نسل طلایی بسکتبال ایران، کدام است؟
به گزارش سومین ورزشی، تنها سه کوارتر بسکtał کافی بود تا کابوس دیرپای بسکتبال ایران دوباره جان بگیرد. در کوارتر سوم رقابت با کرهجنوبی، تمام آرزوهای رسیدن به فینال و کسب اولین طلای بازیهای آسیایی، بر باد رفت و خیلی زودتر از پایان مسابقه، ما پی به شکست بردیم که حتی ناگویا نیز نمیتواند طلسم چند دههای را بشکند. عدم دستیابی به طلا در بازیهای آسیایی، به یک حسرت عمیق و کهنه تبدیل شده است. بیست دوره از این مسابقات گذشته و بسکتبال ما، برخلاف فوتبال (با سه قهرمانی) و والیبال (با سه طلای متوالی)، هنوز میکشد حسرت ایستادن یکبار بر قله آسیا. تمام افتخارات بسکتبال ایران از این تورنمنت، به دو نقره و سه برنز محدود شده و اکنون تنها شانس، نبرد برای کسب برنز چهارم است، حتی در زمانهایی که به المپیک میرفتیم و با تیمهای برتر دنیا رقابت نزدیکی داشتیم، مسابقات آسیایی همیشه یک ناکامی بزرگ برایمان به همراه داشت.
افت در سطح قاره و سقوط به رتبه چهارم آسیا و بیستوهشتم جهان، زنگ خطری است که از گذشتههای دور به صدا درآمده؛ هرچند ایران در غرب آسیا همچنان مدعی اصلی است و حضور استرالیا و نیوزیلند در قاره بیتاثیر نبوده، اما واقعیت این است که بسکتبال ما برای بازگشت به دوران درخشان نسل طلایی حدادی و صمد، نیازمند تحول بنیادین در ساختار کلی، تیمهای ملی، ردههای پایه و لیگ است. به عنوان مثال، جای بحث وجود دارد که چرا ایران پس از برگزاری لیگ، ردههای پایه و طبیعت یک فصل مسابقات باشگاهی، تنها با یک سنتر تخصصی وارد مسابقات شود که در برخی بازیها به دلیل افت کیفیت روی نیمکت بنشیند و تیم ملی عملاً بدون بازیکن بلندقامت کارآزموده در زمین حاضر شود! این افت عمق اسکواد در حالی ایران را پس از مسابقات مقدماتی جامجهانی و حضور مستمر در ناگویا تضعیف کرده که تیم ملی با چهار بازیکن مصدوم و آمپولی مقابل تیمهایی قرار میگیرد که ترکیبشان از کوالیفای تا ناگویا زیر و رو شده و تازه نفس است!
با این حال، بازی ردهبندی مقابل چین، یک مسابقه معمولی برای کسب برنز نیست؛ این فینالِ کوچکی است که پیشبینی میشد اما هر دو قدرت سنتی بسکتبال آسیا در نیمه نهایی شکست خوردند، این رقابت حکم اعاده حیثیت را دارد. پیروزی بر چین و ایستادن روی سکوی سوم، تنها راه تزریق روحیه به تیمی است که در مقدماتی جامجهانی نیز روی لبه تیغ حرکت میکند. ملیپوشان ما برای صعود به جامجهانی باید از چهار بازی آینده حداقل دو برد کسب کنند؛ برد مقابل چین همان سوختی است که بسکتبال ایران برای نبرد با استرالیا، نیوزیلند و فیلیپین به آن نیاز دارد. علاوه بر این، این مدال احتمالی باید انگیزه و ارادهای برای اصلاح ساختار باشد، نه فقط در سطح رقابتهای نزدیک و مویی و مرتبط با تک مسابقات که ممکن است با برد فراموشنشدنی کاپ آسیا مقابل نیوزیلند و تایپه همراه شود یا شکست این چنینی مانند کره جنوبی که همه چیز را تحت تأثیر قرار دهد و در ساختاری هدفمند، پتانسیل رقابت با قدرتهای شرق را به شکل قاطعانه داشته باشیم!
بسکتبال ایران در گذشتهای نه چندان دور، روزهایی را تجربه کرد که پیش از آن، برای بسیاری از رشتههای تیمی رویایی بزرگ محسوب میشد. رسیدن به المپیک، با توجه به سهمیه محدود آسیا، درخشش مقابل تیمهای اروپایی و بازیهای نزدیکی که داشت، ایران را از سطح آسیا متمایز کرده بود، اما اکنون بسکتبال آسیا به شکل قابل توجهی در حال پیشرفت است؛ چه از نظر اقتصادی و سرمایهگذاری روی بازیکنان دوتبعهای که حتی در تیمهای ژاپن و فیلیپین دیده میشوند و تیمهای حاشیه خلیج فارس که شبیه به یک باشگاه شدهاند، چه از ساختار لیگهایی که ستارههای سطح بالایی در آن حضور دارند و بازیکنان در یک فصل کامل بالاترین سطح مسابقات را تجربه میکنند. تمام این نکات ریز و درشت، همراه با استعدادهای موجود در ایران و علاقه مردم به این رشته که تحت تأثیر نتایج اخیر خاموش و کمرنگ شده، باید دوباره زنده شود و این ورزش هیجانانگیز در ایران سر و شکلی از یک رشته موفق به خود بگیرد!
نسل فعلی با کسب سومین رتبه در کاپ آسیا، در حضور استرالیا، نیوزیلند و تیمهای شرق آسیا، رتبه خوبی به دست آورد. همراهی این عنوان با کسب جواز جامجهانی و مدال ناگویا میتواند فرصتی برای بازگشت به یک دوره موفق باشد، اما همچنان با شرط تقویت، ساختارسازی بیشتر و همگام شدن با تیمهایی که به سرعت نور در حال تقویت و پیشرفت هستند!