ادعای شگفتانگیز ناجی اتریش: ۵۰۰ بار پسگردنی زدم!
برخی، این بازی را همچون ترن هوایی تصور میکردند که در چند لحظه به پایان رسید و برای عدهای دیگر، یک داستان اساطیری یا حتی فیلمی درجه یک هالیوود. اما آنچه مسلم بود: آزمونی برای اعصاب با پایان خوش. گل دیرهنگام اتریش که نتیجه را مقابل الجزایر ۳-۳ کرد و صعود بعدی آنها به مرحله حذفی جام جهانی، لحظات پرتنشی را برایشان رقم زد، لحظاتی که بین فروپاشی و انفجار احساسات در نوسان بود و درست در میان همه اینها، ساشا کالادزیچ غولپیکر حضور داشت که گل رهاییبخش را به ثمر رسانده بود.
این «مرد بلندقد اهل کایزرمولن که پیش از این نیز با به ثمر رساندن گل تساوی در بازی ۲-۲ مقابل اسکاتلند در مقدماتی جام جهانی ۲۰۲۱ موجبات شادی تیمش را فراهم کرده بود، بیان کرد: «راست راست، حتی نمیدانم چه گذشت. همه چیز خیلی سریع پیش رفت، بعد از آن که ۲-۳ عقب افتادیم، در شوک بودم.»
بار دیگر، پس از ورود به زمین به عنوان جانشین، او آگاه بود که زمان زیادی باقی نمانده است. این بازیکن اهل وین که فصل گذشته در تیم لاسک فرم خوبی را نشان داده بود، در حالی که غرق در احساسات بود، گفت: «اما تنها چیزی که نیاز داری، یک توپ است. توپ رسید و پایان خوشی رقم خورد. ۵۰۰ بار پسگردنی زدم. باید ببینم به خاطر احتمال ضربه مغزی لازم است به پزشک مراجعه کنم یا نه. تقریباً شبیه یک افسانه است، امیدوارم مسیر ما همینطور ادامه یابد که حالا آغاز شده. فقط خوشحالم که توانستم در آن سهیم باشم.»
و میشائیل گرگوریتش که گل پیروزیبخش مقابل بوسنی را به ثمر رسانده و اتریش را به جام جهانی فرستاده بود، نیز در این لح غرق شده بود: «شش ماه پیش چیزی شبیه به این را حس کرده بودم و از خودم میپرسیدم که آیا دوباره آن را تجربه خواهم کرد؟ امروز اتفاق افتاد. ما با آتش بازی میکردیم و روی آن بنزین میریختیم. برای چند دقیقه از جریان بازی خارج شده بودیم. بعد از فرصتی که لینهارت از دست داد، فکر کردم کار تمام است. اما بعد معجزات کوچک رخ میدهند.
متأسفانه بیش از حد درگیر دفاع شدیم و نتوانستیم موقعیتهای ضدحمله ایجاد کنیم. مالکیت توپ را از دست دادیم، برای تکل زدن بیش از تعلل کردیم. این کار احمقانه و بیاحتیاطی ما بود. همه ما امروز میتوانیم دعا کنیم و خدا را شکر کنیم که چنین اتفاقی افتاد.»
این روحیه خودانتقادی او را با مارسل سابیتزر همعقیده میکرد که یک گل رویایی برای نتیجه ۱-۲ این بازی زد و گل تساوی را هم با یک پاس بلند برای گرگوریتش ساخت: «این یک ترن هوایی واقعی است. ما دو بار پیش میافتیدیم. باید آن را حفظ میکردیم. برخی از کارهایی که انجام دادیم کمی غیرحرفهای بود. فکر کردیم کار تمام است. بعد فرصت دیگری پیدا میکنیم که از دستش میدهیم، دوباره تلاش میکنیم. یکی را ارسال میکنی، ضربه سر، ضربه سر و گل. اما من باید راه را نشان دهم، گل بسازم، پاس گل بدهم، برای لحظات سرنوشتساز. فکر میکنم مطمئن شدیم که نفس اتریش در سینه حبس شد. اما حالا همه میتوانند جشن بگیرند!»