ارلینگ هالند: شکستی با غرور و تجربهای که دنیا را تغییر داد
یک ساعت پس از پایان دیدار، ارلینگ هالند از رختکن تیم ملی نروژ خارج شد. موهایش را بسته بود، دمپایی به پا داشت و کمی خسته به نظر میرسید؛ او به سمت آخرین مصاحبهاش در جام جهانی هدایت شد. این لحظهای است که بزرگان فوتبال در آسیبپذیرترین حالت خود نمایان میشوند. هنوز خاطره لیونل مسی پس از حذف آرژانتین از جام جهانی ۲۰۱۰ با چهرهای مبهوت و غمگین در اذهان باقی است. کریستیانو رونالدو نیز بارها تلاش کرده اشکهایش را پس از ناکامیهای پرتغال پنهان کند. هفته گذشته در آتلانتا، محمد صلاح و همتیمیهای مصریاش ورزشگاه را در سکوتی عمیق ترک کردند. اما هالند؟ چند دقیقه بعد لبخند زد، شوخی کرد و از یک ماه گذشته به عنوان بزرگترین ماجراجویی زندگیاش یاد کرد. شکست ۲ بر یک نروژ مقابل انگلیس در مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی، تلخ بود، درست مانند ضربهای که به ران هالند وارد شد و او را در وقت اضافه مجبور به ترک زمین کرد. با این حال، حس غالب در وجود او، غرور بود.
در میان پرسشها درباره بازی و اتفاقات مختلف، یکی از خبرنگاران از هالند پرسید: «حالا که هفت گل در اولین جام جهانی نروژ در این قرن به ثمر رساندی، برزیل را حذف کردی و از یک ستاره بزرگ فوتبال اروپا به یکی از مشهورترین چهرههای جهان تبدیل شدی، ارلینگ هالند بودن چه حسی دارد؟» او با لبخند پاسخ داد: «حس فوقالعادهای دارم. از زندگیام راضیام و از آن لذت میبرم. در شرایط خوبی هستم. راستش را بخواهید، هنوز هضم این نمایش یا این ترن هوایی که طی شش هفته گذشته تجربه کردیم، دشوار است. این مدت پر از فشار و احساسات گوناگون بود. واقعاً باورنکردنی بود. این بهترین هفتهها و بهترین سفری بود که در تمام عمرم داشتهام. حالا واقعاً احساس میکنید که کاملاً تخلیه شدهاید. اگر بخواهم این ۴۰ روز را سریع مرور کنم، همه چیز کاملاً دیوانهوار بود. این جذابترین تجربهای است که تاکنون داشتهام. فکر میکنم تمام مردم نروژ نیز از این اتفاق لذت بردند. امیدوارم توانسته باشیم مردم را کنار هم جمع کنیم. باید به خودمان افتخار کنیم و در عین حال از این تجربه درس بگیریم.» هالند افزود که این جام جهانی «هم نروژ را تغییر میدهد و هم مرا.» او جزئیات تغییرات خود را روشن نکرد، اما در همان هفت دقیقهای که مقابل خبرنگاران ایستاد، مشخص بود که شیفته این تجربه شده است. بسیاری از بازیکنان با امیدهای فراوان وارد جام جهانی میشوند و چند هفته بعد، شکسته و ناامید آن را ترک میکنند، بهویژه زمانی که تمام انتظارات یک ملت بر دوششان باشد.
این جام جهانی اما برای هالند مسیری متفاوت داشت. بسیاری از بزرگترین ستارههای فوتبال درخشیدند و او یکی از آنها بود. هالند دو گل برابر عراق زد، دو بار دروازه سنگال را گشود، گل پیروزیبخش نروژ مقابل ساحل عاج در مرحله یکشانزدهم نهایی را به ثمر رساند و مهمتر از همه، با دو گل دیرهنگام در برابر برزیل، کشورش را برای نخستین بار به مرحله یکچهارم نهایی جام جهانی رساند. ماجراجویی او تنها به فوتبال محدود نشد. هالند در یکی از روزهای استراحت، همراه همسرش ایزابل هاوگسنگ یوهانسن، همچون یک توریست در نیویورک قدم زد، از میدان تایمز و رستوران مشهور کتز دلی بازدید کرد، در شهربازی تگزاس سوار وسایل هیجانانگیز شد، با کلاه کابویی در خیابانهای دالاس شوخی کرد و در جشن مشهور پاروزنی وایکینگها نقش اصلی را بر عهده داشت. بخش قابل توجهی از فوتبال مدرن بیش از حد جدی شده است. لیگ برتر انگلیس گاهی به محصولی چند میلیارد دلاری شباهت دارد که زیر آسمانی خاکستری و در فضایی خشک عرضه میشود. اما جام جهانی، دستکم برای هالند و نروژ، شبیه همان چیزی بود که خودش توصیف کرد: یک نمایش و یک ترن هوایی. فشار بالا و اهمیت مسابقات بسیار زیاد بود، اما هالند و همتیمیهایش بدون ترس و با لبخند فوتبال بازی کردند. آیا همین روحیه در نهایت به ضررشان تمام شد؟ آیا پس از جشنهای هماهنگ، مراسم پاروزنی و نمایش شادی از حضور در مسابقات، بعد از شکست دادن برزیل، دیگر آن بیرحمی لازم برای شکار غول دیگری را نداشتند؟ شاید برخی بازیکنان قدیمی و سختگیر، مانند روی کین که سابقه خاصی با خانواده هالند دارد، چنین نظری داشته باشند. عملکرد نروژ برابر انگلیس اما این ادعا را رد نمیکند.
