جدیدترین صحنه از رویارویی پرسپولیس و تراکتور!
به نقل از کیک زون، شش هفته از لیگ سپری شده و هنوز برای بحث درباره قهرمانی زود است. اما برای شناسایی دو تیمی که در این مرحله بیش از همه هویت خود را به نمایش گذاشتهاند، نیازی به صبر طولانی نیست. یک سوی میدان پرسپولیس قرار دارد؛ تیمی که بیشتر از سایر تیمها گل زده و در شاخص گلهای مورد انتظار نیز عددی دارد که نشان میدهد این گلها تصادفی نبودهاند. سوی دیگر تراکتور است. تیم صدرنشینی که هنوز هیچ تیمی نتوانسته دروازهاش را باز کند. یک تیم بازی را به سمت دروازه حریف میبرد، دیگری راه رسیدن حریف به دروازه خود را مسدود میکند. این شاید جذابترین دوگانگی هفتههای ابتدایی لیگ باشد. *پرسپولیس؛ وقتی ارقام هم حملهگرانه صحبت میکنند پرسپولیس در شش هفته نخست ۱۲ گل به ثمر رسانده است. همین عدد برای قرارگیری در صدر جدول گلزنی لیگ کافی است، اما آنچه این تیم را ممتاز میکند، فقط تعداد گلها نیست. xG یا گل مورد انتظار، تصویر دقیقتری از حجم و کیفیت موقعیتهای ایجاد شده ارائه میدهد و پرسپولیس در این شاخص نیز چهره یک کاملاً حملهگر را دارد. میانگین xG سرخپوشان در شش بازی نخست حدود ۲.۲۴ بوده؛ یعنی آنها به طور میانگین در هر مسابقه موقعیتهایی ساختهاند که ارزش مورد انتظارشان بیش از دو گل بوده است.این عدد وقتی معنا پیدا میکند که بازیها را به صورت جداگانه بررسی کنیم. پرسپولیس در مقابل شمسآذر به xG حدود ۲.۰۷ رسید و دو گل زد. برابر استقلال خوزستان، این عدد به ۲.۷۵ افزایش یافت و حاصلش چهار گل بود. مقابل ملوان، یکی از چشمگیرترین ارقام این تیم ثبت شد؛ xG برابر با ۴.۲۴. دربی داستانی متفاوت داشت. در مسابقهای که ذاتاً با احتیاط بیشتری پیگیری میشود، پرسپولیس به xG حدود ۱.۸۵ رسید. اما در مقابل تراکتور این عدد ناگهان سقوط کرد و به تنها ۰.۶۸ رسید. همین عدد ۰.۶۸ شاید از تمام ارقام دیگر مهمتر باشد.زیرا نشان میدهد پرسپولیس در برابر تیمی قرار گرفت که برخلاف بسیاری از حریفان، اجازه نداد حجم معمول حملات و موقعیتهایش شکل بگیرد.
پرسپولیس در این فصل فقط گل نمیزند. موقعیت ایجاد میکند و این تفاوت مهمی است. اگر گلهای یک تیم ممکن است محصول کیفیت یک مهاجم، اشتباه مدافع یا حتی یک اتفاق باشد، تکرار xG بالا معمولاً از چیزی عمیقتر حکایت میکند؛ اینکه تیم به طور مداوم خود را به منطقهای میرساند که احتمال گلزنی در آن بالاست. *سرمربیای که شانسها را تغییر داد مهدی تارتار هم در آغاز این فصل تصویری متفاوت از تیمهایی که پیش از این با آنها شناخته میشد، ارائه داده است. پرسپولیس او صرفاً دنبال کنترل مسابقه و حفظ برتری نیست. این تیم پس از به ثمر رساندن گل نیز تمایل دارد فشار را حفظ کند و به دنبال گل بعدی باشد. فعلاً آمارها نیز از این ایده حمایت میکنند. *تراکتور؛ دفاعی که فقط «گل نخورده» نیست اگر پرسپولیس داستان این شش هفته را با xG نوشته، تراکتور بخش دیگری از آن را با صفر نوشته است. صفر گل خورده در شش مسابقه. آماری که در نگاه اول به اندازه کافی عجیب است، اما اگر فقط به تعداد گلهای خورده نگاه کنیم، بخش مهمی از عملکرد تراکتور را از دست میدهیم. مسئله تراکتور فقط این نیست که توپ از خط دروازهاش عبور نکرده. مسئله این است که حریفان اساساً برای نزدیک شدن به این خط با مشکل مواجه شدهاند. فاصله خطوط، نظم دفاعی، کنترل فضا و سختگیری در اطراف محوطه جریمه، تراکتور را به تیمی تبدیل کرده که برای رسیدن به موقعیت باکیفیت باید بیش از حد معمول تلاش کند. در اینجا تفاوت تراکتور با یک تیم کاملاً دفاعی مشخص میشود.
