پاسخ خشمگینانه بیرانوند به علی دایی در پست اینستاگرامی بیسابقگی
به گزارش کیک زون، دروازهبان اصلی تیم ملی ایران با انتشار یک استوری بیسابقه و تند به انتقادات علی دایی، اسطوره فوتبال ایران و سرمربی پیشین تیم ملی، واکنش نشان داد. برای نخستین بار، عباراتی در این استوری به کار رفت که تقریباً در فوتبال ایران علیه علی دایی سابقه نداشت. این استوری که نوعی نشانه خشم بیرانوند از اظهارات دایی محسوب میشود، پاسخی چندوجهی به کلمهای است که لحنی تحقیرآمیز نسبت به بیرانوند داشت؛ جایی که دایی از واژه "دکتر" به عنوان پیشوند نام بیرانوند استفاده کرد تا دروازهبان ملیپوش چنین واکنشی نشان دهد. استوری بیرانوند بیسابقه و تندتر از انتظارات بود و کمی متفاوت با پیامهایی است که بازیکنان فوتبال در اختلافات فوتبالی ارائه میدهند. او بر نکاتی اشاره کرده که علی دایی به ویژه در سالهای اخیر سعی داشته خود را از آنها مبرا کند. نکاتی مانند ارتباط با سران سیاسی، استفاده از برخی رانتها و در نهایت جهتگیریهای سیاسی دایی به خصوص در شرایط جنگی.
علی دایی که همواره تمایل داشتم با بزرگواری سخن بگویم و با احترام از او یاد کنم، در مصاحبه با برنامهای که عواملش برای باخت تیم ملی در جام جهانی دعا کرده بودند، مرا مورد تمسخر و تحقیر قرار داد. اینکه من به عنوان بازیکن بگویم مجسمه مربیام که برای اولین بار در جام جهانی نباخته را بسازند، نشاندهنده احترام و قدرشناسی است. من که نه تبلیغات سیاسی کردهام، نه از رانتی استفاده کردهام، بلکه به عنوان پسر کارگری زحمتکش بدون هیچ رانت و با تجربیات سخت نزدیک به ۱۰۰ بازی ملی در ۳ جام جهانی و جام ملتها به تیم ملی کشورم خدمت کردهام، شایسته احترام هستم یا تحقیر؟ رانتخواری و فرصتطلبی را همه زشت و قبیح میدانیم اما کاش در خلوت هم آن کار را انجام ندهیم. کاش چهره واقعی ما باشد. زشت یا زیبا اما واقعی. جناب دایی با ترفند نخ نمای سکوت، مدعی مردمی بودن است اما چنان تیم ملی را به باد انتقاد میگیرد که انگار سوابق درخشانی در مربیگری تیم ملی دارد. آن روش مذموم که علی دایی با لابی سیاسی سرمربی تیم ملی شد هنوز از یاد کسی نرفته، اما تنها مربیای که به عربستان در آزادی باخته، روی فراموشکاری ما حساب باز کرده. این روزها که کشور مورد تجاوز آمریکا و اسرائیل قرار گرفته جایی برای ادامه این بحث نیست، اما دوست ندارم باور کنم در میانه جنگ وجودی و میهنی علیه ایران، اسطوره مردمی (!) فقط در نوروز نور را بر تاریکی پیروز بداند تا با این واژهها هم سفره کسانی شود که آرزوی بمباران ایران را داشتند. باور نمیکنم و حتماً اینطور نیست، چون با ادعای مردمدوستی نمیتوان در مقابل جنایت میناب و دنا و بمپور و کشتههای جنگ تحمیلی سکوت کرد.