رامین: کاری کردم که مجبور شوید از من طلب بخشش کنید!
رامین رضاییان پس از دریافت جایزه توپ طلا (توپا)، گفتوگوی مفصلی انجام داد. او از حسرت بزرگ جام جهانی گرفته تا روحیه مثالزدنیاش برای کسب عنوان قهرمانی جام ملتهای آسیا صحبت کرد. این بازیکن ۳۵ ساله، بعد از پشت سر گذاشتن فصلی دشوار در جام جهانی درخشید و با دو جام زیبایی که در این راه به دست آورد، برای دریافت توپ طلا (توپا) به استودیو آمد. این جایزه از دید کارشناسان و کمیته فنی، برای سالهای ۱۴۰۴-۱۴۰۵ انتخاب شده است. این گفتوگوی جذاب و پرجزئیات را بخوانید: * این یک برنامه بسیار خاص و ویژه است. برنامهای کاملاً متفاوت، زیرا متفاوتترین فوتبالیست ایران کنار من نشسته است. قرار نیست با او مصاحبه کنیم و حرف بزنیم؛ قرار است کمی با هم بحث کنیم. قرار است به او تبریک بگوییم که توپ طلای فوتبال ایران را بالای سر میبرد. جایزهای که میتواند قدردانی کوچکی باشد از سالها تلاش، دوندگی و زحمتش در میادین فوتبال، در خیابانها، در کوچهها، در زیر پلها و هر جایی که رامین رضاییان مثل عقاب از کنارتان میگذرد. سلام رامین جان، خیلی خوش آمدی. سلام و عرض ادب. ممنون از تعریف شما. شما همیشه به من لطف دارید، در خدمتتان هستم. * شاید این افتخارات و جوایز تو از جام جهانی آنقدر بلند است که تو را خوب نمیبینم، اما دلیلی نمیشود که از سبک لباس پوشیدنت انتقاد نکنم. در نسل شما، این مدل خیلی جالب است؛ اما برای افراد میانسال بالای ۵۰ سال مثل من، کمی... (جمله ناتمام). قشنگ است، نه؟ (با خنده) من از این حرفها خسته شدهام؛ چون جوری زندگی میکنم که خودم دوست دارم. با تمام احترام به شما و کسانی که من را قضاوت میکنند. نظرات برایم قابل احترام است، اما من همیشه کاری را انجام میدهم که به موفقیتم کمک کند. حتی نظرات مخالف را هم میشنوم، ولی میگذرم و زندگی میکنم.
* مسئله این است که بسیاری از تصمیماتی که درباره تو گرفته میشود، توسط افراد مسنتر و کسانی است که در فضای نسلی و ذهنی تو نیستند. ضمناً، تو از سن خودت هم جوانتری. اصلاً شبیه یک فوتبالیست ۳۵ ساله نیستی؛ شبیه بازیکن ۲۷ سالهای. سر پرشور داری، جوانی و خیلی چیزهای دیگر. شما به من لطف داری، ولی واقعیت این است که ما باید کمی طرز فکرمان را هم بهروز کنیم. اینکه یک نفر زندگی مدرنی داشته باشد و از آن سو هم اولویتش فوتبال باشد. من به دیدگاه شما احترام میگذارم، اما از نظر این تفکر، هنر هر کسی این است که خودش را با شرایط وفق بدهد. دنیا به سمتی میرود که آدمها آزادانه زندگی کنند؛ این ماییم که باید یا خودمان را وفق دهیم یا ارتباطمان را با کسی که با او در ارتباطیم، قطع کنیم. این قدرت انسانهاست که در این دنیا افرادی را پیدا کنند که خط فکری نزدیک به هم داشته باشند تا حالشان را خوب کند. اگر طرز فکر من و شما شبیه هم نیست، قرار نیست از یکدیگر بد بگوییم. میتوانیم دوستان خوبی باشیم و بدون هیچ آسیبی به یکدیگر، دورادور در کنار هم زندگی کنیم. این هنر ماست. در ایران بهروزترین مردم دنیا را داریم و نه فقط در فوتبال، در هر چیزی میتوانیم ادعا کنیم. به نظرم، در برخی جاها به اشتباه خودمان را دست کم میگیریم. من الان سر اتفاقات جام جهانی آنقدر ناراحتم؛ چون خودمان را دست کم میگیریم. چرا نباید جزو چهار تیم بالای جام جهانی باشیم؟
* واقعاً چرا نباید صعود کنیم؟ من خودم در بازی مصر و آرژانتین طرفدار مصر بودم. در یک کافه بازی را تماشا میکردم، کاری کردم که وقتی مصر گل زد، میخواستند من را تکهتکه کنند. ایرادی ندارد. دوست داشتم مصر ببرد؛ چون تیمش این باور را داشت. اتفاقات فوتبال همین است. مثلاً اگر فرانسه حذف شد، به خاطر اتفاقات است وگرنه قطعاً این تیم باید قهرمان میشد.
