رئال مادرید مهره گمشده خود را در یان دیومانده یافت
باشگاه رئال مادرید با جذب یان دیومانده، بازیکنی همهکاره را به خدمت گرفته که خلاء خط حمله این تیم را پر خواهد کرد. نکته قابل توجه این است که این ستاره سابق لگانس که یک سال پیش با مبلغ ۲۰ میلیون یورو به لایپزیش پیوست، از جهات بسیاری شباهتهایی به وینیسیوس جونیور دارد. دیومانده، هافبک-وینگر اهل ساحل عاج، برخلاف وینیسیوس، بازیکنی نیست که سرعت بازی را کاهش دهد یا بیش از حد در کارهای ترکیبی دخالت کند. نقطه قوت اصلی او، حرکات مستقیم، نفوذهای سریع و شتاب انفجاریاش است. او در جام جهانی ۲۰۲۶ با سرعت ۳۴.۷ کیلومتر بر ساعت به حداکثر سرعت خود دست یافت، هرچند هنوز از رکورد ۳۷.۶ کیلومتر بر ساعتی کیلیان امباپه فاصله دارد.
توانایی دریبلزنی دیومانده او را به یکی از بهترین بازیکنان فوتبال آلمان تبدیل کرده است. او در فصل گذشته بوندسلیگا با ثبت ۱۱۸ دریبل موفق از ۲۱۳ تلاش، تقریباً دو برابر مایکل اولیسه، که ۶۵ دریبل موفق از ۱۴۹ تلاش داشت، عمل کرد. با این حال، یک تفاوت کلیدی میان او و وینیسیوس وجود دارد و آن چندپسته بودن دیومانده است. این بازیکن راستپا قادر به بازی در هر دو جناح است، اما فصل گذشته در لایپزیش، ۱۵۹۱ دقیقه در سمت راست و تنها ۴۷۸ دقیقه در جناح چپ به میدان رفت، که این امر امکان تحلیل دقیق عملکرد او در هر دو سمت را فراهم میآورد. در سمت راست، دیومانده طبق نمودارهای آماری سایت Driblab، بازی خود را با دریافت توپ نزدیک خط کناری و با احتیاط بیشتری آغاز میکند. ابتدا مدافع مستقیم را به سمت خود میکشاند، وضعیت را ارزیابی میکند و در صورت عدم یافتن فضای مناسب، حمله را از نو سازماندهی میکند. هنگام بازی با پای تخصصی خود، بیشتر سعی در عبور از مدافع از بیرون و رسیدن به خط عرضی و ارسال پاس رو به عقب دارد. او چه در حالت ایستاده و چه در حال دویدن، بیشتر با اتکا به قدرت بدنی، شتاب و تغییرات ناگهانی سرعت، از مدافعان عبور میکند تا مهارتهای صرفاً تکنیکی. حرکت مورب به داخل زمین در بازی او به اندازه وینگرهای چپپایی مانند مایکل اولیسه، تکامل نیافته است.
پای چپ دیومانده بیشتر به عنوان یک ابزار کمکی در خدمت اوست تا یک سلاح اصلی، هرچند او در فصل گذشته توانست با تغییر جهت و استفاده از پای چپ، چند گل به ثمر برساند. او معمولاً در طول دریبلهای بلند از این پا برای عبور از مدافعان بهره میبرد.
