آیا رونالدو در جام جهانی ۲۰۳۰ بازی خواهد کرد؟
در کنفرانس معارفه ژرژ ژسوس، سرمربی جدید تیم ملی پرتغال، در روز جمعه، پرسشی درباره ادامه حضور کریستیانو رونالدو در ترکیب تیم ملی مطرح شد. این موضوع یادآور مراسم سنتی «شروعکنندگان افتخاری» در مسابقات مسترز گلف بود؛ جایی که پیش از آغاز هر دوره، اسطورههای این رشته ضربات نمادین اول را میزنند. امسال، گری پلیر ۹۰ ساله، جک نیکلاس ۸۶ ساله و تام واتسون ۷۶ ساله این مراسم را اجرا کردند. ژسوس که فصل گذشته با رونالدو در النصر، اولین قهرمانی بزرگ این بازیکن در عربستان را از زمان پیوستن در سال ۲۰۲۳ به دست آورد، اکنون قراردادی چهار ساله با فدراسیون فوتبال پرتغال امضا کرده است.
نکته قابل تأمل اینجاست که در جام جهانی ۲۰۳۰، که میزبانی مشترک پرتغال، اسپانیا و مراکش را خواهد داشت، ژسوس ۷۵ ساله و رونالدو ۴۵ ساله خواهند بود؛ یعنی مجموعاً ۱۲۰ سال! تصور کنید این دو، با زانوهایی که گذر زمان بر آنها اثر گذاشته، موهای سپید و البته یک مجموعه ششتکه شکم مشترک، نه در نقشی نمادین بلکه به طور واقعی، هدایت پرتغال را در آن جام جهانی بر عهده بگیرند. انتخاب ژسوس برای پرتغال انتخابی بسیار جالب توجه است؛ نه فقط به دلیل سن، بلکه به خاطر شخصیت خاص او. او در طول چندین دهه مربیگری، قهرمانیهای متعددی در پرتغال، عربستان و برزیل کسب کرده است، اما مهمتر از آن، او مربیای سازشناپذیر، جسور و سرشار از انرژی است؛ ویژگیهایی که به سختی میتوان آنها را به روبرتو مارتینز، سرمربی سابق پرتغال نسبت داد. مارتینز، که پس از حذف پرتغال در مرحله یکهشتم نهایی جام جهانی در مقابل اسپانیا از سمت خود برکنار شد، گاهی تصمیمات غیرمنتظرهای میگرفت (مانند به کارگیری ژائو نوس در دفاع راست)، اما در آن جام جهانی تقریباً بدون تغییر به برنامه اصلی خود پایبند بود.
تمام برنامهریزی او بر اساس حضور رونالدو در خط حمله شکل گرفته بود؛ با دو وینگر سرعتی در کنارش (پدرو نتو، ژائو فلیکس، رافائل لیائو یا فرانسیسکو کونسیسائو) و خط هافبکی متشکل از برونو فرناندز، ویتینیا و ژائو نوس. برنامه جایگزین او نیز تقریباً به طور انحصاری به فرستادن گونسالو راموس به میدان محدود میشد. راموس در دیدار مرحله یکشانزدهم نهایی برابر کرواسی، در شرایطی که پرتغال از حریف عقب بود، به زمین آمد و در غیاب رونالدو گل پیروزیبخش را به ثمر رساند. با این حال، در بازی مقابل اسپانیا، رونالدو مانند تمام دیدارهای مرحله گروهی، تمام دقایق را در زمین حضور داشت، اما تأثیر چندانی از خود نشان نداد و راموس حتی از روی نیمکت نیز بلند نشد.
رویکرد کلی بیش از حد محتاطانه بود. واقعیت این است که با توجه به سن رونالدو، عدم استراحت او حتی برای یک دقیقه در چهار مسابقه پرتغال، تصمیمی عجیب به نظر میرسید؛ فارغ از اینکه کیفیت شوتهایش همچنان در چه سطحی قرار داشت. این تصمیمات، با هر دلیلی که پشتشان بود، این تصور را ایجاد کردند که مارتینز بیش از حد از خواستههای رونالدو تبعیت میکند و همین موضوع او را در افکار عمومی به عنوان مربیای ضعیف جلوه داد. تیم پرتغال همچنین فاقد هویت و هدف مشخصی بود. مارتینز نتوانست از یکی از بهترین خطوط هافبک جام جهانی، یعنی برونو فرناندز، ویتینیا و ژائو نوس، بهترین بهره را ببرد. همین محافظهکاری در آخرین بازی مرحله گروهی مقابل کلمبیا نیز آشکار بود. اگر پرتغال آن مسابقه را میبرد، صدرنشین گروه میشد و در ادامه احتمالاً با غنا و سوئیس روبهرو میشد؛ مسیری که میتوانست در یکچهارم نهایی به تقابل تاریخی رونالدو با لیونل مسی و آرژانتین منجر شود. اما پرتغال مقابل کلمبیا تقریباً هیچ جاهطلبی هجومیای نشان نداد، بازی بدون گل به پایان رسید و در نهایت مسیر بسیار دشوارتر کرواسی و اسپانیا نصیبش شد؛ مسیری که از پس آن برنیامد.