* من یک توضیح را بدهم؛ برداشت من این بود که اگر بخواهند تیم ملی را جوان کنند، نباید حاجصفی و رامین را دوباره برمیگرداندند. الان میتوانم با صدای بلند اعتراف کنم که اشتباه میکردم. ضمن اینکه این جایزهای که اینجاست و انتخاب تعداد زیادی از افراد شاغل در فوتبال ایران که صاحب دیدگاه فنی هستند، خبرنگارها، روزنامهنگاران و افرادی که در این حوزه کار میکنند، یک رأی متقاعدکننده است برای اینکه تو به عنوان بهترین بازیکن فصل فوتبال ایران انتخاب شوی. ارزش کار تو در این است که از یک تاریکی بیرون آمدی. آن اصراری که برای جدایی داشتی تا بتوانی در جام جهانی باشی، خیلی ارزشمند است. تو این را در خودت میدیدی که باید جای خودم را عوض کنم و به تیمی بروم که بدرخشم. خیلی زود هم درخشیدی. رامین: در جام جهانی و قبلش من روزهای سختی را گذراندم. پرداختن به آن در این فرصت نمیگنجد. شما و تمام کسانی که به من رأی دادند، به من لطف دارید. این جایزه متعلق به مردم ایران است. افسوس من به این خاطر است که دوست داشتم حال این مردم واقعاً خوب شود و خوشحال شوند. شب حذف از جام جهانی بدترین شب خودم را گذراندم و تا پنج روز بعد هم حالم خوب نبود.
* صبح بود که ما اینجا در حال پوشش بازی بودیم. احساست به خوبی در مصاحبهات دیده میشد. از صمیم قلب صحبت کردن همراه با نفسنفس زدن، یک هنر است. در آن لحظات باز هم ما به دیگر نتایج امید داشتیم. البته نمیدانم شما در آن لحظه که بازی الجزایر و تونس ۳-۳ شد، چه حسی داشتید و چطور با آن کنار آمدید. اصلاً دوست ندارم به آن لحظات برگردم. سه دوره در جام جهانی بودم و این دوره به شکل عجیبی برایم سخت بود. یک روزی درباره آن اتفاقات صحبت خواهم کرد که چه دردهای سختی کشیدم. وقتی به آن شرایط برمیگردم، واقعاً حس و حال بدی میگیرم. من برخی اتفاقات را حس میکنم که قرار است رخ دهد و وقتی در بازی با مصر آن تیرکها و گلها و اتفاقات رقم میخورد، یعنی قرار نیست که بشود. من با آن ۳-۳ زیاد اذیت نشدم؛ چون قبلش میدانستم که قرار نیست بشود. خیلی سخت است آقا پژمان. * از یکسری آدمها هم باید تشکر کنی که البته این توپ طلا ربطی ندارد. دارم درباره کل مسیر حرفهای تو صحبت میکنم. باید از خیلیها نام ببریم. از عبدالله ویسی، از فرهاد کاظمی، ... .
