لحن ابتدایی فرشاد پیوس درباره انتخاب مهدی تارتار به عنوان سرمربی جدید پرسپولیس، چندان دوستانه نیست. ادبیات طعنهآمیز او درباره سابقه بازی تارتار در پرسپولیس، سرنخ دقیقی از آنچه در این مصاحبه خواهیم شنید، به مخاطبان میدهد. البته شاید دور از انتظار نباشد که پیوس از انتخاب مهدی تارتار رضایت چندانی نداشته و احتمالاً خودش را لایق این سمت میداند. در ادامه، پیوس بارها تاکید میکند که بازیکنان جدید پرسپولیس باید سابقه قهرمانی در لیگ برتر را در کارنامه خود داشته باشند و این تیم نباید از تیمهای میانی جدول بازیکن جذب کند. این طعنههای آشکار بهترین گلزن تاریخ پرسپولیس به مهدی تارتار برای جذب چند بازیکن از گلگهر، در واقع دو گزاره «جویای نام» و «داشتن سابقه قهرمانی» را که از سوی پیوس مطرح شد، احتمالاً در تضاد قرار میدهد.
نکته دوم؛ فرشاد پیوس، که عنوان بهترین گلزن تاریخ پرسپولیس و لیگ ایران را در اختیار دارد، در سال ۶۴ از باشگاه نیروی هوایی به پرسپولیس پیوست. او در کنار نسل بزرگی چون حمید درخشان، مرتضی کرمانی، مجتبی محرمی، محمد پنجعلی و چند بازیکن دیگر، دورهای طلایی و بینظیر را در تاریخ پرسپولیس رقم زدند. اما اغلب این بازیکنان بدون داشتن سابقه قهرمانی و حتی نام و آوازه بزرگ در فوتبال، راهی پرسپولیس شدند. حدود سه دهه بعد نیز این اتفاق تکرار شد و ستارگانی چون مهدی طارمی، کمال کامیابینیا، احمد نوراللهی، امید عالیشاه، علی علیپور، علیرضا بیرانوند و چند نفر دیگر، زمانی به پرسپولیس پیوستند که هنوز به افتخار خاصی دست نیافته بودند. در واقع، پیوس موضوعی را مطرح کرده که چندان با واقعیت، حداقل در تاریخ پرسپولیس، مطابقت ندارد. توقع جذب هفت بازیکن با سابقه قهرمانی، منطقی و شدنی نیست و هیچ تیمی نمیتواند هر فصل، تمام بازیکنان خود را از تیمهای مدعی و صاحب عنوان لیگ برتر جذب کند. نکته سوم؛ عبارت کلیشهای «بازیکنان باید برای پیوستن به پرسپولیس پول بدهند»، حداقل با واقعیت امروز فوتبال همخوانی ندارد. فرشاد پیوس در این مصاحبه، مانند بسیاری از همنسلان خود، باز هم به ارقام ناچیز انتقالش به پرسپولیس پرداخته، افتخارات دهه ۶۰ را مکرراً و کمی با بزرگنمایی مطرح کرده و بازیکنان امروزی را موعظه میکند که احتمالاً شنیدنی نخواهد بود. شکی نیست که بازیکنان در دهه ۶۰ به اندازه کیفیت و شایستگی خود دستمزد دریافت نکردند، اما پس از گذشت نزدیک به ۴۰ سال، تکرار مکرر این واقعیت دیگر چندان مورد توجه هواداران فوتبال قرار نخواهد گرفت. البته، فرشاد پیوس از معدود بازیکنانی بود که با تجربه چند سال بازی در لیگ قطر، شرایط مالی بهتری را نسبت به دیگران تجربه کرد. اما در همان مقطع نیز بسیاری از بازیکنان، از جمله خود پیوس، حمید درخشان، امیر قلعهنویی، مجتبی محرمی، نادر زرینچه، سیروس قایقران و بسیاری دیگر، برای دریافت دستمزد بیشتر تیم خود را عوض کردند.