قدرت تهدید او به قدری بالاست که حتی زمانی که فضا از کنارهها بسته میشود و چندین مدافع (گاهی تا سه نفر) او را تحت فشار قرار میدهند، با کشاندن مدافعان به سمت خود، فضا را برای ارسال پاسهای عرضی به پشت محوطه جریمه یا سمت مخالف باز میکند. آمار دیومانده در جناح چپ نکته جالبی را آشکار میسازد. او در سمت راست از نظر آماری بازدهی بیشتری دارد: میانگین دریبل در هر ۹۰ دقیقه (۴.۴۱ در مقابل ۳.۲۳)، سانترهای موفق (۰.۹۱ در مقابل ۰.۶۷)، پاسهای ارسالی به محوطه جریمه (۲.۲۱ در مقابل ۱.۴۸)، شوت (۱.۷ در مقابل ۱.۴۸)، امید گل (xG) بالاتر (۰.۲۱ در مقابل ۰.۱۶) و البته از دست دادن توپ بیشتر. با این حال، احساس کلی متفاوت است. دیومانده هنگام بازی در جناح چپ، با آزادی بیشتری بازی میکند. او همچنان توپ را نزدیک خط کناری دریافت میکند، اما نسبت به سمت راست، بیشتر تمایل به حرکت به سمت داخل زمین دارد.
آمار نیز این موضوع را تایید میکند؛ او در سمت چپ، لمس توپ بیشتری در محوطه جریمه حریف دارد (۷.۸ در مقابل ۶.۵۱). در این جناح، تمرکز او صرفاً بر عبور از مدافع با استفاده از قدرت بدنی نیست. راستپا بودن به او امکان میدهد به سمت داخل حرکت کند، چه برای شوتزنی و چه برای ارسال سانتر. این امر اعتمادبهنفس بیشتری برای انجام دریبلهای تکنیکی به او میبخشد.
دو آمار مهم دیگر نیز این تفاوت را نمایان میسازند. طبق دادهها، هنگام بازی در سمت چپ، مشارکت او در امید گل (xG) افزایش مییابد (۱.۱۷ در مقابل ۰.۸۴) و امید پاس گل (xA) نیز بیشتر میشود (۰.۴۳ در مقابل ۰.۲۱). به عبارت دیگر، دیومانده در سمت راست بازیکنی با حجم بالای تولید و تکرار الگوهای تهاجمی است که بیشتر دریبل میزند و سانتر میکند. اما در جناح چپ، او به بازیکنی تبدیل میشود که میتواند با یک حرکت، ساختار دفاعی حریف را بر هم زند و ایجاد آشوب کند. در سمت چپ، الگوی دیگری نیز بیشتر مشاهده میشود: حرکت بدون توپ به عمق دفاع. از آنجا که دریافت توپ برایش دشوارتر است و اغلب پشت به دروازه توپ میگیرد یا با خطا متوقف میشود، سریع توپ را به همتیمی خود میسپارد و بلافاصله پشت مدافعان فرار میکند. در چنین شرایطی، در صورت وجود فضای باز، متوقف کردن او تقریباً غیرممکن است. از نظر دفاعی، تفاوت چشمگیری میان بازی او در سمت راست و چپ وجود ندارد. او پس از از دست دادن توپ، یکی از فعالترین مهاجمان بوندسلیگا در پرس کردن است. تصادفی نیست که او با ۱۴۸ توپگیری، بهترین آمار را در میان مهاجمانی که حداقل ۱۰۰۰ دقیقه بازی کردهاند، به خود اختصاص داده است. او همچنین دومین بازیکن برتر لیگ از نظر قطع توپ (۱۶ اینترسپشن) و چهارمین بازیکن موفق از نظر تکلهای موفق (۱۹ تکل) بوده است.
در دفاع ایستا، او موقعیت خود را بیشتر حفظ میکند، اما به محض بازپسگیری توپ توسط تیم، بلافاصله وارد فاز تهاجمی میشود. در ضدحملات، معمولاً در مناطق مرکزی زمین قرار میگیرد و با حمل توپ و بهویژه فرارهای بدون توپ پشت مدافعان، بیشترین خطر را ایجاد میکند. این دقیقاً همان سلاحی است که رئال مادرید در دوران اول ژوزه مورینیو بارها از آن بهره میبرد و کریستیانو رونالدو و آنخل دیماریا با سرعت خود دفاع رقبا را در هم میشکستند. اکنون این احتمال وجود دارد که یان دیومانده همین نقش را در رئال مادرید ایفا کند. تنها سوال این است که آیا او در جناح چپ خطرناکتر خواهد بود یا در جناح راست؟