اما یک نقد تند و صریح به عملکرد روبرتو پیاتزا!
کیک زون گزارش میدهد، از آنجایی که روبرتو پیاتزا مدیریت تیم ملی والیبال ایران را بر عهده گرفت، یک رویکرد کلیدی توسط این مربی ایتالیایی اتخاذ گردید. پیاتزا پس از پذیرفتن مسئولیت هدایت تیم ملی و هماهنگی با فدراسیون والیبال اعلام کرد که قصد دارد یک تحول بزرگ در ترکیب تیم ملی ایران ایجاد نماید. او در اولین اقدام یکی از باتجربهترین بازیکنان تیم ملی، یعنی میلاد عبادیپور را کنار گذاشت؛ تصمیمی که البته تنها اقدام مهم او در جهت جوانسازی نبود. پیش از ورود پیاتزا به ایران، از نامهایی مانند امیر غفور، سیدمحمد موسوی و یک یا دو بازیکن دیگر برای بازگشت به تیم ملی یاد میشد، اما سرمربی ایتالیایی تصمیم گرفت هیچیک از آنها را به تیم ملی دعوت نکند. سال اول حضور پیاتزا با موفقیت همراه بود و شاگردانش با قرارگیری در رتبه هشتم لیگ ملتها و همچنین صعود به جمع هشت تیم برتر مسابقات قهرمانی جهان، عملکرد قابل قبولی را در سال ۲۰۲۵ به نمایش گذاشتند. با این حال، وضعیت در سال ۲۰۲۶ کاملاً متفاوت بود. تیم ملی والیبال ایران باید در دو رقابت بسیار حساس، یعنی لیگ ملتها و قهرمانی آسیا، به میدان میرفت. لیگ ملتها از نظر رتبهبندی اهمیت زیادی برای ایران داشت و پس از آن، قهرمانی آسیا اهمیت بسیار بیشتری داشت؛ جایی که تیم ملی تقریباً آخرین فرصت خود برای حضور در المپیک لسآنجلس را جستجو میکرد. قهرمانی در این مسابقات میتوانست به معنای کسب مستقیم سهمیه المپیک باشد، اما این اتفاق نیفتاد و اکنون حضور ایران در لسآنجلس به چیزی نزدیک به یک آرزو تبدیل شده است.
در این میان، برخی انتقادات جدی را به سرمربی ایتالیایی تیم ملی وارد میکنند. منتقدان معتقدند در همه جای دنیا، در دورانهای حساسی که یک تیم ملی بیشتر از هر زمان دیگری به ستارههای خود نیاز دارد، سرمربی باید انعطاف بیشتری نشان دهد. حضور بازیکنی مانند میلاد عبادیپور که همچنان در سطح اول والیبال اروپا فعالیت میکرد، شاید میتوانست در قهرمانی آسیا به تیم ملی کمک کند؛ بهویژه اینکه ایران در این مسابقات به وضوح در بخش دریافت با مشکل روبرو بود. یکی دیگر از تصمیمات مورد بحث، عدم دعوت از آرمان صالحی بود. حسین حاجیکلاته در طول مسابقات قهرمانی آسیا فرصتی برای حضور در زمین پیدا نکرد و کاملاً مشخص بود که پیاتزا اعتماد چندانی به این لیبروی جوان ندارد. از سوی دیگر، محمدرضا حضرتپور نیز در این مسابقات چندان درخشان ظاهر نشد و شاید اگر رقیب جدی مانند آرمان صالحی در کنار او حضور داشت و در مقاطعی که حضرتپور دچار افت میشد به میدان میرفت، میتوانست کمک بزرگی به تیم ملی باشد. در پست پاسور نیز عدم استفاده از بازیکنی مانند علی رمضانی میتوانست مورد بحث باشد؛ بازیکنی که شاید در شرایط سخت و زمانی که فشار زیادی بر عرشیا بهنژاد تحمیل میشد، میتوانست به تیم کمک کند. عدم دعوت از امیرحسین توخته نیز یکی دیگر از تصمیمات بحثبرانگیز پیاتزا بود. هر چه بود، قهرمانی آسیا به پایان رسید و تقریباً آرزوی صعود ایران به المپیک نیز از بین رفت. البته تیم ملی در این تورنمنت عملکرد خوبی داشت و حتی در فینال نیز شجاعانه مقابل ژاپن قدرتمند و ترسناک بازی کرد، اما شاید اگر پیاتزا دستکم در همین مسابقه که یکی از مهمترین رقابتهای تاریخ والیبال ایران محسوب میشد، از تمام بازیکنان در دسترس خود استفاده میکرد، نتیجه دیگری رقم میخورد. شاید اکنون به جای ژاپن، این ایران بود که جشن صعود به المپیک لسآنجلس را برپا میکرد.