مناقشه طولانی در نشست مطبوعاتی سهراب بختیاریزاده
به نقل از کیک زون پیش از آغاز کنفرانس مطبوعاتی سهراب بختیاریزاده در اهواز پیش از دیدار با فولاد خوزستان، بحثی تند میان یکی از خبرنگاران حاضر در سالن و پژمان ماندگاری، مسئول رسانه تیم استقلال درگرفت. این درگیری با مداخله سرمربی آبیپوشان به پایان رسید. پیش از شروع کنفرانس، یکی از خبرنگاران خطاب به بختیاریزاده بیان کرد: آقا سهراب عذرخواهی میکنم. حدود ۵۰ دقیقه دیرتر از زمان مقرر رسیدید. سپس پژمان ماندگاری وارد عمل شد و پرسید: به شما چه زمانی گفتهاند؟ (ساعت برگزاری کنفرانس) خبرنگار پاسخ داد: ۱۸:۳۰ ماندگاری پاسخ داد: به ما ۱۹ را اعلام کردهاند. در ادامه آن خبرنگار گفت: خب هفت هم باشد… ماندگاری صحبت خبرنگار را قطع کرد و گفت: ببینید نه. آقای خمارلو لطفاً حضور پیدا کنید و به ما بگویید که ۱۹ را گفتهاند. ما نیز به احترام شما در کنفرانس حاضر شدهایم. خبرنگار در واکنش گفت: ما هم به احترام شما ایستادهایم. مدیر رسانه استقلال پاسخ داد: شما در حال گلایه هستید، بدانید ما رسیدهایم و در این کنفرانس حضور داریم. همکاران ما عادت دارند گله کنند. سپس آن خبرنگار افزود: آقا سهراب خودش اهل اهواز است. شما دیر آمدید. به ما گفتند ساعت ۱۸:۳۰ و اکنون ۱۹:۳۰ شده است. آقا سهراب اهل اهواز است و میداند فاصله چقدر است. فاصله فرودگاه تا اینجا چقدر است. ماندگاری گفت: تا زمانی که ایشان تیم را مستقر نکند، نمیتواند اینجا حاضر شود. همکاران ما فقط یاد گرفتهاند گلایه کنند. اگر بگوییم نمیرسیم، شما میگویید بیاحترامی کردهایم. اگر بگوییم در کنفرانس حاضر میشوید، باز هم گلایه میکنید. در پایان سهراب بختیاری وارد ماجرا شد و گفت: برادران. خسته نباشید. همین که ما الان آمدهایم، شما دوستان و رسانهایها برای ما قابل احترام هستید. اگر تیم کردیم، قطعاً یک ناهماهنگی رخ داده است. اگر این مشکل با یک عذرخواهی حل میشود، من با افتخار از همه عذرخواهی میکنم. اما بدانید در تیمهای حرفهای، عرف این است که مربی تا لحظه آخر باید خیالش راحت باشد و اسکان بازیکنانش را ببیند و بعد بیاید. اگر ما مستقیماً از فرودگاه میآمدیم، حتماً سر وقت میرسیدیم و شما را شرمنده نمیکردیم. اما حتماً باید با تیمم به هتل میرفتم، محیط را بررسی میکردم و بعد میآمدم. یک فاصله کمی است، اینور آب و اونور آب است و من میدانم (اشاره به رود کارون). مرا ببخشید. در نهایت ماندگاری آخرین حرف را زد و گفت: ما با ماشین پلیس آمدهایم.