سیلی محتاطانه بر روی صورت سرخپوشان پرسپولیس!
به گزارش کیک زون، بازی سوم لیگ که در زمین تراکتور برگزار شد، اولین فرصت واقعی برای پاسخ به همین پرسش محسوب میشد؛ آزمونی که جوابی امیدوارکننده به همراه نداشت. پرسپولیس در دو هفته ابتدایی نشانههای مثبتی را به نمایش گذاشته بود. ترکیب تیم تا حد زیادی جواب داده بود، نیمههای اول پرحمله بود و همین باعث شد تارتار از سوی بسیاری مورد تعریف قرار گیرد. بنابراین نقد امروز نه از روی پیشداوری و نه به دلایل شخصی صورت میگیرد. وقتی تیم خوب بازی کرد، از سرمربی تعریف شد؛ حالا هم وقتی تصمیمهایش مستقیماً به ضرر تیم تمام شده، باید همانقدر صریح نقدش کرد. آغاز ترس از تغییر سیستم اولین نشانه سؤال بود، تغییر ساختار تیم در یکی از حیاتیترین مسابقات فصل. تارتار بدون آنکه ضرورت روشنی وجود داشت، به سمت هافبک دفاعی سهنفره حرکت کرد و به ترکیبی دست زد که در دو بازی گذشته عملکرد قابل قبولی داشت.
تراکتور نه فشار خفهکنندهای ایجاد کرده بود و نه موج حملاتش پرسپولیس را مجبور به عقبنشینی میکرد. تیم جواد نکونام بیشتر منتظر ضربات ایستگاهی، کرنرها و اتفاقات بازی بود. با این حال، این پرسپولیس بود که هرچه از مسابقه گذشت بستهتر و محتاطتر شد؛ گویی مأموریت اصلی، حفظ نتیجه مساوی بود.
اینجا یک سؤال جدی مطرح میشود: اگر قرار نیست مقابل تراکتوری که حتی از حمایت هوادارانش هم برخوردار نیست برای پیروزی بازی کنید، پس کجا قرار است جسور باشید؟
تارتار این فصل برخلاف بسیاری از مقاطع گذشته، با کمبود مهره هجومی روبهرو نیست. آنقدر گزینه دارد که بازیکنی مثل اورونوف میتواند حتی تعویض پنجم هم نباشد. اما دقیقاً چنین بازیکنی برای چنین مسابقهای ساخته شده است. بازیکنی که شاید تنها یک توپ لازم داشته باشد؛ یک حرکت، یک دریبل، یک فرار و یک لحظه خلاقیت برای تغییر سرنوشت مسابقه. با این حال، اورونوف به زمین نرفت.
از سوی دیگر امیرحسین محمودی وارد زمین شد، اما از کنار خط از او خواسته شد دریبل نزند. این دقیقاً همان جایی است که فلسفه تعویض زیر سؤال میرود. اگر مهمترین ویژگی محمودی جسارت در حمل توپ، دریبل و بازی مستقیم است، چرا او را وارد زمین میکنید و سپس همان ویژگی را از او میگیرید؟ قرار است توپ را بگیرد و فقط به عقب پاس بدهد؟ ظلم به ایری عجیبترین تصمیم اما استفاده عجولانه از ایری بود؛ بازیکنی که تنها یکی دو جلسه با تیم تمرین کرده بود و هیچ ضرورتی برای حضور فوریاش در چنین مسابقه حساسی وجود نداشت. دفاع پرسپولیس مشکل ویژهای نداشت، اما کادرفنی اصرار کرد ساختار را تغییر دهد و ایری را وارد زمین کند. نتیجه همان شد که دیدیم.
روی یک توپ معمولی، مدافع تازهوارد تحت فشار تصمیم بدی گرفت، توپ به مهاجم تراکتور رسید و میزبان بدون یک کار تیمی ویژه یا خلق موقعیت پیچیده به گل رسید.
بله، اشتباه نهایی متعلق به بازیکن بود، اما .... آیا بازیکنی که با فشار ناشی از رقم انتقال، توقع هواداران و حضور در تیم بزرگی مثل پرسپولیس وارد شده، آیا باید اولین تجربه جدیاش را با دو جلسه تمرین در یکی از حساسترین بازیهای فصل داشته باشد؟
این تصمیم بیش از آنکه به ایری کمک کند، میتواند برای مدتها بار روانی بزرگی روی دوش او بگذارد. حادثهای که مهندسی شد میتوان گفت گل تراکتور روی یک اتفاق به ثمر رسید، اما همه اتفاقها کاملاً تصادفی نیستند. وقتی با تعویضهای متوالی تیم را عقبتر میبرید، خلاقیت را از زمین خارج میکنید، بازیکن آماده هجومی را روی نیمکت نگه میدارید و ساختار دفاعی تیم را بدون ضرورت تغییر میدهید، احتمال وقوع یک اشتباه را بالا میبرید. گل تراکتور شاید در ظاهر حاصل یک ضربه اشتباه بود، اما زمینه آن با تصمیمهای فنی ساخته شد. تعویضهای پرسپولیس یکی پس از دیگری تیم را ضعیفتر کردند؛ نه سرعت بیشتری ایجاد شد، نه قدرت حفظ توپ بالا رفت و نه تهدید هجومی جدیتری شکل گرفت. برعکس، پیام تعویضها روشن بود: همین مساوی را نگه دارید. و فوتبال بارها نشان داده تیمی که صرفاً برای مساوی بازی میکند، گاهی حتی همان مساوی را هم از دست میدهد. فرصتی برای یک عمر مربیگری
مشکل اصلی شکست در تبریز نیست. هر تیمی ممکن است ببازد و هر مدافعی ممکن است اشتباه کند. نگرانی اصلی «فرمول» این شکست است. اگر فرمول تارتار در مسابقات بزرگ این باشد که ابتدا به نباختن فکر کند، پرسپولیس در ادامه فصل مشکلات زیادی خواهد داشت.
پرسپولیس تیمی نیست که مأموریتش گرفتن مساوی از مدعیان باشد. تاریخ این باشگاه نشان داده حتی در تبریز، اصفهان یا هر ورزشگاه دیگری، برای برد وارد زمین میشود. مهدی تارتار سالها منتظر رسیدن به نیمکت بزرگی مثل پرسپولیس بوده است. حالا که به این فرصت رسیده، باید خودش را هم متناسب با بزرگی این نیمکت تغییر دهد. او دیگر سرمربی تیمی نیست که یک مساوی خارج از خانه مقابل مدعیان برایش نتیجهای فوقالعاده محسوب شود. در پرسپولیس، گاهی باید ریسک کرد، جلو رفت، حریف را عقب راند و برای سه امتیاز جنگید.
در دو بازی نخست از تارتار تعریف شد چون تیمش شجاع و هجومی بود. پس نقد امروز هم کاملاً روشن است: مشکل با نام مهدی تارتار نیست؛ مشکل با ترسی است که در تبریز در تصمیمهای او دیده شد. مهدی طاهرخانی