صحبتهای جنجالی امیر قلعهنویی پس از جام جهانی
پس از بازگشت تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی، تنها هومن افاضلی به عنوان عضو کادر فنی وقت، در برنامهای تلویزیونی به تحلیل عملکرد تیم پرداخت. اکنون امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی، در جلسهای با عنوان «ستاد کمیته فرهنگی جام جهانی»، اظهاراتی بحثبرانگیز و قابل توجه مطرح کرده است.
مشروح سخنان سرمربی تیم ملی به شرح زیر است:
از مردم، مسئولین و نیروهای مسلح که با صلابت از کشورشان دفاع کردند، سپاسگزارم. همچنین از مردم خوب خطه جنوب که یک سال افتخار حضور در میانشان را داشتم و از غیرت مثالزدنیشان آگاه هستم، تشکر میکنم. این غیرت در هشت سال دفاع مقدس و همچنین در شرایط کنونی، که آن را به جنگ تشبیه کردهاند، به وضوح دیده شد. از مقاومت آنها قدردانی میکنم.
بسیار خرسندیم که توانستیم توجه جهانیان را به مظلومیت و اقتدار ایران جلب کنیم. این مهمترین دستاورد ما بود. خداوند پرچم مظلومیت ملت ایران را به دست فوتبالیستهایمان سپرد و من نیز به خاطر تلاش بیوقفه آنها احساس شرمندگی میکنم. شما شاهد نبودید که این بازیکنان با چه ایثاری جنگیدند. در دورههای گذشته که حضور نداشتم، نمیدانم چه گذشت، اما این بار، همه اعضای تیم، پای آرمانهای کشور ایستادند. اگر دوربینها و خبرنگاران حضور داشتند، جزئیات بیشتری را منعکس میکردند. بنابراین، این اولین دستاورد ما برای ملت عزیز ایران بود. دستاورد دوم ما این بود که توانستیم تمام ایرانیان، چه در داخل و چه در خارج از کشور، را با هر دیدگاهی، متحد و همقسم کنیم تا از کشورشان حمایت کنند. تشویق ایران به معنای حمایت از خاک و وطن است. انتخاب شهر تیخوانا برای اقامت، پیشنهاد فیفا بود و ما تا دو هفته پیش از سفر، از مقصد نهایی خود بیاطلاع بودیم. این موضوع بسیار حائز اهمیت است. در خصوص انتخاب تیخوانا، لازم است ابتدا از مردم و دولت مکزیک تشکر کنیم. ما از موقعیت مکانی تیخوانا اطلاعی نداشتیم. در حال تمرین در ترکیه بودیم که آقایان تاج و ممبینی با من تماس گرفتند و درباره سفر به تیخوانا سوال کردند. من پاسخ دادم که باید در این خصوص تحقیق کنیم. فیفا تیخوانا را به ما پیشنهاد داده بود، که این به معنای رفتن ما به آنجا بود. بلافاصله پس از ورود ما به تیخوانا، کمپ تمرینی ما در آمریکا را به ترکیه منتقل کردند. این نشان میدهد که همه چیز از پیش برنامهریزی شده بود. مسئولان آمریکایی درباره صدور روادید دروغ گفتند. مسئول مربوطه مدعی شد که روادید بازیکنان ما پنج روز قبل از سفر صادر شده است، در حالی که این خلاف واقعیت بود و ما تنها ۲۴ ساعت قبل از اولین بازی مجوز ورود به خاک آمریکا را دریافت کردیم. برخی افراد بدون تحقیق و احتمالاً از روی حسادت و تنگنظری، اظهاراتی مطرح کردند و گفتند که در لیگ داخلی نیز چنین اتفاقی میافتد که تیمها شب قبل از بازی به شهر میزبان میرسند. لطفاً تحقیق کنید؛ در لیگ داخلی، شما ۳۰ بازی دارید، اما در جام جهانی، تنها ۳ بازی ابتدایی اهمیت دارد. بنابراین، باید با بهترین شرایط آماده شد. ما برای بازی با بلژیک، کمتر از ۲۰ ساعت زمان برای تمرین داشتیم، بازی کردیم و دو پرواز نیز انجام دادیم.
