علی دایی: ترک فوتبال، تولد مجدد من بود!
به نقل از رسانه ورزشی، ایام برگزاری جام جهانی فرصتی فراهم کرد تا بار دیگر ایرانیان از یکی از برترین چهرههای تاریخ فوتبال خود، علی دایی، یاد کنند. بازیکنی و مربی همواره خبرساز که اکنون نیز در دوران دوران فوتبالش هر بار سخن میگوید، همه اطرافش را تحت تأثیر قرار میدهد. در ایام برگزاری جام جهانی، هم علی دایی در مرکز توجه بود و هم حرفهایی که درباره او زده میشد. از جمله موضوع مربوط به علیرضا بیرانوند و استوری او علیه این ستاره تاریخساز فوتبال ایران و همچنین نکاتی که درباره ماجرای حضور او در تیم ملی و برکناریاش توسط رئیس جمهور وقت (محمود احمدینژاد) مطرح شد. آنچه در ادامه میخوانید، بخشی از یک گفتگوی قدیمی با علی دایی است که در آن به طور دقیق درباره برکناریاش از سوی احمدینژاد صحبت میکند. در زمان انجام این گفتگو، دایی حدود یک سال بود که از فوتبال کنار رفته بود و بنابراین بخشی از گفتگو نیز به ماجرای برکناریاش از سایپا میپرداخت. البته در آن زمان هنوز مشخص نبود که دایی تا کی از فوتبال خارج خواهد ماند؛ دوریای که تا امروز به طول انجامیده است.
* پس از جدایی از تیم ملی به نظر میرسید با فوتبalschmidt قهر کرده بودید و حدود ۹ ماه از فوتبال دور بودید. آن موقع یادم هست من با بچههای تیم ملی خداحافظی کردم. من ساعت ۱۰ با بچههای تیم ملی در اردو خداحافظی کردم و وسایلم را برداشتم و به خانه رفتم. ساعت یک آقای کفاشیان به من زنگ زد و گفت من صحبت میکنم و چنین چیزی درست نیست. اصلاً خبر را نشنیده بود. در حالی که بچههای خبرنگار، خبر محرمانهای که از ریاست جمهوری فرستاده بودند، به من داده بودند. من خداحافظیام را کرده بودم اما مدام اصرار میکردند که ما خودمان این کار را انجام دادهایم. موضوع بعد از چند سال مشخص شد. * اگر آن روز شما رئیس جمهور بودید و تیمتان در یک بازی به آن شکل شکست میخورد، ممکن بود لج کنید و چنین تصمیمی بگیرید؟ اگر من رئیسجمهور بودم، در چنین بازی حساسی به ورزشگاه نمیرفتم. دوم اینکه آن زمان انتخابات دور بعدی در پیش بود و مطمئناً من نمیرفتم. در مورد کار بعدش هم من یک سوال از شما دارم؛ رئیس جمهور باید مربی فوتبال عوض کند؟ کجای دنیا یک رئیسجمهور را دیدهاید که مربی تیم بسکتبال، والیبال و فوتبال عوض کند؟ رئیسجمهور باید به مسائل کلان رسیدگی کند. این مسائل که در حیطه کاری رئیسجمهور مملکت نیست. ما دیدهایم که در تمام دنیا اکثر مدیرعاملها فوتبالی نیستند، از پرز گرفته تا بقیه. اما در کنار خودشان مشاوران ورزشی و فوتبالی دارند که خیلی به آنها کمک میکنند. اولین وظیفه مدیرعامل این است که بحث اقتصادی یک باشگاه را به نتیجه برساند. شما یک مدیرعامل بگویید که بحث اقتصادی کرده و یک باشگاهی را خودکفا کرده است. البته خیلی مشکل دارند اما شما بگویید که پنج درصد هم کار کرده باشد. با این حال راحت نظر میدهند و بعد از یک ماه درباره کسی که ۳۰ سال عمرش را گذاشته، بحث فنی میکنند. اینها دردآور است، وگرنه مدیرعاملهای ما هم خیلی مشکل دارند. من هیچوقت نمیگویم مدیرعامل باید فوتبالی باشد، بلکه باید اطرافش مشاوران خوب فوتبالی باشند که کمک کنند.
