اطلاعات جالب از لایه پنهان دربی 107
به نقل از کیک زون، آنچه در دربی 107 بیشتر از نتیجه توجه را به خود جلب کرد، این واقعیت بود که هیچکدام از دو تیم با نیت مساوی وارد زمین نشدند. این شاید مهمترین حادثه بازی بود؛ مسابقهای که معمولاً ترس از باخت، فوتبال را از هر دو تیم میگیرد، این بار متفاوت پیش رفت. پرسپولیس با دو مهاجم مسابقه را آغاز کرد. استقلال نیز پس از بازگشت رستم آشورماتوف، روزبه چشمی را از ترکیب کنار گذاشت تا جلوی خط دفاعی با دو هافبک تهاجمی، امیرمحمد رزاقینیا و اسماعیل قلیزاده، به میدان برود. ترکیبها از همان ابتدا حرف خودشان را زدند: قرار نبود کسی برای کسب یک امتیاز فوتبال بازی کند. در اینجا باید به سهراب بختیاریزاده تقدیر گفت. در شرایطی که استقلال با این اسکواد و در چنین مسابقهای بهراحتی میتوانست به سمت یک ترکیب محافظهکارانه حرکت کند، بختیاریزاده تصمیمی متفاوت گرفت. تقریباً هر مربی دیگری که روی نیمکت استقلال مینشست، میتوانست برای مهار پرسپولیس دو هافبک دفاعی به کار گیرد، فضای بازی را ببندد و سپس اگر نتیجه مساوی میشد، از تصمیمش دفاع کند. حتی هواداران نیز احتمالاً چنین تصمیمی را در دربی میپذیرفتند.
اما سهراب این کار را نکرد. او با یک هافبک دفاعی به مصاف پرسپولیس رفت و پذیرفت که ممکن است این تصمیم هزینه داشته باشد. این نوع تصمیمها همیشه جواب نمیدهند اما شجاعت در فوتبال دقیقاً از همینجا آغاز میشود. مربی بزرگ لزوماً کسی نیست که همیشه تصمیم درست بگیرد؛ گاهی کسی است که در موقعیت سخت، از تصمیمی که به فوتبال اعتقاد دارد عقب نمینشیند. در طرف دیگر، مهدی تارتار نیز تصویر متفاوتی از خودش بروز داد. پرسپولیسی که زمانی گفته میشد برای تارتار بزرگ است، حالا تیمی شده که خود را در قالب یک مدعی جدی قهرمانی نشان میدهد. نه با نمایشهای عجیب و تصمیمهایی برای راضی کردن فضای مجازی، بلکه با فوتبال. حتی انتخاب بیفوما یا نیمکتنشینی اورونوف نیز در این تیم، اگرچه میتواند محل بحث باشد، اما پشت خودش منطق فنی دارد.
شاید انتظار میرفت تارتار مقابل استقلال، به سراغ همان نسخه آشنای دربی برود؛ چهار مدافع، احتیاط بیشتر، فاصله کمتر بین خطوط و اولویت دادن به نباختن. اما او تیمش را عقب نکشید. پرسپولیس نیز برای بردن بازی کرد و همین، بخش مهمی از جذابیت مسابقه بود. در واقع زیبایی دربی 107 را باید تا حد زیادی پای همین دو تصمیم گذاشت. دو مربی ترجیح دادند به جای ترسیدن از اشتباه، فوتبال خودشان را بازی کنند. نتیجه میتوانست چیز دیگری باشد، اما حتی اگر یکی از آنها بازنده میشد، باز هم نمیشد از جسارتش ایراد گرفت. آمار نیز تقریباً همین داستان را تعریف میکند. مالکیت توپ بین دو تیم تقسیم شده بود؛ 50 درصد برای استقلال و 50 درصد برای پرسپولیس. اما پرسپولیس در امید گل برتری داشت و عدد 1.85 را ثبت کرد، در حالی که امید گل استقلال 1.34 بود. اختلاف آنقدر زیاد نیست که بتوان از سلطه یک تیم حرف زد، اما نشان میدهد پرسپولیس در مجموع موقعیتهای باکیفیتتری ساخت. تعداد شوتها نیز همین تصویر را کامل میکند. پرسپولیس 21 بار به سمت دروازه استقلال شوت زد اما فقط پنج شوتش در چارچوب بود. استقلال شوتهای کمتری داشت، اما شش ضربه در چارچوب ثبت کرد. یعنی پرسپولیس بیشتر تلاش کرد، استقلال در نشانهگیری دقیقتر بود. اینها آمار یک بازی بسته نیستند. دو تیم پاسهای زیادی رد و بدل کردند؛ استقلال 364 پاس با دقت 77 درصد و پرسپولیس 394 پاس با دقت 78 درصد. خطاها نیز 9 به 13 به سود استقلال بود. حبیب فرعباسی چهار مهار داشت و پیام نیازمند پنج بار مجبور شد ضربات استقلال را متوقف کند. دو تیم هر کدام دو کارت زرد گرفتند و هیچکدام نیز کارت قرمز ندیدند.
در نهایت، همه این ارقام به همان چیزی میرسند که چشم تماشاگر از روی سکو میدید: یک دربی که دو تیم در آن به دنبال برد بودند. شاید به همین دلیل بود که یک بر یک در پایان، چندان برازنده این مسابقه نبود. مساوی نتیجه بازی بود، نه لزوماً روایت بازی. تارتار و بختیاریزاده هر دو دربی را بهعنوان بازیکن تجربه کردهاند و بهتر از خیلیها میدانند این مسابقه چگونه میتواند فوتبال را از بازیکن بگیرد. فشار مسابقه، ترس از اشتباه و اهمیت نتیجه معمولاً باعث میشود مربیها و بازیکنان به سمت احتیاط بروند. این بار اما دو سرمربی اجازه ندادند دربی فوتبال را ببلعد.
برای همین باید به هر دو آفرین گفت. نه به خاطر اینکه بازی را بردند؛ هیچکمان نبردند. به این دلیل که جرأت کردند در بزرگترین بازی فصل، تیمشان را برای فوتبال فرستادند. دربی 107 برنده نداشت، اما دستکم یک چیز را پس گرفت: فوتبال.