بازوبند کاپیتانی بارسلونا به رافینیا رسید
به نقل از کیک زون، این موضوع فعلی نیست. او این مسیر را از سال گذشته آغاز کرد، زمانی که به جمع کاپیتانها پیوست و نشان داد دقیقاً همان چیزی است که این رختکن به آن نیاز داشت: بازیکنی که بار تیم را بر دوش دارد، به پروژههای تیم باور دارد و همتیمیها نیز به او اعتماد دارند. بازوبند او را تغییر نداده، بلکه فقط به نقشی که پیش از این هم اجرا میکرد، رسمیت بخشیده است.
اولین حضور رافینیا به عنوان کاپیتان اول در نوکمپ، گواهی بر مسیری بود که خیلی زودتر آغاز شده بود. هواداران بارسلونا این موضوع را درک کردند و به او ابراز محبت کردند. او نیز مانند یک رهبر پاسخ داد: با یک سخنرانی تحسینبرانگیز.
قبل از صحبت درباره جامها، به یاد کسی افتاد که در رنج به سر میبرد. برای رونی بردغجی آرزوی بهبودی سریع کرد و خود را در کنار او قرار داد. به قهرمانان جهان تبریک گفت و از سنگینی پوشیدن این پیراهن سخن گفت؛ جملاتی دقیق و صادقانه.
سپس نوبت به پنالتی رسید. روزهای زیادی خواهد آمد که رافینیا کنار بکشد و توپ را به لامین یامال واگذار کند. یک کاپیتان خوب به دیگران هم فرصت میدهد و به رشد اطرافیانش کمک میکند. اما در جام خوان گمپر، در اولین حضورش با عنوان کاپیتان، وقت آن بود که سخنرانی خود را روی چمن به پایان برساند و این کار را انجام داد. او خطا کرد، توپ را برداشت و آن را گل کرد. بدون هیچ حرکتی به سمت سکوها، فقط با یک پیام: من اینجا هستم.
این ماهیت رافینیای کاپیتان است. او پنهان نمیشود و عقب نمینشیند. اگر تیم به گل نیاز داشته باشد، برایش تلاش میکند. اگر روزی تیم مهاجم نوک نداشته باشد، با تمام وجود در آن پست جنگید. او آماده است همه چیز خود را بدهد و مهمتر از همه، تیم را با خود همراه کند. یک رهبر بر اساس آنچه در اطراف خود خلق میکند سنجیده میشود و رافینیا تیم را با خود میکشد و با اقتدار در زمین و رختکن رهبری میکند.
بهترین بخش این است که یک ارتباط واقعی وجود دارد. سکوها او را از خود میدانند و او نیز سکوها را از آن خود حس میکند. این همدلی با بازوبند خریداری نمیشود و به ارث نمیرسد، بلکه با فداکاری و هماهنگی میان گفتار و رفتار ساخته میشود. رافینیا این موضوع را در هر حرکت خود نشان میدهد.