مبینا: برای قلیزاده اندوهگینم و طارمی به من انگیزه میدهد
بر اساس گزارش کیک زون، تقریباً یک ماه از آسیب جدی مبینا نعمتزاده، مدال آور المپیکی ایران میگذرد و هنوز دو هفته تا زمانی باقی مانده که او بتواند بدون عصا قدم بزند. ستارهای که فدراسیون تکواندو و به طور کلی ورزش ایران به مدال بعدی او در المپیک لس آنجلس امیدوارند. اکنون سی روز پس از این مصدومیت دردناک، مبینا در اولین اظهاراتش، جملات قابل توجهی بیان میکند. صحبتهایی همراه با امید و اشاره به چهرههای بزرگانی چون مهدی طارمی و علی قلی زاده که برای او الهامبخش هستند و اعلام اینکه در جام جهانی از اسپانیا حمایت میکند. روند بهبودیام فوقالعاده است اکنون در هفته سوم پس از عمل جراحی قرار دارم و خدا را شکر وضعیت پایم بسیار بهتر شده است. از همان هفته اول بازتوانی را آغاز کردم و طبق گفته فیزیوتراپیستم، عملکرد پایم در هفته سوم به اندازه فردی است که یک ماه و نیم از عملش گذشته باشد. اگر همین روند ادامه یابد، فکر میکنم تا شش ماه آینده بتوانم تمریناتم را با حداکثر توان آغاز کنم. البته هیچ عجلهای برای بازگشت ندارم. در جراحی، علاوه بر ترمیم رباطها، دو رباط کمکی هم به پایم اضافه شد تا دیگر با چنین آسیبی مواجه نشوم و با خیال راحت به مسابقات بازگردم. فعلاً به تکواندو فکر نمیکنم این روزها نه اخبار تکواندو را دنبال میکنم و نه صفحات فدراسیون را میبینم. به توصیه روانشناسم، تمام تمرکزم روی بهبود پایم متمرکز است. هر روز حدود چهار ساعت برای فیزیوتراپی و تمرینات اصلاحی وقت میگذارم، چون هدف ما فقط خوب شدن پا نیست؛ اهداف بزرگتری در پیش داریم.
نمیدانستم رباطم پاره شده است قبل از اعزام میدانستیم که مصدوم هستم، اما نه من و نه کادر فنی از پارگی کامل یکی از رباطهای زانویم اطلاع نداشتیم. با همان شرایط تمرین کردم و در ادامه دو رباط دیگر هم آسیب دیدند. پس از بازگشت و انجام MRI، پزشکان گفتند تمام رباطهای زانویم دچار پارگی شدهاند و تشخیص قبلی اشتباه بوده. با این حال اصلاً انتظار نداشتم مسابقات ناگویا را از دست بدهم. هدفم کسب سهمیه بود و با همین شرایط هم دو مبارزه را بردم و عملاً سهمیه ناگویا را کسب کردم، هرچند مدال نگرفتم. امیدوارم پس از بازگشت با یک مدال ارزشمند، دل مردم کشورم را در این روزهای سخت شاد کنم. انتقادها؟ من با تمام وجود جنگیدم انتقاد همیشه وجود دارد و من آن را میپذیرم، اما نباید فراموش کرد که بعد از المپیک تنها ورزشکاری بودم که در تمام مسابقات شرکت کردم. برای اثبات خودم در وزن ۵۷ کیلوگرم از ابتدا شروع کردم و با تمام توان جنگیدم تا پیراهن تیم ملی را در این وزن حفظ کنم. در مسابقات آسیایی با رباط پاره مبارزه کردم و هدفم کسب سهمیه ناگویا بود که به آن دست یافتم. در مسابقات جهانی هم اگرچه مدال نگرفتم، اما طلایم را تنها در دو ثانیه پایانی از دست دادم. به حریفی باختم که از آن زمان تاکنون تقریباً تمام رقبا را با اختلاف شکست داده و حتی یک باخت هم نداشته است. آن شکست بیشتر به خاطر اشتباه و کمتجربگی خودم بود و مطمئنم در مسابقه بعدی توانایی شکست دادنش را دارم. پذیرش مصدومیت سخت بود اما… پذیرفتن این آسیبدیدگی برایم بسیار دشوار بود. دو سال تلاش کرده بودم تا در وزن جدید خودم را ثابت کنم و درست زمانی که باید نتیجه تلاشهایم را در بازیهای آسیایی و گرندپریها میگرفتم، این اتفاق افتاد. اما اکنون خدا را شکر میکنم که این مصدومیت دو سال و نیم مانده به المپیک رخ داد، نه شش ماه مانده به آن. وقتی برگردم، هنوز یک سال و نیم تا المپیک فرصت دارم؛ زمان کافی برای مسابقه دادن، کسب سهمیه و رسیدن به اوج. من فقط ۲۱ سال دارم و سالهای زیادی برای کسب افتخار پیش رویم است.