اما ژسوس دقیقاً نقطه مقابل چنین رویکردی است. اگر او شکست بخورد، این شکست به دلیل محافظهکاری نخواهد بود. او مربیای آتشین، جسور و صریح است که از اتخاذ تصمیمات بزرگ و حتی کنار گذاشتن ستارهها واهمهای ندارد. شاید دقیقاً همین ویژگیها چیزی باشد که این نسل بااستعداد پرتغال به آن نیاز دارد. پیش از انتخاب ژسوس، این بحث مطرح بود که فدراسیون پرتغال به ژوزه مورینیو نیز فکر میکرد، اما در نهایت مسیر دیگری را برگزید. هرچند مارتینز در سال ۲۰۲۵ پرتغال را به قهرمانی لیگ ملتهای اروپا رساند و اسپانیا را شکست داد، اما آن موفقیت شاید امیدی کاذب برای جام جهانی ۲۰۲۶ ایجاد کرده بود. با این حال، در نخستین ساعات حضور ژسوس، همه فقط درباره یک نفر صحبت میکنند: کریستیانو رونالدو. هنوز مشخص نیست بهترین گلزن و رکورددار بازی ملی تاریخ فوتبال به حضورش در تیم ملی ادامه خواهد داد یا خیر.
آیا حضور ژسوس به نفع رونالدو خواهد بود یا به ضررش؟ اگر فرناندو سانتوس، که در جام جهانی ۲۰۲۲ رونالدو را نیمکتنشین کرده بود، همچنان سرمربی باقی میماند، شاید دوران ملی او همان زمان به پایان میرسید. اما در دوران مارتینز، رونالدو تقریباً تضمین داشت که تمام دقایق بازی را در میدان باشد. اینکه ژسوس فصل گذشته مربی رونالدو در النصر بوده، لزوماً به معنای رابطهای بدون مشکل در تیم ملی نخواهد بود.
او در مراسم معارفهاش یادآور شد که در الهلال عملاً به همکاری نیمار پایان داده بود؛ این پیامی روشن است که هیچ بازیکنی، هرچقدر هم بزرگ، بالاتر از منافع تیم نیست.
در عین حال، ژسوس درباره رونالدو گفت: «تا زمانی که بازی کند و شرایط حضور در تیم ملی را داشته باشد، او را دعوت خواهم کرد؛ البته در چارچوب محدودیتهایی که به سود تیم ملی بدانم.» او ادامه داد: «هنوز با کریس صحبت نکردهام. او هرگز برای تیم ملی یا برای من مشکل نخواهد بود. کریس نماد فوتبال پرتغال و نماد تیم ملی است و نامش برای همیشه در تاریخ ثبت خواهد شد. از همکاری با او در سال گذشته بسیار لذت بردم؛ کار کردن با او آسان است. با هم درباره آینده دوران فوتبالش صحبت خواهیم کرد.» ژسوس علاوه بر رونالدو، سابقه همکاری با بسیاری از بازیکنان فعلی پرتغال را نیز دارد؛ از جمله برونو فرناندز (که زیر نظر او در اسپورتینگ درخشید)، ژائو کانسلو، روبن نوس، روبن دیاس، رافائل لیائو و ژائو فلیکس. این موضوع میتواند نشانه مثبتی باشد. اما تا زمانی که تکلیف رونالدو روشن نشود، انتظار داشته باشید تمام صحبتها پیرامون دوران ژسوس فقط حول همین موضوع باشد. در نهایت، تصور حضور همزمان ژسوس و رونالدو در جام جهانی ۲۰۳۰ بیش از آنکه به خاطر سن بالای آنها غیرواقعی به نظر برسد، به دلیل سابقه کاری خود ژسوس است. او از سال ۱۹۹۰ مربیگری کرده، اما فقط یک بار توانسته بیش از چهار سال در یک باشگاه دوام بیاورد؛ در بنفیکا بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ که سه قهرمانی لیگ و دو نایبقهرمانی لیگ اروپا را به دست آورد. تا روشن شدن آینده، فقط یک چیز قطعی است: دوران ژرژ ژسوس در تیم ملی پرتغال، هرگز کسلکننده نخواهد بود.