تراکتور عقب نمینشیند تا فقط زنده بماند. ساختار دفاعیاش به این تیم اجازه میدهد مسابقه را به جایی ببرد که کیفیت ستارههای هجومی بتواند سرنوشت آن را تعیین کند.و این همان بخش دوم پازل است. جواد نکونام تیمی ساخته که در خط دفاعی به حریف فرصت زیادی نمیدهد، اما وقتی نوبت به سوی دیگر زمین میرسد، بازیکنانی دارد که برای استفاده از همان فرصتهای محدود کافی به نظر میرسند؛ امیرحسین حسینزاده، شهریار مغانلو و مهدی ترابی پیش از مصدومیت. پس فرمول تراکتور را میتوان سادهتر از این حرفها نوشت:اول بازی را نباز. سپس از بازیکنانت بخواه بازی را ببرند. *یک لیگ، دو روش برای کنترل بازی پرسپولیس و تراکتور در دو سوی یک معادله قرار دارند. پرسپولیس میخواهد تعداد اتفاقات خطرناک مسابقه را بیشتر کند. موقعیت بیشتر، حضور بیشتر در یکسوم هجومی و در نهایت گل بیشتر. تراکتور دقیقاً برعکس عمل میکند. میخواهد تعداد اتفاقات خطرناک علیه خودش را به حداقل برساند و مسابقه را به جایی برساند که یک لحظه کیفیت فردی بتواند نتیجه را تعیین کند. به همین دلیل، تقابل مستقیم این دو تیم هم از نظر آماری جالبترین نمونه این دو فلسفه بود. xG پرسپولیس در مقابل تراکتور تنها ۰.۶۸ ثبت شد.
عددی که برای تیمی با میانگین ۲.۲۴ در پنج بازی دیگر، یک افت بزرگ محسوب میشود. در واقع تراکتور همان کاری را انجام داد که هنوز هیچ تیم دیگری به این اندازه در مقابل پرسپولیس انجام نداده است: حمله پرسپولیس را از کار انداخت. *جذابیت ماجرا از همینجا آغاز میشود لیگ یک مسابقه ششهفتهای نیست. فرم تغییر میکند، مصدومیت میآید، برنامه مسابقات فشرده میشود، بازیکنان عملکردشان افت میکند و تیمها راه مقابله با یکدیگر را پیدا میکنند. اما اگر این دو هویت تا ماههای آینده پایدار بمانند، لیگ برتر صاحب یک دوئل آماری بسیار جذاب خواهد بود. پرسپولیس میخواهد با ایجاد موقعیت بیشتر، مسابقه را به زمین حریف بکشاند. تراکتور میخواهد آنقدر خوب دفاع کند که اصلاً مسابقه به آنجا نرسد. یکی بهترین خط حمله لیگ را دارد، دیگری بهترین دفاع را و شاید در نهایت، قهرمان تیمی نباشد که فقط بیشتر گل میزند یا کمتر گل میخورد. تیمی قهرمان خواهد شد که در طول ۳۰ هفته، ایده خودش را بهتر از دیگری زنده نگه دارد. *فعلاً اما شش هفته اول یک تصویر روشن ساخته است: پرسپولیس برای گلزنی به دنبال خلق موقعیت است و تراکتور برای بردن، ابتدا راه خلق موقعیت را میبندد. دو روش متفاوت برای یک مقصد؛ جامی که هنوز بسیار دور است.