چهار تن از برجستهترین مربیان جهان، چالش شکست دادن اسپانیا را پیش رو دارند!
با کسب عنوان قهرمانی در جام جهانی ۲۰۲۶، تیم ملی اسپانیا تحت نظر لوئیس دالفوئنته از یک رقیب صرف به نماد فوتبال جهانی ارتقا یافته است. اما رویدادهای فوتبال هیچ وقفهای برای استراحت در برنامه ندارد و هدف بعدی، مسابقات یورو ۲۰۲۸ خواهد بود. پس از آن نیز جام جهانی ۲۰۳۰ که بخشی از آن در اسپانیا برگزار میشود، اهمیت ویژهای برای لاروخا دارد تا بتواند دوره درخشانش را ادامه دهد. چالش پیش روی اسپانیا بسیار گسترده است؛ این تیم در پی ثبت یک سهگانه تاریخی دیگر و تداوم سلطهای است که سایر قدرتهای فوتبال جهان را وادار به بازنگری و کشف راهی برای متوقف کردن آن کرده است. به نظر میرسد پاسخ این تیمها در نیمکت مربیگری نهفته باشد. چهار قدرت بزرگ فوتبال جهان، پروژههای آینده خود را به چهار مربی سپردهاند یا قصد انجام آن را دارند؛ مربیانی که بسیاری آنها را از شاخصترینهای قرن بیستویکم میدانند. کارلو آنچلوتی مدیریت پروژه بازسازی برزیل را بر عهده گرفته و زینالدین زیدان نیز قرار است نسل جدید فرانسه را رهبری کند.
یورگن کلوپ به عنوان گزینه آلمان برای بازگشت به اوج روزهایش مطرح است و ایتالیا نیز در رؤیای متقاعد کردن پپ گواردیولا برای آغاز یک تحول و بازگرداندن آتزوری به سطح نخست فوتبال جهان به سر میبرد. چهار اسطوره با سبکهای متفاوت، اما با یک هدف مشترک: پایان بخشیدن به سلطه اسپانیا. آغاز دوران زیدان: کمتر شخصیتی در فوتبال به اندازه زینالدین زیدان، هیبت و احترام برمیانگیزد. او بهعنوان بازیکن قهرمان جهان شد و بهعنوان سرمربی، سه قهرمانی پیاپی لیگ قهرمانان اروپا را با رئال مادرید به دست آورد. اکنون سختترین مأموریت دوران مربیگریاش پیش روی اوست: ساخت تیم ملیای که بتواند استانداردهای نسل قبلی را حفظ کرده و بار دیگر فرانسه را به قدرت نخست فوتبال اروپا، بالاتر از اسپانیا، تبدیل کند.
کارلو آنچلوتی ماجراجویی خود را روی نیمکت برزیل آغاز کرده و مأموریتی بسیار سنگین پیش رو دارد. پرافتخارترین تیم تاریخ جام جهانی، بار دیگر در این رقابتها پایینتر از حد انتظار عمل کرد و اکنون باید هویت فوتبالی خود را که سالها نماد قدرت جهان بود، دوباره بازیابد. به همین دلیل، فدراسیون فوتبال برزیل به سراغ پرافتخارترین سرمربی تاریخ لیگ قهرمانان اروپا رفته است؛ کسی که سالها تجربه مدیریت رختکنهای پر ستاره و رقابت در بالاترین سطح فشار را داشته است.
این سرمربی ایتالیایی چهار سال فرصت دارد تا پروژهای را شکل دهد که در جام جهانی ۲۰۳۰ به اوج خود برسد. برزیل تنها به دنبال قهرمانی مجدد نیست؛ بلکه میخواهد اعتبار گذشته خود را باز یابد. تحقق این هدف نیازمند تصمیمات دشوار از پایههای فوتبال تا تیم ملی بزرگسالان است و کارلتو باید سبک بازی و شیوه کاری خود را پیاده کند؛ همان فلسفهای که تاکنون ۳۱ جام، از جمله چهار قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا، برای او به ارمغان آورده است. کلوپ برای بازگرداندن غرور آلمان: آلمان نیز روزهای خوبی را پشت سر نمیگذارد. پس از ناکامی دیگری در جام جهانی، فدراسیون فوتبال این کشور تصمیم گرفته روی یکی از موفقترین و کاریزماتیکترین چهرههای فوتبال مدرن سرمایهگذاری کند. یورگن کلوپ، که پس از جدایی از لیورپول از مربیگری فاصله گرفته و در ماههای اخیر در گروه ردبول فعالیت داشته، نماد بازگشت همان رهبری احساسی و روحیهای است که همیشه فوتبال آلمان را متمایز میکرد.
انرژی، توانایی ساخت تیمهای رقابتی و شخصیت منحصربهفرد کلوپ، او را به گزینهای ایدهآل برای هدایت پروژه بازسازی آلمان تبدیل کرده است. آلمان میخواهد دوباره همان آلمان همیشگی شود و همه میدانند که برای رسیدن به این هدف، راه دشواری در پیش است. ایتالیا و رؤیای بزرگ به نام گواردیولا: تنها حرکت بزرگ باقیمانده، مربوط به ایتالیاست. پس از غیبت در دو جام جهانی پیاپی و ناتوانی در بازگرداندن اعتبار بینالمللی، آتزوری به دنبال یک تحول بزرگ است و نامی که بیش از همه وسوسهکننده به نظر میرسد، پپ گواردیولا است. رسانههای ایتالیایی مدعیاند فدراسیون فوتبال این کشور با تمام توان تلاش میکند سرمربی کاتالان را متقاعد کند. او تاکنون هرگز هدایت یک تیم ملی بزرگسالان را بر عهده نداشته است. اگر این اتفاق رخ دهد، آخرین حلقه از یک دوران مربیگری تقریباً بینقص برای گواردیولا تکمیل خواهد شد.
به سختی میتوان در تاریخ معاصر فوتبال مقطعی را یافت که این تعداد از قدرتهای بزرگ فوتبال، همزمان هدایت یا پروژه آینده خود را به مربیانی با چنین جایگاه و اعتباری سپرده باشند. زیدان، آنچلوتی، کلوپ و گواردیولا مجموعهای کمنظیر از افتخارات را در اختیار دارند: دهها قهرمانی داخلی و بینالمللی و تأثیری انکارناپذیر بر فوتبال مدرن. هر یک نماینده فلسفهای متفاوت هستند، اما همه یک مأموریت مشترک دارند: پیدا کردن راهی برای شکست دادن اسپانیا که دوباره نبض فوتبال جهان را در دست گرفته است. شاگردان لوئیس دالفوئنته اکنون تیمی هستند که همه میخواهند آن را شکست دهند و از آن الگوبرداری کنند. هرچه قهرمان بزرگتر باشد، واکنش رقیبانش نیز گستردهتر خواهد بود. یورو ۲۰۲۸ نخستین فصل بزرگ این نبرد خواهد بود و پس از آن جام جهانی ۲۰۳۰ از راه میرسد که اسپانیا یکی از میزبانان آن خواهد بود و رؤیای ادامه یک سلسله پرافتخار را در سر میپروراند. قهرمان جهان اکنون رقیبان بعدی خود را میشناسد و بهندرت در تاریخ فوتبال، این همه غول بزرگ برای برکنار کردن یک پادشاه، همزمان در یک میدان گرد هم آمدهاند.