ستاره مصر به مدافع ایران: بیا مساوی کنیم!
به نقل از رسانه کیک زون، سعید عزتاللهی که از بازیکنان تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ بود، در گفتگوی امشب با برنامه فوتبال برتر پیرامون شرایط ایران در این مسابقات اظهار نظر کرد و با عذرخواهی از مردم، تأکید نمود که بازیکنان و اعضای تیم ملی تمام توان خود را برای صعود به کار گرفتهاند. او با اشاره به شرایط دشوار آمادهسازی، بیان کرد هیچ بهانهای برای ناکامی وجود ندارد و از اینکه نتوانستند شادی صعود را به مردم هدیه کنند، شرمنده هستند
عزتاللهی همچنین درباره اتفاقات بازی پایانی ایران در مقابل مصر توضیح داد و در بخشی از صحبتهایش به نکتهای جنجالی اشاره کرد. او مدعی شد پس از اعلام پنالتی به سود ایران، مدافع میزی مصر به او پیشنهاد داده که دو تیم به تساوی رضایت بدهند تا هر دو راهی مرحله بعد شوند.
در ادامه، بخشی از صحبتهای عزتاللهی را میخوانید:
* از مردم بدون هیچ بهانهای عذرخواهی میکنم. من اهل گلایه و مصاحبه نیستم و دوست ندارم فضا را متشنج کنم. باید از همه مردم کشورم، چه هموطنانی که در ایران بودند و چه هموطنان خارج از کشور، به ویژه کسانی که در آمریکا با قلبشان به ما غرور دادند، عذرخواهی کنم. من فکر میکنم آنچه لایق مردم ما بود، رخ نداد و ما شرمنده شدیم. دوست داشتیم این شادی را از طریق فوتبال به مردم هدیه کنیم اما شانس یار نبود یا شاید خواست خدا بود. هیچ عذر و بهانهای نمیتوانم بیاورم. ما همه تلاشمان را کردیم، اما اگر کافی نبود و نتوانستیم، عذرخواهی میکنم.
* آنها بهانهتراشی میکردند تا ذهن ما را مشغول کنند. چیزی که میتوانم شهادت بدهم این است که تک تک بچهها و اعضای تیم ملی با همه وجودشان زحمت کشیدند تا این اتفاق بیفتد. ما چه شرایط سختی برای آمادهسازی داشتیم و چه مسیر سختی را طی کردیم، از تغییر کمپ تیم ملی در مسابقات جام جهانی تا کلی داستانهایی که ایجاد شد. هر روز بهانهتراشی میکردند تا ذهن تیم ملی را مشغول کنند. زمانی که تیم ملی رسید، زمان کافی وجود نداشت تا یک تیم که وارد تورنمنتی بزرگ مثل جام جهانی میشود، آماده شود. ما فقط چهار روز قبل از اولین مسابقه به قاره دیگری رسیدیم اما فکر میکنم تک تک بچهها و اعضای تیم ملی با تمام قلبشان در زمین جنگیدند.
* روز آخر حضورمان در تورنمنت از ذهنم پاک نمیشود. ما همیشه گفتهایم که از نظر امکاناتی، بازیهای تدارکاتی و سختافزارهایی که همه تیمهای جام جهانی داشتند، ما نداشتیم. ما فقط رفته بودیم که هر چه در بدن و پاهایمان است، بگذاریم و بجنگیم و در نهایت هم نشد. قطعاً یکی از تلخترین صحنههایی که تا آخرین روز زندگیام در خاطرم میماند، روز آخر است که با توجه به بازیهای باقیمانده طی کردیم، مخصوصاً ردوبدل شدن آن گلها در بازی الجزایر و اتریش. جو طوری بود که هرگز از یادم نمیرود. نه تنها من، فکر میکنم آن لحظه از ذهن تک تک مردممان هم پاک نشود.
* شاید خدا میخواست درسی به ما بدهد. شاید باورتان نشود، در همان ۲۰ ثانیهای که الجزایر گل زد، داشتم پیام تبریک میگرفتم و بعد از ۲۰ ثانیه که باز کردم، دیدم همه پاک کردهاند. از آن زمان حدود یک ماه و نیم گذشته اما مدام این سوال برای من بوده که چرا این اتفاق نیفتاد و کجای کار مشکل است. در نهایت میگویم شاید خدا میخواست چیزی را نشان بدهد و درسی را به ما بدهد. شاید باید تغییراتی در خودمان ایجاد کنیم. من از دقیقه ۷۰ بازی الجزایر و اتریش دیگر نگاه نکردم و به اتاقم رفتم، چون آنقدر از نوع بازی دو تیم شوک شده بودم که به اتاق رفتم و گفتم دیگر امیدی ندارم. از روی اپلیکیشنهایی که به صورت لایو نتایج را نشان میدهند، دنبال میکردم. اگر دیده باشید، در اپلیکیشن نشان میدهد توپ کجا جابجا میشود و در مقطعی مدام توپ به وسط زمین میرفت و دوباره به خط دفاعی برمیگشت.
* مدافع مصر به من گفت بیایید مساوی کنیم. من که دوست ندارم قضاوتی کنم اما شاید اگر ما هم در موقعیت الجزایر و اتریش بودیم، ترجیحمان همین اتفاق بود. حتی در بازی مصر هم زمانی که ما گل اول را بر خلاف جریان بازی خوردیم، دوچندان حمله میکردیم که پنالتی شد. قبل از پنالتی، دفاع وسط مصر که بازیکن تیم العین است و رفاقتی با هم داریم، آمد و با من صحبت کرد و گفت لطفا با بچههایتان صحبت کنید، با مساوی هر دویمان بالا میرویم. من به او گفتم ما که کاری نداریم، شما به ما گل زدید. گفت نه این بازیکنمان جوان بود و بازی اولش بود و جوگیر بود. شما بیایید مساوی کنیم و دو تیم بالا برویم. من هم گفتم باشه. از شانس ما هم پنالتی خراب شد و بدتر استرس گرفتیم.
* تا لحظه آخر جنگیدیم تا خودمان تعیینکننده باشیم. در نیمه دوم، استرس را از چهرههای بازیکنان مصر میفهمیدم، مخصوصاً در یک ربع آخر همه کار میکردند که فقط بازی را نبازند. با تنها دفع توپ و دفاع کردنشان طوری خوشحال میکردند که انگار از مرحله حذفی صعود میکنند، در حالی که مساوی بودیم. یک مساوی تا این حد برایشان ارزشمند بود و به هر دری میزدند. اول بازی هم از نظر روانی میخواستند این ذهنیت را برای بچههای ما ایجاد کنند که به مساوی راضی شویم، در حالی که ما اینطور نبودیم و تا لحظه آخر همه کار کردیم که خودمان تعیینکننده باشیم. این هم یک تجربهای است که امیدوارم در آینده از آن استفاده کنیم.