تسه قدرتمند فوتبال جهانی با ورود ترسناکشان به مسابقات!
به نقل از کیک زون، پس از شگفتیها و روایتهای الهامبخش روزهای آغازین، جام جهانی در روز سهشنبه گذشته به فصلی جدید گام نهاد که میتوان این روز را «روز غولهای فوتبال» نامید؛ سه تن از بزرگترین ستارههای جهان آماده بودند تا با آغاز رقابتهای ملی، تأثیر خود را بر مسابقات بگذارند. در نهایت نیز این غولها ناامیدکننده ظاهر نشدند. همین عملکردها دوباره بحث همیشگی درباره سهگانه نسل جدید و قدیم، یعنی مسی، امباپه و هالند را داغ کرد. لیونل مسی بیرقیبترین نمایش را ارائه داد و با ثبت یک هتتریک خیرهکننده، آرژانتین را به پیروزی 3 بر صفر مقابل الجزایر رساند.
کیلیان امباپه و ارلینگ هالند هرچند به اندازه مسی در کانون توجه قرار نگرفتند، اما فاصله زیادی با او نداشتند. هر دو مهاجم دو گل به ثمر رساندند تا فرانسه و نروژ در گروه I به پیروزیهایی مقتدرانه دست یابند. روزی استثنایی برای فوتبال بود؛ هرچند روزی که عمدتاً تحت سیطره برخی از مدعیان اصلی قهرمانی پیش از شروع تورنمنت قرار داشت. آیا مسی حتی از گذشته بهتر به نظر میرسد؟ سه سال و نیم پیش در قطر، لیونل مسی جام جهانی را کاملاً در کنترل خود درآورد. او طوری بازی میکرد که انگار در دومین قرارش با سرنوشت حضور دارد؛ مشتاق جبران شکستهای گذشته، اما در عین حال به شکلی عجیب، آرام و متعادل در مرکز طوفان حوادث. وقتی پس از پیروزی آرژانتین بر فرانسه در یکی از بهیادماندنیترین فینالهای تاریخ جام جهانی، جام قهرمانی را بالای سر برد، آن لحظه مانند پایانبندی بینقص یکی از بزرگترین روایتهای تاریخ این رقابتها به نظر میرسید؛ داستانی که کامل شده بود. انگار همه چیز تمام شده بود: امضا شده، مهر خورده و تحویل داده شده. اما مسی برنامه دیگری در سر داشت. او سعی کرد همه را در تردید نگه دارد و هرگز رسماً تأیید نکرد که میخواهد تا سال 2026 به بازی ادامه دهد، اما همه حقیقت را میدانستند. اگر هنوز فوتبال بازی میکرد و پاهایش همچنان میتوانستند تا حدی با ذهن فوقالعاده تیز و خلاقش هماهنگ شوند، چگونه ممکن بود در برابر آخرین ماجراجویی بزرگ مقاومت کند؟ نگاه منطقی این بود که این بار نقش او کمتر از گذشته باشد.
مسی هفته آینده 39 ساله میشود. آخرین باری که در یک تورنمنت جهانی به میدان رفت - جام جهانی باشگاهها همراه با اینتر میامی در تابستان گذشته - از نظر فیزیکی افت کرده به نظر میرسید. این موضوع غمانگیز بود، اما کاملاً قابل درک. زمان بالاخره به سراغ همه ما میآید، درست است؟ اشتباه است. در شب گرم و شرجی کانزاس سیتی، مسی برای حدود 183اُمین بار در دوران حرفهایاش تمام قواعد و پیشبینیها را زیر پا گذاشت. آیا امباپه یا هالند تابستان امسال به جاودانگی نزدیک میشوند؟ دو ستاره بزرگ دیگر این جام جهانی نیز روز سهشنبه تواناییهای خود را به نمایش گذاشتند. نخست نوبت کیلیان امباپه بود. کاپیتان فرانسه فصل پرتنشی را در باشگاهش، رئال مادرید، پشت سر گذاشته بود. زمزمههایی درباره نارضایتیهای پنهان و انتقادهایی نسبت به میزان تلاش او مطرح شده بود. حتی وبسایتی که توسط گروهی از هواداران ناراضی برای درخواست جدایی او از باشگاه راهاندازی شده بود، حدود 96 میلیون بازدید داشته است. چنین شرایطی قطعاً بهترین مقدمه برای سومین جام جهانی او به نظر نمیرسید.