نکته چهارم؛ بسیاری از بازیکنان قدیمی و سرشناس پرسپولیس، در ذهن خود داعیه سرمربیگری این تیم را دارند و تصور میکنند شایستهترین گزینه برای این سمت هستند. فرشاد پیوس نیز از این قاعده مستثنی نیست و در سالهای اخیر بارها و به صورت علنی، خود را به پرسپولیس پیشنهاد داده است. اما حقیقت این است که باشگاههای بزرگ، چه در ایران و چه در جهان، قادر به استفاده از همه ستارگان بزرگ و پرافتخار خود به عنوان سرمربی نیستند. هیچ باشگاهی در جهان تعهدی مبنی بر استخدام بازیکنان سابق خود ندارد و تنها «شایستگی و کیفیت فنی» باید عناصر اصلی حضور در باشگاههای پرطرفدار مانند پرسپولیس باشد. فرشاد پیوس در دوران ورزشی خود بیشک یکی از نامزدهای قطعی کسب عنوان بهترین مهاجم تاریخ فوتبال ایران است، اما در دوره مربیگری خود نتوانست به اهدافش دست یابد. مسئله اصلی اینجاست که باشگاهی مانند پرسپولیس نمیتواند این فرصت بزرگ و مهم را به همه پیشکسوتان خود اعطا کند. نکته پنجم؛ فرشاد پیوس پس از خداحافظی از فوتبال و در اواسط دهه ۷۰، به کادر فنی ایوان متکوویچ اضافه شد و به نظر میرسید در سالهای بعد یکی از نامزدهای اصلی هدایت پرسپولیس خواهد بود. اما بازگشت علی پروین، سلطان فوتبال ایران، تمایلی به همکاری با بازیکنانی چون فرشاد پیوس و حمید درخشان نشان نداد و آنها به حاشیه رانده شدند. متعاقباً، فرشاد پیوس دو بار با تراکتور قهرمان دسته اول شد، اما به دلیل قانون عجیب شرکت قهرمان در مسابقه پلیآف، از صعود به لیگ برتر باز ماند. در ادامه، پیوس نتوانست خود را در رده مربیگری اثبات کند و دوران حضور او در این عرصه، شباهتی به روزهای درخشان و بینظیر بازی در زمین فوتبال نداشت. گرچه برخی معتقدند بازگشت علی پروین منجر به نسلسوزی مربیان بااستعدادی چون حمید درخشان و پیوس شد، اما اکنون بیش از ۳۰ سال از آن اتفاق گذشته و به نظر نمیرسد در ۶۵ سالگی، فرشاد پیوس گزینه معقول و استانداردی از سوی هواداران برای احراز سمت سرمربیگری باشد. او بدشانس بود که آغاز کارش با بازگشت علی پروین تلاقی پیدا کرد و این فرصت مهم از دست رفت.
نکته ششم؛ تکرار این نکته خالی از لطف نیست که فرشاد پیوس قطعاً یکی از برترین بازیکنان تاریخ فوتبال ایران بوده، عنوان ارزشمند بهترین گلزن تاریخ پرسپولیس و لیگ ایران را با ۱۵۳ گل به خود اختصاص داده و یکی از عناصر مهم دورهای از پرسپولیس بوده که هنوز در ذهن هواداران این تیم باقی مانده است. همچنین تقریباً همه متفقالقول قبول دارند که در دهه ۶۰ بازیکنان از نظر مالی به اندازه کافی منتفع نشدند و روزگار تلخ کنونی برخی از آنها، شایسته و زیبنده این نسل درخشان نیست. تلاقی دوره بازی با جنگ و شرایط ویژه و نگاه نهادهای ذیربط به فوتبال، از عوامل دیگری بود که اجازه درخشش دائمی و طولانی را به این نسل نداد. اما به هر حال، چهار دهه از آن دوره سپری شده و فرشاد پیوس در ۶۵ سالگی، احتمالاً فرصت کافی برای تغییر این نگاه و تبیین یک چهره منصف در خصوص نیمکت پرسپولیس را داراست.