هیچکس از آنچه بر ما گذشت، آگاه نیست. شب قبل از بازی، اتفاقات ناگواری رخ داد. نه رئیس فدراسیون، نه نایب رئیس، نه مدیر داخلی، نه سرپرست تیم و نه اعضای رسانهای همراه ما بودند. تمام امور را خودمان، تنها با کمک دو یا سه نفر، مدیریت کردیم. مسائل فنی در یک سو و این مشکلات در سوی دیگر قرار داشت. من واقعاً ناراحتم. در گذشته، بهترین امکانات، بهترین کمپها و بهترین شرایط مالی دلاری فراهم بود، اما در سال ۲۰۱۴، با کسب یک امتیاز، بازیکنان به قهرمان ملی تبدیل شدند.
ما برنامههای خود را بارها تغییر دادیم. با سعید الهویی، که از باسوادترین افراد در حوزه ورزش است، درباره داشتن چندین برنامه صحبت کردیم، اما برخی شروع به تمسخر و بیاهمیت جلوه دادن موضوع کردند. پس از صعود تیم ملی، برنامه حمایتی خود را ارائه کردیم. البته به دلیل بروز مشکلات، این برنامه چندین بار دستخوش تغییر شد. حال آیا من، امیر قلعهنویی، باید مانند سرمربیان قبلی، رئیسجمهور، رئیس فدراسیون و وزیر ورزش را زیر سوال ببرم و اقدام به فرار رو به جلو کنم؟ ما تلاش کردیم تا مسائل را درونی حل کنیم و به سمت برنامههای بعدی حرکت کنیم. لازم است از آقایان تاج و نبی و همچنین اعضای هیئت رئیسه که در این زمینه همکاری کردند، تشکر نمایم.
ما دست به فرار رو به جلو نزدیم. به عنوان مثال، قصد داشتیم به اسپانیا سفر کنیم تا زمان پرواز را ۷ ساعت کاهش دهیم و یک بازی دوستانه نیز با تیم ملی اسپانیا برگزار کنیم. آقای تاج، تمامی شروط اسپانیاییها را پذیرفت، اما به دلیل آغاز جنگ، این برنامه لغو شد. تیمهای پورتوریکو و مقدونیه نیز حاضر به برگزاری بازی دوستانه با ما نشدند. با این حال، ما به جای فشار آوردن به وزیر ورزش، برنامههایمان را تغییر دادیم. منظور از برنامه این است که شما هدفی دارید و برای رسیدن به آن، مسیری را تعیین میکنید. ما بدون توسل به فرار رو به جلو، برنامهریزی میکردیم.
در مسیر رفت، استرس زیادی را متحمل شدیم. برای روشن شدن میزان ظلمی که به ما شد، مثالی میزنم: ما را از آنکارا در سفری ۷ ساعته به مالاگا بردند. سپس ۲ ساعت در سالنی بودیم که فکر میکنم حتی آب آشامیدنی نیز نداشت و در نهایت ۱۳ ساعت ما را به تیخوانا منتقل کردند. در مجموع، ۲۲ ساعت در مسیر بودیم و تنها شش روز قبل از بازی به تیخوانا رسیدیم. در هواپیما ۳۸ صندلی بیزینس کلاس وجود داشت، اما من به احترام همکارانم که در این کلاس نبودند، با وجود انجام چندین عمل جراحی، در قسمت اکونومی نشستم. آقای نبی اصرار داشتند که این کار را نکنم، اما من قبول نکردم. دو ساعت قبل از فرود هواپیما در تیخوانا، برق صندلیها قطع شد و بازیکنان ما دچار ترس شدند که مبادا اتفاق دیگری رخ دهد. یعنی ما پیش از بازی با چنین استرسی مواجه بودیم. مسیر برگشت جالب بود؛ ما را با یک هواپیمای مدرن در مدت ۱۲ ساعت به آنتالیا رساندند.
