وسوسه یک فصل بزرگ برای نکونام در تراکتور
به گزارش کیک زون، برخی اخبار آنقدر ناگهانی اعلام میشوند که فرصت بررسی و درکشان وجود ندارد. صبح امروز یکی از چنین خبرهایی از تبریز مخابره گردید: محمد ربیعی تراکتور را ترک کرد و جواد نکونام به عنوان سرمربی جدید جایگزین او شد. تصمیمی سریع که طی چند ساعت، به یکی از پراهمیتترین اخبار فوتبال ایران تبدیل شد. این تغییر حداقل در واکنش اولیه، با استقبال گسترده همراه بود. مربی که اکنون باید یکی از پرمهرهترین تیمهای فوتبال ایران را از نو تعریف نماید، بدون آنکه لزوماً چیزی را از نو بسازد. مسئله همینجا است. جواد برای ساختن تراکتور فرصت چندانی ندارد. تنها شش روز تا اولین بازی فصل مقابل پیکان باقی مانده است. شش روز برای آنکه با بازیکنان جدیدش همکاری کند، روابط رختکن را درک کند، ایدههایش را منتقل نماید و تصویری ابتدایی از تیمی خلق کند که قرار است هم از عنوان قهرمانیاش دفاع کند و هم در آسیا برای فوتبال ایران بجنگد.
پس از جدایی از استقلال، نکونام برخلاف انتظار بسیاری، به سرعت روی نیمکتی جدید ننشست. نام او در زمانهای مختلف مطرح شد، اما هیچکدام از این مسیرها به مقصد نرسید. حالا بازگشتش نه در یک تیم میانه جدول، بلکه روی نیمکتی اتفاق افتاده که سقف انتظارات از همان روز اول، کسب جام است.
این نیمکت البته فقط به دنبال جام داخلی نیست. تراکتور در فصل پیشرو باید در لیگ، جام حذفی و لیگ نخبگان آسیا به رقابت بپردازد. فصلی که در صورت طی کردن تمام مسیرها، تعداد بازیهایش میتواند به حدود ۵۰ مسابقه برسد. یعنی یک فصل فرسایشی، با سفرهای مکرر، مصدومیتها، محرومیتها، افت فرم و لحظاتی که دیگر نمیتوان با یازده بازیکن ثابت از آنها گذشت.
نکونام یک بار چنین فصلی را تجربه کرده. در دوران فولاد خوزستان که تیمش هم در آسیا حضور داشت، هم در لیگ رقابت میکرد و هم در جام حذفی تا فینال پیش رفت و جام را به خانه برد. پنج فصل پیش و حالا دوباره همان مسیر پیش روی اوست؛ با این تفاوت که اینبار مقصد، تبریز است و انتظارات، بزرگتر. در ادبیات مدیریت و مطالعات مربوط به عملکرد تیمی، یک اصل ساده وجود دارد: هر تغییری، هزینهای به همراه دارد. حتی اگر تغییر در ظاهر رو به جلو باشد، مدتی زمان لازم است تا یک مجموعه دوباره به ریتم برسد، افراد نقشهای جدید را درک کنند، اعتماد شکل بگیرد و تصمیمها از حالت واکنشی خارج شوند. در فوتبال، این هزینه را گاهی با امتیاز و گاهی با حذف شدن میپردازند. اما نکونام در موقعیت متفاوتی قرار دارد. او تیمی را تحویل نگرفته که نیاز به خانهتکانی دارد. تراکتور فصل گذشته قهرمان شده و ساختار موفقش هنوز پابرجاست. مأموریت نکونام، ویران کردن و دوباره ساختن نیست، بلکه ظریفتر از این حرفهاست. او باید بفهمد کدام آجرهای بنای قبلی را دستنخورده باقی بگذارد و کدام بخشها را با امضای خودش بازسازی کند.
شاید اولین بازی مقابل پیکان دقیقاً از همین منظر اهمیت پیدا کند. نتیجه، البته مهم است اما اهمیت بزرگتر آن مسابقه در تصویری است که از تراکتور تازه به دست میدهد. آیا نکونام آمده تا همه چیز را تغییر دهد یا آمده تا روی یک تیم آماده، جزئیات خودش را اضافه کند؟ پاسخ این پرسش شاید از همان اولین ترکیب و نخستین نود دقیقه قابل تشخیص باشد. در فوتبال، گاهی هنر مربی در چیزی نیست که تغییر میدهد، بلکه در چیزهایی است که جرات میکند تغییر ندهد. تراکتور امروز بیش از آنکه نیازمند یک انقلاب باشد، نیازمند نظم است. به واقع تیمی که قهرمان شده، باید بهتر شود، نه لزوماً متفاوت. برای نکونام، شش روز تا پیکان شاید کوتاهترین بخش این ماجرا باشد. چالش اصلی از پس از آن آغاز میشود. وقتی هیجان انتخاب فروکش کند، مسابقات پشت سر هم برگزار شود و تراکتور ناچار شود میان قهرمانی در ایران و رؤیای درخشش در آسیا، تعادل برقرار کند. جواد به تبریز آمده تا چیزی که از قبل ساخته شده را به نام خودش ثبت کند. اگر بتواند میان تغییر و ثبات، میان جاهطلبی و واقعبینی، و میان یک تیم قهرمان و تیمی که هنوز باید دوباره قهرمان شود، مرز درستی پیدا کند، آنوقت تصمیم ناگهانی صبح امروز میتواند در پایان فصل، یکی از حسابشدهترین تصمیمهای فوتبال ایران قلمداد شود.