* فرهاد کاظمی تو را در خط حمله بازی داد. نه خط حمله نبود. سه دفاعه بازی کرد و من را فولبک آزاد گذاشت. برای من سانترهای بلند انجام میداد و میگفت اینها را در حال حرکت استپ کن، در حالی که من باید این چیزها را در ۱۴ سالگی یاد میگرفتم. همان اتفاق باعث شد که من ۹ گل بزنم، ۶ پاس گل بدهم. مربیان زیادی هستند که باید از آنها نام ببرم. * به قول آندو تیموریان: کارلوس کیروش. بله آقای کارلوس کیروش که اصلاً عالی بود. بعضیها وقتی از ایشان بد میگویند، حال من را میگیرند. هر کسی در هر جایگاهی یک خدمت به ما کند، باید قدردانش باشیم، مخصوصاً کسی که هموطن ما نیست. ایرانی بودن ما همین است که وقتی کسی رفته، از او بد نگوییم. شنیدن یکسری حرفها اذیتم میکند که مربیای که ۸ سال در این کشور زحمت کشیده و یکسری هم دوستش دارند، باید احترام بگذاریم. وقتی حرف از هموطن میزنیم، پس به هر طرز فکری هم باید احترام بگذاریم. این هنر ماست که بقیه را با هر سیستم فکری با خودمان همراه کنیم. جنگیدن با نفر مخالف خودم که هنر نیست.
* از برانکو ایوانکوویچ بگذریم یا صحبت میکنی؟ اتفاقاً همچین مربیانی هستند که درس زندگی میدهند. من با افتخار میگویم تا امروز پشت سر یک فوتبالیست یا یک مربی صحبت نکردم. همچین مربیانی لطف میکنند و به من درس یاد میدهند. زمانی آقای برانکو یک کاغذ را پاره کرد، ایرادی ندارد، او پدری کرد و باعث شد طرز فکر من به فوتبال عوض شود. من آقای برانکو را دیدم، با او تلفنی صحبت کردم، یکبار هم شخص ایشان از من تعریف کرد، ولی تعریف از رامین در شبکههای اجتماعی زیاد بازتاب ندارد. دست تمام مربیانم را با افتخار میبوسم. همین آقای قلعهنویی خیلی به من سخت گرفت، دو سال دعوتم نکرد، اما رفتم خودم را تکهپاره کردم تا دعوت شوم. زمان آقای قلعهنویی، من بیشترین گل و پاس گل را دارم. وقتی با کسی اینقدر خوب بودم، چرا نباید تعریف کنم؟ حتی اگر کسی به من بدی کرده باشد، از او خوب میگویم.
* ما چطور با ۴ امتیاز در سال ۲۰۱۸ صعود نکردیم؟ به نظرم ارزش آن کار را کم گرفتیم. ارزش کاری که امسال کردیم هم کم نبود. این جام جهانی هم سخت بود و آقای قلعهنویی زحمات زیادی کشید. اگر دو بازی دوستانه خوب داشتیم، بازی با نیوزیلند را صددرصد میبردیم. برای قضاوت کردن باید یکسری چیزها را کنار هم بگذاریم. مسیری که تا ترکیه رفتیم را نمیدانید چقدر سخت بود. نمیدانید داخل تیم ملی چه اتفاقاتی افتاد. از خیلی چیزها خبر ندارید و یک روزی خواهم گفت. فعلاً قضاوت نکنیم؛ چون این تیم ملی خوب بود و حال مردم را یک تکان داد. خوب بودیم که همه میگفتند باید صعود میکردیم. این حرف خیلی قشنگ است. در ۲۰۱۸ هم آنقدر امید نبود که باید صعود کنیم. این امید مردم را دوست دارم که اینقدر ناراحتم. مصری که آن کار را با آرژانتین میکند، بلژیکی که در هر شرایطی بلژیک است و بازیکنانی دارد که در صدم ثانیه بازی را عوض میکنند و ما با آنها طرف هستیم.
* نسل شما را خیلی دوست دارم و فکر میکنم لیاقت بیشتری داشتید. برای برخی جامها که هیچوقت نمیشود لمس کرد، چه باید کرد؟ در چه زندگی موازی و چه فضایی میتوان به آن رسید؟ همیشه در زندگیام میگویم قدم به قدم. اگر ژاپن به قهرمانی جام جهانی فکر میکند، چون به قهرمانی جام ملتها رسیده است. ما باید قدم اول را برای جام ملتها برداریم و بعدش هم برویم سراغ جام جهانی. چرا نشود؟ من به آینده خوب برای ایران خیلی امید دارم تا مردم هم صاحب آرزوهای بزرگتر شوند.