برخی افراد، پس از سالها سکوت، ناگهان ظاهر شدند. کسانی که در زمان جنگ، برنامه خود را متوقف کردند و در انزوا به سر بردند، در دوران جام جهانی نمایان شدند. سوال من از مسئولین این است که چرا به افرادی که در دوران جنگ در انزوا بودند، تریبون دادهاید تا هر روز تیم ملی را مورد حمله و تخریب قرار دهند؟ شخصی که در سال ۲۰۱۴ با کسب یک امتیاز، قهرمان ملی لقب گرفت، اکنون در جایگاهی قرار گرفته که به تیم ملی حمله میکند. ما در جام ملتهای ۲۰۰۶ با ضربات پنالتی حذف شدیم و من را تحت پیگرد قانونی قرار دادند. اما بازیکنان همین افراد، در مرحله بعدی با ضربات پنالتی حذف شدند و به جای مجازات، قهرمان ملی نامیده شدند. لطفاً این افراد را شناسایی کنید. تعجب من از حاکمیت و دولتمردان این است که چگونه به این افراد تریبون میدهند.
بازیکنان ما با ایثار و فداکاری بازی کردند. فدراسیون فوتبال نیز حمایت لازم را انجام داد. وزیر ورزش و رئیس جمهور نیز از هر نظر پشتیبان تیم بودند، اما شرایط بینالمللی با ما یار نبود. من نیز اقدام به فرار رو به جلو نکردم. ۲۵ سال سابقه فعالیت در فوتبال دارم و به خوبی میدانستم که چگونه میتوانم توپ را به زمین فدراسیون بیندازم، اما ما توانستیم اقتدار فوتبال ایران را به جهانیان اثبات کنیم.
به من گفته میشود که مردم تیم ملی را دوست نداشتند. این در حالی است که در زمان برگزاری مسابقات، تمام رستورانها و سینماها مملو از تماشاگر بود. حتی بازی ایران و مصر، جزو پربینندهترین بازیها بود و اگر اشتباه نکنم، حدود ۶ میلیارد نفر اخبار مربوط به ایران را دنبال میکردند. در چنین شرایطی، برخی افراد ادعا میکنند که مردم تیم ملی ایران را دوست نداشتند. ما به مردم عشق میورزیم. من از مردم و بازیکنان شرمندهام، زیرا نتوانستیم به وظایف خود آنگونه که شایسته بود، عمل کنیم.
بخشی از پاداشهایی که قرار بود بازیکنان ۱۴ ماه پیش دریافت کنند، توسط آقای تاج تامین شد و از این بابت از فدراسیون تشکر میکنم. اما در سالهای آینده، بزرگی کاری که ما انجام دادیم، به ثبت خواهد رسید. از افراد منصف عذرخواهی میکنم. اگر در فوتبال ما ایراداتی وجود دارد، منِ قلعهنویی به اندازه کافی شجاعت داشتم که پس از بازی با بلژیک، اعلام کنم تعویضهایم اشتباه بود. مگر فوتبال بدون اشتباه ممکن است؟ حتی تیم ملی فرانسه که همه آن را قهرمان میپنداشتند، مرتکب اشتباه شد. زیبایی فوتبال به پیشبینیناپذیر بودن آن است. بازیکنان ما بازی به بازی پیشرفت کردند. ما تمام تلاش خود را به کار گرفتیم تا در برابر مردم و افراد منصف، شرمنده نباشیم. از نظر فنی، شایستگی صعود را داشتیم، اما موفق به انجام آن نشدیم. به یک جمله و ساعتم اشاره شد. در جایی، به اشتباه به جای گفتن «فوتبال ما با سر ناسازگاری دارد»، گفتم «خدا» و بلافاصله آن را اصلاح کردم، اما همان اشتباه برجسته شد. من ۴۵ سال است که ساعتم را به دست راست میبندم و برای کسانی که این موضوع را برجسته کردند، متاسفم. ساعت در همه جا نماد وقتشناسی و نظم است. اگر یک سرمربی ساعت میبندد و کت و شلوار میپوشد، باید به لباس شیک او اشاره شود. شاید اگر یقه را باز میگذاشتم و زنجیر طلا میانداختم، فرد خوبی تلقی میشدم.