سلطنت لیونل مسی: جشنوارهای برای افسانه فوتبال
شهر آرلینگتون، سه ساعت پیش از شروع رقابت فوتبال، تصویری از پیراهنهای ورزشی در خود منعکس کرده بود. در میان انبوه هواداران، حدود ده درصد از پیراهنهای سرخ تیم اتریش را بر تن داشتند، در حالی که سی درصد از پیراهنهای آرژانتین فاقد نام هر بازیکن خاصی بودند. اما نکته جالب این بود که شصت درصد باقیمانده را پیراهنهای تیم ملی آرژانتین تشکیل میدادند که نام لیونل مسی بر پشت آنها حک شده بود. در هر جهت که نگاه میکردی، تصویر پیراهن شماره ۱۰ مسی بارها و بارها تکرار میشد. هرچند چهار سال پیش در قطر نیز پیراهنهای آرژانتین به وفور و با شکوهی خاص دیده میشدند – شاید به جز کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا – اما فضای آن زمان کاملاً متفاوت بود. در آن دوران، نوعی انتظار، تنش و شاید امید وجود داشت: آیا مسی سرانجام میتواند جام جهانی را کسب کند؟ اما اینبار، بیشتر شبیه یک جشن بزرگ برای مسی است؛ آخرین فرصت برای تماشای بزرگترین بازیکن تاریخ محبوبترین ورزش جهان. لیونل مسی، به عنوان یک شخصیت، احتمالاً بزرگترین پدیده جذابی است که این ورزش تاکنون به خود دیده است. تأثیر او بر لیگ داخلی این بخش از جهان بسیار چشمگیر است. پال تنوریو در کتاب خود با عنوان «اثر مسی» چنین مینویسد: «او استادیومها را در سراسر قاره پر کرده و رکوردهای حضور تماشاگر و درآمد تکبازی را در شهرهایی چون شیکاگو، نیوانگلند، کانزاسسیتی و ونکوور شکسته است. لیگ MLS رکوردهای جدیدی را در زمینه حضور تماشاگران، درآمد اسپانسری، فروش محصولات و رشد شبکههای اجتماعی به ثبت رسانده است. هیچ فرد دیگری در جهان نمیتوانست چنین تأثیری داشته باشد، و معلوم نیست آیا کسی دوباره چنین کاری را انجام خواهد داد یا خیر.»
زمانی که ستارههای ورزشی به بزرگی لیونل مسی میرسند، تمایل به این گزاره پیش میآید که آنها «از خود ورزش نیز فراتر رفتهاند». اما واقعیت در مورد مسی چنین نیست. او نه یک سلبریتی بزرگ است و نه شخصیتی پر سر و صدا؛ حتی شاید تا حدی «بیروح» به نظر برسد. مسی فراتر از فوتبال نیست، بلکه او در حقیقت «فوتبال» است. در بازی مقابل الجزایر، او بار دیگر انتظارات را برآورده ساخت، اما نمیتوان از خود نپرسید که چگونه برای به ثمر رساندن گلهای اول و سوم خود، در فضاهای بین خطوط زمین اینچنین آزادی عمل داشت. در برخی لحظات، به نظر میرسد تیم الجزایر عمداً از او دعوت میکرد تا کنترل بازی را به دست گیرد؛ آنها عقبنشینی میکردند اما فشرده عمل نمیکردند. اما تیم اتریش چالشی کاملاً متفاوت را پیش رو داشت. اتریش اگرچه تیمی قدرتمند نیست، اما به طور کامل با شدت و پرس بدون توپ تعریف میشود. سرمربی آنها، رالف رانگنیک، تیمهایی را هدایت کرده که بر پرس شدید بلافاصله پس از از دست دادن توپ (کانتر-پرسینگ) متکی هستند. تیمهای او از خلاقیت زیادی برخوردار نیستند، اما زمانی که توپ را از دست میدهند، بیدرنگ مانند موجی به سمت حریف هجوم میبرند و مسیرهای خروج را مسدود میکنند تا به سرعت توپ را بازپس گیرند. بنابراین، رویارویی آرژانتین مقابل اتریش، نبردی میان دو فلسفه کاملاً متفاوت بود: اتریش: مبتنی بر دوندگی فراوان و پرس سنگین؛ آرژانتین: متکی بر یک فرد (مسی) که اساساً در پرس سنگین و دوندگی زیاد مشارکت فعال ندارد. نباید از یاد برد که مسی در دوران جوانی خود در بارسلونا، نمونه یک بازیکن پرسکننده و سختکوش به شمار میرفت و مربیان همواره او را مثال میزدند که «اگر مسی اینقدر تلاش میکند، شما هم باید همین کار را بکنید.»