نروژ در طول ۹۰ دقیقه، تیم برتر میدان بود. کریستوفر آیر و توربیورن هگم در قلب خط دفاعی، هری کین را مهار کردند. ساندر برگه، پاتریک برگ و مارتین اودگارد نیز در میانه میدان برتری داشتند. آندریاس شیلدروپ با ضربهای که بیشتر شبیه سانتر بود، گل اول را به ثمر رساند، اما جود بلینگهام در وقتهای تلفشده نیمه اول بازی را مساوی کرد. در ادامه نیز این نروژ بود که بیشتر بوی پیروزی میداد. مشکل اصلی آنها این بود که نتوانستند برای هالند موقعیت جدی ایجاد کنند. انگلیس مسیر ارسال توپ به او را تقریباً بهطور کامل بسته بود. هالند چند ضربه سر زد که جردن پیکفورد را مجبور به واکنش کرد، اما هیچکدام موقعیتهای جدی نبودند. جان استونز و مارک گهی، دو مدافعی که هالند آنها را از لیگ برتر بهخوبی میشناسد، کاری کردند که مدافعان برزیل از انجام آن عاجز بودند. مهمترین صحنه هالند در نیمه دوم، خطای او روی الیوت اندرسون بود؛ خطایی که پس از بازبینی VAR باعث مردود شدن گل هگم شد. البته یک فرصت طلایی نیز از دست رفت. در شرایطی که نروژ یک بر صفر پیش بود، اودگارد با پاسی عالی الکساندر سورلوث را صاحب توپ کرد و هالند کاملاً بدون یار در مرکز محوطه جریمه منتظر پاس عرضی بود. استونز مسیر ارسال توپ را هوشمندانه بست و دکلان رایس نیز خودش را به صحنه رساند. سورلوث بیش از حد مکث کرد و فرصت از دست رفت. هالند با دست به او نشان میداد که باید توپ را به کدام نقطه بفرستد. البته احتمال داشت آن گل نیز مردود شود، زیرا هالند در ابتدای همان ضدحمله روی گهی مرتکب خطا شده بود. انگلیس از این صحنه جان سالم به در برد و البته از برخورد عجیب توپ به کابل دوربین بالای زمین نیز سود برد. بلینگهام در دقایق پایانی نیمه اول گل تساوی را به ثمر رساند. این جام جهانی، تورنمنت قهرمانان لحظهها بود؛ بازیکنان بزرگی که در لحظات حساس سرنوشت بازیها را تغییر دادند. در میامی، نوبت جود بلینگهام بود. او ابتدا با ضربهای فوقالعاده گل تساوی را زد و سپس در وقت اضافه، مانند خود هالند، روی توپ برگشتی حاضر شد و گل دوم را به ثمر رساند.
تا پایان نیمه نخست وقت اضافه، دیگر توانی برای هالند باقی نمانده بود. او در حالی که لنگلنگان حرکت میکرد و ران پایش را گرفته بود، به سمت نیمکت رفت. استاله سولباکن، سرمربی نروژ، گفت: «تصمیم سختی نبود که هالند را از زمین بیرون بیاوریم. انرژی او کاملاً تمام شده بود. شاید حتی باید ۱۰ دقیقه زودتر تعویضش میکردم. او تمام انرژی و توانش را در این مسابقات گذاشت. علاوه بر خستگی، ضربهای نیز به رانش وارد شد. با این حال، هر چه داشت برای تیم گذاشت. هفت گل در پنج مسابقه برای ما به ثمر رساند و جام جهانی فوقالعادهای داشت.» هالند نیز تقریباً همین احساس را داشت و گفت: «شکست دادن برزیل یک موضوع بود و عملکرد خودمان موضوعی دیگر. مهمتر از همه این است که نروژ را روی نقشه فوتبال جهان قرار دادیم. با جشن پاروزنی و نشان دادن اینکه چه آدمهای خوبی هستیم، به نظرم آدمهای کاملی هستیم، و حالا امیدوارم بتوانیم در جام ملتهای اروپا و جام جهانی به حضورمان ادامه دهیم، چون نسل فوقالعادهای داریم.» او همچنین به برخی از تصمیمهای داوری اشاره کرد و گفت شاید اگر نروژ تیم بزرگتری بود، برخی سوتها به سود این تیم زده میشد. سپس با خنده اضافه کرد: «وقتی برای منچسترسیتی بازی میکنم، معمولاً این تصمیمها به سود من گرفته میشوند!» در پایان، وقتی احساس کرد بیش از حد صحبت کرده است، گفت: «در نهایت، احساس غرور میکنم. از روزی که صعود کردیم و در تمام روزهایی که در آمریکا بودیم، به این تیم افتخار کردهام. راستش دیگر نمیدانم چه بگویم. فکر میکنم در این مدت آنقدر در آمریکا حرف زدهام که دیگر خسته شدهام! حالا وقت آن رسیده است که به تعطیلات بروم.» هالند پس از استراحت دوباره به همان کاری بازخواهد گشت که بهتر از هر بازیکن دیگری انجام میدهد: ترساندن خطوط دفاعی تیمها در لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا. اگر تابستان ۱۴۰۵ نگاه او به فوتبال و حتی زندگی را تغییر داده باشد، یک ویژگی بدون شک تغییر نخواهد کرد: گرسنگی سیریناپذیر ارلینگ هالند برای گلزنی.