رامین و متضادترین همتیمیاش!
بر اساس گزارش کیک زون، یوسف مزرعه، بازیکن جوان ۲۰ ساله تیم فولاد، در دقیقه ۵۸ جای خود را به وحید امیری، ۳۸ ساله، واگذار کرد. مردی که سالهاست از سن «جوان آیندهدار» عبور کرده، اما گویا هنوز کسی به او اطلاع نداده که باید فوتبال را با آرامش و احتیاط بیشتری بازی کند. امیری پس از ورود به زمین مقابل استقلال، به سمت چپ رفت و وینگ شد و همانجا به کاری که همیشه در آن ماهر بوده، پرداخت: دویدن، برگشتن، جنگیدن و کمک به خط دفاع. استقلال فورس آورد و امیری عقب میآمد. توپ از دست میرفت و او دوباره برمیگشت. گویا نه گویا که چند دقیقه پیش به تازگی وارد زمین شده و باید کمی انرژی برای خودش ذخیره میداشت. اما داستان امیری فقط به این بازی و این دویدنها محدود نمیشود. او از سال گذشته و پس از آن مصدومیت سنگین، سکوت عجیبی را انتخاب کرده است: مصاحبه نکرد، توضیح اضافه نداد و تلاشی برای حرف زدن درباره شرایطش نکرد. تقریباً هیچ. وحید امیری در این مدت ترجیح داد به جای حرف زدن، دوباره فوتبال بازی کند. فولاد اکنون بازیکنی دارد که وقتی به زمین میآید، هنوز میتواند سمت چپ را ببندد، فشار حریف را بگیرد و برای جوانترهای تیم فضا ایجاد کند. این همان جایی است که ارزش خرید امیری را نشان میدهد. او قرار نیست فقط یک اسم بزرگ در رختکن باشد یا چند جمله درباره تجربهاش برای جوانها تعریف کند. هنوز میتواند وسط یک بازی سخت وارد شود و کاری انجام دهد که تیم به آن نیاز دارد. و سپس به یکی از جذابترین زوجهای فولاد میرسیم: وحید امیری و رامین رضاییان. دو بازیکن تاریخساز که اگر قرار بود برای فوتبالشان شخصیتهای کاملاً متفاوتی طراحی کنند، احتمالاً دقیقاً همین دو نفر از آب درمیآمدند. امیری آرام و کمحرف و اهل کار، رامین پر سر و صدا، نمایشی و عاشق این است که هر از گاهی یک امضای شخصی وسط مسابقه بگذارد. اما یک وجه مشترک جدی دارند: هیچکهن هنوز قصد ندارند میدان را به جوانترها تحویل دهند. این اتفاق البته لزوماً بد نیست. بلکه برای فولاد میتواند یکی از جذابترین ترکیبهای فصل باشد. جوانانی مثل مزرعه باید بازی کنند و رشد کنند، اما قرار نیست برای جوانسازی، تجربه را از تیم حذف کنند. قرار است جوانها کنار آدمهای بزرگی بزرگ شوند که خودشان سالها در همین فوتبال بالا و پایین دیدهاند. سه روز پیش، جوانترین بازیکن فولاد بیرون رفت و پیرترین بازیکن تیم وارد شد. نتیجه هم عجیب نبود. امیری رفت و همان کاری را کرد که سالهاست انجام میدهد: دویدن!