اما در شرایط کنونی، مسی دیگر آن سطح از دوندگی را از خود نشان نمیدهد. آمارهای او در لیگ MLS نیز این واقعیت را تأیید میکنند: از میان ۴۴۳ بازیکن، او در ۱۵ درصد پایینتر از نظر تعداد تکل، در ۵ درصد پایینتر در قطع توپ، و در ۲ درصد پایینتر در دفع توپ قرار میگیرد. البته این وضعیت کاملاً طبیعی است، چرا که نقش اصلی او در زمین ماهیت تهاجمی دارد. رالف رانگنیک پیش از بازی اظهار داشت: «شاید او مانند گذشته در کارهای دفاعی و پرس شرکت نکند. او بیشتر در حاشیه میدان میماند. اما این به معنای کم بودن آرژانتین نیست، بلکه به این مفهوم است که آنها در پرس یک بازیکن کمتر دارند. همین موضوع او را خطرناکتر میکند، چرا که در مالکیت توپ آزادتر است.» و واقعاً هم اتریش در مقاطعی به خوبی پرس کرد. در اوایل بازی، چند بار با فشار سریع توانستند توپ را پس بگیرند. اما تیم آرژانتین کاملاً برای این موضوع آماده بود. یکی از ویژگیهای تیم اسکالونی در نسخه ۲۰۲۶ این است که در اطراف توپ همیشه گزینههای کوتاه پاس فراوانی دارند. وینگرها به صورت عرضی بازی نمیکنند، بلکه به مرکز نزدیک میشوند و با پاسهای کوتاه، مثلثسازی میکنند. پس از عبور از فشار اولیه، آرژانتین به فضاهای وسیع دست یافت و بازی را به سمت دیگر زمین منتقل کرد، جایی که اتریش پوشش دفاعی کافی نداشت. این دقیقاً در صحنهای که به پنالتی منجر شد، اتفاق افتاد. مسی توپ را به سمت چپ فرستاد و مدافعان اتریش روی لائوتارو مارتینز متمرکز شدند. مسی پشت توپ پنالتی ایستاد، لحظهای مکث کرد و با بیدقتی توپ را به بیرون زد. فرصتی برای تبدیل شدن به بهترین گلزن تاریخ جام جهانی از دست رفت – اما نه برای مدت طولانی. او خیلی زود جبران کرد و گل اول تیمش را به ثمر رساند. حرکت تیمی آرژانتین نیز مشابه بود: پاسهای سریع در فضاهای بسته، کشاندن خط دفاعی اتریش و سپس تغییر جهت بازی. مسی در لبه محوطه جریمه قرار گرفت، همان جایی که سالهاست در آن گلزنی میکند – اغلب با پاسهای جوردی آلبا در بارسلونا – و با ضربهای دقیق توپ را به داخل دروازه فرستاد. گل دوم او در وقتهای اضافه، زمانی که اتریش برای جبران نتیجه به جلو آمده بود، تنها تکمیلکننده کار بود. رانگنیک گفت: «او امروز نشان داد که در سطحی متفاوت و بهترین بازیکن جهان است.» گاهی این نگرانی وجود دارد که آرژانتین بیش از حد به مسی وابسته است. او اکنون هر پنج گل تیمش در این تورنمنت را به ثمر رسانده است. در نهایت، برای قهرمانی در جام جهانی، یک تیم باید دیگر بازیکنان را نیز وارد جریان بازی کند. اما هنگامی که تمامی پیراهنهای شماره ۱۰ به سمت پارکینگها روانه میشدند، کاملاً مشخص بود که همه تماشاگران برای دیدن همین صحنهها آمده بودند.