عملکرد غیرمعمول و نه چندان درخشان لیونل مسی در ضربات پنالتی
معمولاً کلمه «عادی» آخرین عبارتی است که در توصیف لیونل مسی به ذهن میرسد، اما در قلمرو ضربات پنالتی، این ستاره آرژانتینی عملکردی فراتر از حد متوسط از خود نشان نمیدهد. پنالتی از دست رفته او در مرحله گروهی جام جهانی در مقابل اتریش، سومین باری بود که از هفت پنالتی در وقت قانونی مسابقات جام جهانی موفق به گلزنی نمیشد. پس از آن، در رویارویی با مصر نیز یک پنالتی دیگر را از دست داد تا به نخستین بازیکن تاریخ جام جهانی تبدیل شود که در یک دوره مسابقات، دو پنالتی (غیر از ضربات پنالتی در پایان بازی) را هدر میدهد. چهار سال پیش نیز، وویژیک شزنی، دروازهبان لهستان، پنالتی او را مهار کرده بود و در جام جهانی ۲۰۱۸ نیز هانس تور هالدورسون، دروازهبان ایسلند، به او اجازه گلزنی نداد. اگر کل دوران ملی مسی را در نظر بگیریم، او از ۳۲ ضربه پنالتی، ۲۵ گل به ثمر رسانده است. با احتساب مسابقات باشگاهی، او از ۱۵۰ پنالتی، ۱۱۶ گل وارد دروازه کرده که به معنای نرخ موفقیت ۷۷ درصدی است؛ آماری که اندکی پایینتر از میانگین بازیکنان برجسته فوتبال جهان قرار میگیرد. از منظر مفهومی، درک این مسئله دشوار به نظر میرسد. بسیاری مسی را بهترین فوتبالیست تاریخ میدانند و هشت توپ طلا و چهار قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا نیز این ادعا را تقویت میکند. مسی هم گل میزند، هم پاس گل میدهد، هم در یافتن فضاهای خالی و ارسال پاسهای دقیق از همه برتر است. حتی تصور اینکه بازیکنی در آینده بتواند به کیفیت پای چپ او نزدیک شود، دشوار است. پس چرا در تبدیل سادهترین موقعیت گلزنی در فوتبال، عملکردی صرفاً «عادی» دارد؟ اگر بخواهیم با بسکتبال مقایسه کنیم، این وضعیت مانند آن است که استفن کری همچنان بهترین پرتابکننده سهامتیازی باشد، اما در پرتابهای آزاد تنها آمار متوسطی را ثبت کند. یکی از باورهای رایج این است که دلیل این موضوع، چپپا بودن اوست. بسیاری تصور میکنند بازیکنان راستپا پنالتیزنهای مطمئنتری هستند، اما از نظر آماری این موضوع صحیح نیست. تنها به این دلیل که تعداد فوتبالیستهای چپپا بسیار کمتر است (حدود یک نفر از هر پنج نفر)، آنها نیز پنالتیهای کمتری میزنند. در مقابل، همین کمیاب بودن یک مزیت ذاتی دارد، زیرا دروازهبانها معمولاً پیشبینی ضربات چپپاها را دشوارتر میدانند.
مسی از همان ابتدای دوران حرفهای خود پنالتی زده است. در جام جهانی زیر ۲۰ سال ۲۰۰۵، آرژانتین با دو پنالتی او نیجریه را دو بر یک شکست داد و به مقام قهرمانی رسید. او هر دو ضربه را با خونسردی تمام به گل تبدیل کرد؛ یکی را به گوشه پایین سمت چپ فرستاد و دیگری را به سمت مخالف. در هر دو صحنه، دروازهبان جهت را اشتباه تشخیص داد. او تاکنون ۹ بار نخستین پنالتی آرژانتین را در ضربات پنالتی زده که هفت بار موفق بوده و تنها دو بار ناکام مانده است؛ نخست در فینال کوپا آمریکا ۲۰۱۶ مقابل شیلی و سپس در سال ۲۰۲۴، زمانی که آرژانتین در نیمهنهایی اکوادور را حذف کرد. اما هم پنالتیهای از دسترفته او برابر اتریش و مصر ایرادهای مشخصی داشت و هم شیوه کلی پنالتی زدنش با انتقادهایی روبهرو است. در دیدار برابر اتریش، او نبرد ذهنی را به الکساندر شلاگر واگذار کرد. پس از دخالت سیستم کمک داور ویدئویی (VAR) و اعلام خطای پنالتی روی لائوتارو مارتینز، مسی بیش از پنج دقیقه فرصت داشت تا در مورد محل ضربه تصمیمگیری کند. او با استارتی کوتاه، در دو گام آخر سرعت خود را کاهش داد تا شلاگر را وادار به واکنش زودهنگام کند، اما دروازهبان اتریش محکم سر جای خود ایستاد و دستانش را باز نگه داشت. مسی هنگام نزدیک شدن، مدام به چشمان او نگاه میکرد. شلاگر در آخرین لحظه شیرجه زد، اما همان اندازه کافی بود تا تمرکز مسی را بر هم بزند و ضربهای که با روی پا زد، از کنار تیرک سمت راست به بیرون رفت. فوقستاره آرژانتین در دیدار برابر مصر نیز در دقیقه ۱۹ و در شرایطی که حریف چهار دقیقه قبل گل برتری را به ثمر رسانده بود، بهترین فرصت را برای بازگشت به بازی در اختیار داشت. او پنالتی خود را زمینی زد، اما مصطفی شوبیر با شیرجه به سمت چپ، ضربه مسی را مهار کرد.