یک نیدل اشتباه باعث این اتفاق شد این مصدومیت به خاطر سبک زندگی یا کاهش وزن نبود. همه میدانند من بسیار حرفهای زندگی میکنم و حتی استاد ساعی هم همیشه روی این موضوع تأکید داشتهاند. تنها اتفاقی که افتاد، تزریق یک نیدل اشتباه و عمیق در اطراف زانویم در اردوی گیلان توسط کلینیک فیزیوتراپی بود. درست فردای همان تزریق این آسیب برایم به وجود آمد. جام جهانی را دیدم؛ برای قلی زاده ناراحت شدم در دوران استراحتم مسابقات جام جهانی فوتبال را تماشا کردم. وقتی دیدم یکی از ستارههای برزیل به خاطر مصدومیت جام جهانی را از دست داده، با خودم گفتم این اتفاق برای بزرگترین ورزشکاران دنیا هم میافتد.
بعد درباره آسیب ACL مطالعه کردم و فهمیدم بسیاری از فوتبالیستهای بزرگ چنین مصدومیتی را تجربه کردهاند. در میان بازیکنان خودمان هم این آسیبها شایع است، حتی مهدی طارمی هم مصدومیتهایی را داشته و پس از بازگشت، عملکرد بهتری داشته است. همین موضوع به من امید داد و مطمئنم من هم قویتر از قبل برمیگردم. اما برای علی قلیزاده بسیار ناراحت شدم. اینکه در آستانه جام جهانی بود که هر چهار سال یک بار برگزار میشود و به عنوان بازیکنی که شانس فیکس شدن داشت، با مصدومیتی مشابه من مواجه شد و حالا مجبور است از خانه بازیها را تماشا کند، بسیار اندوهگینم کرد و امیدوارم او زودتر به زمین فوتبال برگگردد. فوتبالی نیستم اما اسپانیا را دوست داشتم چند بازی جام جهانی را دیدم که بازی اسپانیا یکی از جذابترین آنها بود. شناخت تخصصی از فوتبال ندارم و نمیتوانم قهرمان را پیشبینی کنم، اما از سبک بازی اسپانیا خیلی لذت بردم. همه بازیکنان یکدل بودند، فوتبال تیمی بازی میکردند و پاسکاریهای زیبایی داشتند. من از اینکه یک تیم همدل باشم بسیار لذت میبرم و سبک بازی تیمهای گواردیولا را دوست دارم. طبق تحقیقاتم تیمهای او پاسهای زیادی میدهند و این برای مخاطب هم جذاب است.
به جهانی میرسم فقط بازیهای آسیایی و چند گرندپری را از دست دادم. اگر روند درمانم همینطور ادامه داشته باشد، از بهمن سال آینده دوباره مسابقه میدهم و هدف اصلیام حضور قدرتمند در مسابقات جهانی است. قبل از آن هم در چند تورنمنت و مسابقات دانشجویان جهان شرکت میکنم تا به آمادگی کامل برسم. استاد ساعی هم به من گفتهاند اجازه نمیدهند بدون مسابقه بمانم و برای بازگشتم برنامه دارند. این شش ماه دوری را هم یک فرصت میبینم؛ فرصتی برای ریکاوری کامل بدن و ذهن پس از ماهها فشار و مسابقه. هدف بعدی؛ طلای جهان و سهمیه المپیک درباره مسیر کسب سهمیه، تصمیم نهایی با کادر فنی است و من کاملاً به نظر آنها اعتماد دارم. اما هدف شخصیام مشخص است؛ میخواهم پس از بازگشت، طلای مسابقات جهانی قزاقستان را کسب کنم و با امتیاز آن، مسیر کسب سهمیه المپیک را آغاز کنم. حتی رباط صلیبی هم نمیتواند مرا زمین بزند به آینده ایمان دارم. همیشه برای هدفهایم جنگیدهام و این بار هم همین کار را میکنم. وقتی برگردم، هنوز یک سال و نیم تا المپیک زمان دارم و فرصت کافی برای کسب مدال و افتخار خواهم داشت. هفته اول پس از عمل درد بسیار شدیدی داشتم؛ هر روز پرستار برای تزریق مسکن به خانه میآمد. همان روزها جملهای را روی کاغذ نوشتم و به دیوار اتاقم چسباندم: «دردی که تو را نکشد، سال آینده تو را بسیار قویتر خواهد کرد.» من مطمئنم قویتر از قبل برمیگردم و این آسیبدیدگی هم نمیتواند مانع رسیدن من به هدفهایم شود. مثل همیشه، دوباره خودم را ثابت خواهم کرد.