* در این سالها هیچوقت فرصت بحث فنی درباره بازی ایران و عربستان نبوده است. شما الان مربی باتجربهتری هستید؛ اگر دوباره در آن موقعیت قرار بگیرید، کاری هست که به عنوان سرمربی انجام بدهید؟ مطمئناً تغییراتی میدادم. * چقدر به این موضوع فکر کردهاید؟ روراست بگویم زیاد فکر نکردم، چون بعد از آن اتفاقاتی افتاد که فکر کردم ارزشش را ندارد راجع به این مسئله فکر کنم. من درباره چیزی فکر میکنم که بتواند به من کمک کند. متاسفانه خیلی چیزها خیلی غیرورزشی اتفاق میافتد و اینها به ما لطمه وارد میکند. * زمانی که سرمربی تیم ملی شدید، این بحث وجود داشت که انتخاب شما از همان سمتی که منجر به برکناری شما شد صورت گرفته است. این درست است؟ من چنین چیزی را قبول ندارم. آقای کفاشیان، مدیر وقت فدراسیون، میتواند شهادت بدهد. ایشان بیست بار زنگ زد. من سر تمرین بودم و میخواستند من بیایم و مذاکره کنم. شما فکر میکنید حالا وزیر ورزش در انتصاب سرمربی تیم ملی دخالت نمیکند؟ * دخالت میکنند. تمام شد و رفت. آن موقع هم همین بود. فکر میکنم کمیته ملی المپیک هم میتواند دخالت کند. آن موقع هم همین بود. مگر وزیر ورزش من را کنار گذاشت؟ من را رئیسجمهور کنار گذاشت. پس اصلاً و ابداً این حرفها به هم نمیخورد. الان هم شاید یکی از مخالفتهایی که برای تیم ملی من شد، از سمت وزارت ورزش بود.
* اتفاقاتی که در سایپا برای شما رخ داد، این ذهنیت را ایجاد کرد که شما با همه مدیران مشکل پیدا میکنید. من آدمی نیستم که مجیز کسی را بگویم، همیشه حق را میگویم. من نمیتوانم جواب کسی را ناحق میگوید ندهم. شاید باور نکنید اما من در تیم سایپا میدانستم مدیریت دوست دارد ما ببازیم. * این موضوع را به شما میگفتند؟ بله. خیلیها ما را دوست دارند. اینها منتظر بودند که ما را فنی اخراج کنند. اگر دیده باشید ذوبآهن از زمانی که آقای منصوریان آمد تحویل خوبی پیدا کرد و به تیمی نباخته بود. اینها فکر کردند در اصفهان ما چهار پنج گل میخوریم. من بعد از اینکه تیم ذوبآهن را آنالیز کردم، در جلسه فنی به همکاران و بچهها گفتم امروز برای خودتان بازی کنید، برای کسانی که دوستشان دارید، شاید بعد از بازی اتفاقات دیگری بیفتد. بچهها هم سنگ تمام گذاشتند و بهترین بازی فصلشان را انجام دادند. مگر شوخی است که در اصفهان ذوبآهن را ۲-۰ ببری و چند موقعیت را از دست بدهی و موقعیت ندهی؟ من همان روز میدانستم بعد از بازی عوض میشوم.
* شما این داستان را در پرسپولیس هم داشتید. مطمئناً خیلی اتفاقات افتاده است. اینجا جایش نیست و من مثل خیلیها دریده نیستم که اسم کسی را بیاورم و با آبرویشان بازی کنم. زمان آقای کاشانی ما ۴-۱ در آزادی به صبا باختیم. ببینید دفاع وسط پرسپولیس که الان بیرون نشسته و دیگر بازی نمیکند و چند بازیکن، وسط بازی به بازیکن صبا چه میگفتند. میتواند بیاید شهادت بدهد. این جو باعث میشود که من الان احساس آرامش و راحتی پیدا کنم که از فوتبال بیرون آمدهام. روزی که اینها من را از سایپا اخراج کردند، روز تولد دوباره من بود. البته در قرارداد ما اخراج نبوده و متاسفانه چنین بحثی را برای خبرگزاریها به کار بردند که با جایگاه ما بازی کنند. اصلاً آنقدر سبک شده بودم که حد نداشت. در خانه به من میگفتند چرا اینطور هستی و میگفتم راحت شدم. خیلی چیزها را میدیدم و نمیتوانستم در خانه هم بیان کنم. یک تولد دوباره به من داد. من خیلی وقت بود که میتوانستم دخترم را از مدرسه بردارم و کم کنارش بودم اما در این مدت یک دختر دیگر کشف کردم و شناختم. دستشان درد نکند که چنین فرصت بزرگی را به من دادند که این چیزها را تجربه کنم. تجربیات خوبی برایم بود.