گیر یوردت، کارشناس متخصص ضربات پنالتی، توضیح میدهد: «این نمونه دیگری از آگاهی دروازهبانها نسبت به پنالتیزنهایی است که تصمیم خود را بر اساس حرکت گلر میگیرند. این همان شیوهای است که بازیکنانی مانند جورجینیو، روبرت لواندوفسکی و در سالهای اخیر هری کین از آن استفاده میکنند؛ یعنی هنگام دویدن به سمت توپ، به دروازهبان نگاه میکنند و محل ضربه را بر اساس واکنش او انتخاب میکنند.»
یوردت در ادامه توضیح میدهد: «مسی مجبور میشود پیش از آنکه بداند دروازهبان دقیقاً به کدام سمت میرود، تصمیم بگیرد. از آنجا که نگاهش روی دروازهبان است و نه روی توپ، طبیعتاً بخشی از دقت خود را از دست میدهد. برای مثال در بازی با اتریش، حدس من این است که وقتی در میانه ضربه میبیند شلاگر به همان سمتی میرود که خودش قصد شوت زدن به آن را داشته و دیگر برای تغییر تصمیم دیر شده، تلاش میکند توپ را تا حد ممکن به گوشه بفرستد و همین باعث میشود ضربه بیرون برود.» در دیدار مقابل مصر نیز مسی با همان استارت آرام، دوباره سعی کرد توپ را به خلاف جهت حرکت دروازهبان بفرستد، اما شوبیر این بار کاملاً نقشه او را خواند. شاید همان ویژگیای که در جریان بازی او را از دیگران متمایز میکند، در پنالتی به ضررش تمام میشود: خلاقیت. او برخلاف بسیاری از پنالتیزنهای بزرگ، یک روش ثابت یا نقطه همیشگی برای ضربه زدن ندارد. برای مثال، هری کین معمولاً ضربهای محکم و در ارتفاع متوسط به خلاف جهت دروازهبان میزند، اما مسی مدام بین ضربه با روی پا و ضربه با بند کفش تغییر روش میدهد.
در جام جهانی قبلی، مسی شش پنالتی از هفت پنالتی خود را تبدیل به گل کرد؛ از جمله دو پنالتی در ضربات پنالتی مقابل فرانسه در فینال و هلند در مرحله یکچهارم نهایی. در آن مسابقات نیز هنگام زدن ضربه به آندریس نوپرت و هوگو لوریس نگاه میکرد و درست در آخرین لحظه تصمیم میگرفت توپ را به سمت مخالف آنها بفرستد. او در مورد پنالتیاش مقابل لوریس اظهار داشت: «به محل ضربه فکر نمیکردم، فقط منتظر لحظه آخر بودم. صبر کردم، او حرکت کرد و من کاملاً آرام بودم.» اما بین این پنالتیها، در نیمهنهایی مقابل کرواسی رویکردی کاملاً متفاوت داشت. او اصلاً کاری به دومینیک لیواکوویچ نداشت. این دروازهبان که با مهار پنالتیها کشورش را تا آن مرحله رسانده بود، جهت را درست تشخیص داد، اما قدرت و ارتفاع ضربه مسی اجازه مهار را نداد و توپ به سقف دروازه چسبید. نکته جالب اینکه مسی پیش از آن نیز پنالتی مشابهی را مقابل شزنی از دست داده بود، اما باز هم همان روش را تکرار کرد. او معمولاً در همان لحظه تصمیم میگیرد چگونه ضربه بزند، در حالی که بسیاری از پنالتیزنها به الگوهای تمرینشده و عادتهای ثابت تکیه دارند. به همین دلیل هم مقابل شلاگر و شوبیر، بار دیگر به توانایی ذهنی خودش اعتماد کرد.
در سالهای ابتدایی دوران حرفهای، مسی با استارتی کوتاه و آرام، توپ را تقریباً به گوشه دروازه هدایت میکرد و حتی پس از مهار شدن چهار پنالتی نیز همین سبک را ادامه داد. او معمولاً بلافاصله پس از سوت داور ضربه میزند؛ موضوعی که پژوهشها نشان داده با درصد موفقیت پایینتر ارتباط دارد و میتواند نشانهای از اضطراب باشد. در سال ۲۰۱۲، همان سال تاریخی که ۹۱ گل به ثمر رساند و از ۱۷ پنالتی، ۱۴ گل زد، گامهای آهسته پیش از ضربه را به کارش اضافه کرد. از آن زمان، ضربات محکمتر و مرتفعتر، بهویژه به سمت راست دروازه، بیشتر شدند. مانند اغلب بازیکنان، این ضربات بیش از آنکه متکی به فریب دروازهبان باشند، بر سرعت توپ تکیه داشتند. پنالتی چیپ یا «پاننکا» نیز از سال ۲۰۱۵ وارد جعبه ابزار او شد؛ ضرباتی که حتی تحسین آنتونین پاننکا، ابداعکننده این سبک، را برانگیخت. با این حال، تقریباً در هر سالی که مسی بیش از یک پنالتی زده، دستکم یکی را هم از دست داده است. دو سال پیش در کوپا آمریکا، یک پاننکا را مقابل اکوادور به تیر افقی کوبید و سپتامبر گذشته نیز کریستیان کالینا، دروازهبان شارلوت، بدون حرکت ایستاد تا همان ضربه را به شکلی تحقیرآمیز مهار کند. اما چون صحبت از مسی است، او معمولاً این ضعف را با تواناییهای خارقالعادهاش جبران میکند. او در دیدار مقابل اتریش دو گل به ثمر رساند و در تقابل با مصر نیز درخشان ظاهر شد و نقش اصلی را در پیروزی تیمش ایفا کرد. حتی بزرگترین بازیکنان تاریخ هم نقطهضعف دارند و برای لیونل مسی، آن نقطهضعف ضربات پنالتی است.