سهرابِ مربی، جذابتر از سهرابِ ستاره
به نقل از کیک زون، همکاری تیمی فوقالعاده در پشت هجده قدم و ضربهای زیبا از یاسر آسانی و حضور جوان قلیزاده در نقطه کور خط دفاع سپاهان در سمت چپ، باعث شد تا دقیقه 10، تکلیف سوپرکلاسیکو فوتبال ایران مشخص شود. پس از آن دو گل، فشار همچنان بر دروازه سپاهانیها با پرس هافبکها و حضور همزمان سحرخیزان حفظ شد و همین موضوع سبب شد در نیمه اول، سپاهانی را ببینیم که هیچ نشانی از تیمی با سابقه 5 دوره قهرمانی لیگ برتر ندارد. برگردیم به دو هفته پیش. آغاز درخشان در هفته اول و زدن 4 گل به مس شهر بابک و سپس برد اول آبیها در تاریخ، در خانه نساجی، آنها را به هفته سوم رسانده بود. تحلیلها از بازیهای آسان استقلال در ابتدای لیگ در شبکههای اجتماعی و از سوی رقبای استقلال دیده میشد، همه از سه بازی سخت آبیها از هفته سوم تا پنجم حرف میزدند و شاید همین کمی دلهره به دل هواداران آبی انداخته بود. بازی سخت اول خیلی زود به سهراب و تیمش رسید. سهرابی که فصل را بدون هیچ انتخابی در یارگیری آغاز کرد. او حق نداشت هیچکس را به تیمش اضافه کند. از طرفی، دو بازیکن اصلی تیم که وزنهای برای خود بودند دیگر تمایلی برای بازگشت نداشتند؛ منیر الحدادی و رامین رضاییان ساز جدایی زدند و چند بازیکن تیم توسط خود سهراب علیرغم پنجره بسته کنار گذاشته شدند تا این استقلال که همه را از خط دفاع تا حمله میخکوب میکند تشکیل شود.
در مورد تیمی صحبت میکنیم که خوب جمع میشود، خوب پرس میکند، خوب میجنگد و از همه مهمتر، برای رسیدن به گل از دقیقه یک تا پایان بازی عطش دارد. همه اینها نشانههای استقلال سهراب است. سرمربی که در دو سال اخیر، کملطفی دید ولی حرفی نزد، استقلال را به مرحله دوم لیگ قهرمانان با حذف پرسپولیس به صورت غیرمستقیم رساند ولی دیده نشد، در روزهای سخت باز هم برگشت تا این بار از روز اول چیزی را که در ذهن دارد در زمین پیاده کند، مثل همان روزهایی که در خط دفاع استقلال و تیم متفاوتتر از همه فوتبال بازی میکرد و به جای استفاده از پاهای خود بیشتر از مغز خودش بهره میبرد.
سهراب در دوران بازیگری از آن بازیکنانی بود که در آن مقطع برای مدت طولانی جزو بهترینهای فوتبال ایران محسوب میشد ولی ظاهراً مربیگری او جذابتر است، چرا که انضباط را سرلوحه قرار داده، دقیقاً همان کاری که در بازیگری به آن بیتوجه بود. شاید به خاطر همین موضوع و تصمیمات بدی که در برخی برهههای حساس گرفت، فرصتهای مهمی را از دست داد اما حالا هیچ تصمیم مهمی را نه نادیده میگیرد و نه به بعداً موکول میکند. مثل تنبیه انضباطی یکی از بهترین بازیکنان خود در سختترین بازی استقلال تا به اینجای کار. او کوشکی را بعد از اعتراض به تعویضش در قائمشهر در این بازی کنار خود در نیمکت نشاند تا به همه نشان بدهد هیچکس بزرگتر از استقلال نیست و مزد این جسارتش را هم گرفت.
استقلال در بازی با سپاهان پس از شروع خوب و زدن دو گل و بازی زیبا در نیمه اول، در نیمه دوم فاز دیگر خود را به رخ کشید؛ دفاع تیمی با همین بازیکنان که در نیمه اول مدافعان خود را به اصطلاح بالا میدیدند. سپاهان در نیمه دوم صاحب توپ بود ولی از مرکز خط دفاعی استقلال فضایی برای رسیدن به دروازه که نه حتی به هجده قدم هم فراهم نبود. هافبکهای جوان استقلال تمام توپها را با جاگیری و پوششهای خوب قبل از رسیدن به هجده قدم قطع میکردند، توپ باید میرفت به کنارهها، از اینجا هم راه بسته بود. توپ به سختی سانتر میشد و اوتهای دستی که به دفعات به دست آمد با ضربات اول عارف آقاسی و سامان فلاح راه به جایی نمیبرد تا سپاهان که در برابر تراکتور موقعیتهای زیادی به دست آورد و چادر ملو را در یزد شکست داد، بدون موقعیت گل صد درصدی برابر استقلال تسلیم شود. حالا تیم سهراب با 7 گل زده، بدون گل خورده و 9 امتیاز به هفته چهارم رسیده است. جایی که این مربی باید به شهر خود برگردد و در برابر فولاد خوزستان صفآرایی کند. اگر سهراب و بازیکنان منضبط و در اختیار تیمش این مرحله را هم سپری کنند و بتوانند از مصاف با تیم ریشهدار اهوازی سربلند بیرون بیایند، او بهترین شروع تاریخ استقلال را به نام خود رقم میزند. شروعی بدون پنجره باز ولی در آبوهوایی پر از اکسیژن و اکسیر جوانی در اتمسفری به نام استقلال سهراب! محمدرضا تفی خانی