امباپه در نیمه نخست برابر سنگال چهرهای کلافه و عصبی داشت، اما سپس همه چیز تغییر کرد. او میتوانست (و شاید باید) پس از یک نفوذ فوقالعاده به محوطه جریمه یک پنالتی به دست بیاورد. دقایقی بعد با ضربهای ظریف و درخشان فرانسه را پیش انداخت. سپس زمانی که به نظر میرسید سنگال در وقتهای تلفشده بتواند به تساوی برسد، با شوکی تماشایی از پشت محوطه جریمه تیر خلاص را زد. ساعاتی بعد نوبت ارلینگ هالند بود که زیر نورافکنها قرار بگیرد. مهاجم منچسترسیتی با آماری واقعاً باورنکردنی وارد دیدار نروژ مقابل عراق شد: 55 گل در 50 بازی ملی. با این حال، این نخستین مسابقه او در جام جهانی بود. آیا فشار این صحنه بزرگ روی او تأثیر میگذارد؟ حتی ذرهای هم نه. هالند درست پیش از دقیقه 30 با یک گل کلاسیک در نقش مهاجم فرصتطلب، توپ را در تیر دوم وارد دروازه کرد. سپس گل دومش را به شیوهای جالب به ثمر رساند؛ او با پرس شدید جلال حسن، دروازهبان عراق، توپ را از او گرفت و به دروازه خالی فرستاد.
این گلها شاید از نظر زیبایی خیرهکننده نبودند، اما هالند اهمیتی به این موضوع نمیدهد. او یک جمعکننده گل است؛ مهاجمی که فقط به افزایش آمارش فکر میکند. در نهایت، کیفیت هرچقدر هم بالا باشد، گاهی در برابر کمیت رنگ میبازد. اگر هالند در هفتههای آینده به انباشت گلهایش ادامه دهد، متوقف کردن نروژ کار بسیار دشواری خواهد بود. اما جلال حسن احتمالاً تا سالها تصویر قامت عظیم هالند را که از گوشه دیدش ظاهر میشود، در کابوسهایش خواهد دید.
آیا باید نگران کیفیت زمینهای مسابقات باشیم؟ فضا برای یک انتقاد تند و تیز به نظر نمیرسید. تیم دیدیه دشان بهتازگی پیروزی قاطعی کسب کرده بود و احساسات مثبت ناشی از برد بر هر استرس احتمالی غلبه داشت. با این حال، سرمربی فرانسه موضوعی داشت که میخواست درباره آن صحبت کند. او گفت: «بیایید بگوییم این زمین خاص است. متفاوت است...» او ادامه داد: «زیر زمین یک لایه بتنی وجود دارد و چمن هم بسیار، بسیار، بسیار کوتاه است. فرقی نمیکند آبیاری بشود یا نه، ما خودمان را وفق میدهیم، اما اگر زیر آن لایه خاک مناسبی وجود نداشته باشد، مشکل ایجاد میشود. امروز حتی یک بازیکن هم از کفشهای استوکبلند استفاده نکرد، چون عمق چمن کافی نیست. مشکل اینجاست که ما روی چنین زمینی تمرین نمیکنیم. به بازیکنان هشدار داده بودم؛ جهش توپ روی این زمین متفاوت است.» این ارزیابی بسیار قابل توجهی از کیفیت زمین ورزشگاهی بود که قرار است میزبان فینال جام جهانی باشد. آنچه این موضوع را نگرانکنندهتر میکند این است که شکایت مطرحشده کاملاً با انتقادی که وینیسیوس جونیور، مهاجم برزیل، پس از تساوی تیمش برابر مراکش در روز شنبه مطرح کرد متفاوت بود. وینیسیوس جونیور هیچ اشارهای به عمق چمن نکرد. نگرانی اصلی او کمبود رطوبت زمین بود.