قلعهنویی: از مردم ایران و ملیپوشان عذرخواهی کردم
به نقل از کیک زون، امیر قلعهنویی پس از سپری کردن ماههای پرتنش و پراسترس به عنوان سرمربی تیم ملی، با بازگشت به تهران فرصتی برای بهبود حال روحی و جسمی خود یافته است. برای این سرمربی ایرانی، مرور خاطرات تورنمنت جهانی اخیر همراه با حسرت است، اما این موضوع مانع از آن نمیشود که زحمات تیم ملی و حمایتهای مردم ایران را بیپاسخ بگذارد. یک هفته پس از ورود اعضای تیم ملی به کشور، در حالی که بحثهای متعددی درباره عملکرد ملیپوشان در جام جهانی همچنان ادامه دارد، قلعهنویی در صفحه شخصی خود متنی احساسی و طولانی را منتشر کرده که در آن از مردم، بازیکنان و تمام حامیان تیم ملی قدردانی شده است.
در ادامه، متن منتشر شده از سوی قلعهنویی را میخوانید:
«اگر قدرتی داشتم بعد از گل شجاع، زمان را در آن لحظه متوقف میکردم تا شادی همیشه روی چهره مردم ایران باقی بماند. اگر میتوانستم چند سانتیمتر آفساید را پاک کنم یا توپهایی که به تیرک دروازه خوردند را به گل تبدیل کنم. اگر این جام جهانی، یک صعود به مردم ایران بدهکار نمیشد. باور کنید این تیم شایسته صعود بود، همانطور که جهان ما را باور کرد. آن روز که در اوج جنگ بچهها را به اردو دعوت کردم، گفتم شاید بهخاطر تنها گذاشتن خانواده، خطرات جنگ و سختیهای راه،许多人 نیایند. اما همه آمدند، با عشق تمام به وطن؛ اکثراً حدود 40 ساعت زمینی در راه بودند. اما هیچکس جا نماند. هیچکس نگفت نمیتوانم.»
هر یک از بازیکنان با نگرانی از عزیزانشان تمرین میکردند. بسیاری شبها با صدای اخبار میخوابیدند و صبح با نگرانی از حال خانوادههایشان از خواب بیدار میشدند، اما وقتی پای کار میرسیدند، تنها چیزی که دیده میشد غیرت، تعهد و عشق به پیراهن ایران بود. آنها یاد گرفتند دردهای شخصیشان را پشت در زمین تمرین بگذارند و فقط برای مردم کشورشان بجنگند، همانطور که بیریا و بیتکلف پا به پای مردم، پرچم سه رنگ مقدس ایران را وسط میدان و خانه دشمن به اهتزاز درآوردند. و حیف… حیف که شرایط هم با ما یار نبود. جنگ، تعطیلی لیگ، از دست رفتن بازیهای دوستانه، مشکلات ویزا و دردسرهای فراوانی که میزبان بیشتر از همه برای ما تدارک دیده بود، همه دست به دست هم داد تا در آغاز جام آن تیمی نباشیم که برای ساختنش ماهها تلاش کرده بودیم. اینها بهانه نیست؛ فقط دلم میخواست مردم ایران بدانند این تیم از چه مسیری به جام جهانی رسید. هیچکس از بیرون، خستگی این راه را ندید. کسی اشکهایی را که بعد از تمرینها ریخته شد، ندید. کسی شبهایی را که بازیکنان با وجود خستگی باز هم برای بهتر شدن تلاش کردند، ندید... نتیجه اما تنها چیزی است روی تابلو میماند؛ درحالیکه پشت هر نتیجه ماهها رنج، امید، از خودگذشتگی و جنگیدن نهفته است. امروز نمیدانم بیشتر شرمنده مردم ایران باشم یا شرمنده بچههای تیم ملی. چه فرقی میکند؛ این بچهها هم فرزندان همین مردم هستند. آنها با تمام وجود جنگیدند و من باور دارم بیشتر از این حقشان بود.
سهم خودم از نتایج را هم میپذیرم. هیچ مربیای بیاشتباه نیست؛ من هم مستثنی نیستم و ادعایی در دانستن همه فوتبال ندارم. هر تصمیمی که گرفتم اول خدا را در نظر گرفتم و بعد از روی باور به موفقیت این تیم بود. مثل همه تصمیمات، شاید بعضی تصمیمها آنگونه که انتظار میرفت نتیجه نداد؛ مسئولیتاش اما با من است و همیشه خواهد بود. اما اگر چیزی باشد که با اطمینان از آن دفاع کنم، تعهد این تیم است. تیمی که تا آخرین ثانیه ایستاد، جنگید، امیدش را از دست نداد، باخت نداد، با تمام کاستیها برای اعتبار فوتبال و نام ایران جنگید و برای لبخند مردم ایران از هیچ تلاشی دریغ نکرد. شاید فوتبال همیشه به اندازه زحمتی که میکشی پاداش ندهد؛ اما تاریخ، صداقت و غیرت را فراموش نخواهد کرد. از مردمی که کنارمان بودند، تشویق کردند، دعا کردند، انتقاد کردند و دلشان برای این تیم تپید، فقط میتوانم تشکر کنم. میدانم از پایان ما در جام غمگین شدید، اما باور کنید هیچکس بیشتر از ما از این عدم صعود با تمام شایستگی، درد نکشیده است. ما هم همان لحظهای که سوت پایان به صدا درآمد، رؤیاهایمان را کنار زمین جا گذاشتیم. تنها چیزی که میدانم، دوست داشتن همه ایرانیان است؛ در میان انتقادات، طعنهها و حتی توهینها و بیانصافیها. این علاقه نه با یک برد بیشتر میشود و نه با یک باخت کمتر. افتخار من همیشه این بوده که برای پرچم کشورم کار کنم و کنار بازیکنان شریفی باشم که با تمام وجود برای ایران جنگیدند.»