امیدواری به صعود؛ بررسی توانمندیهای تیم ملی در مواجهه با بلژیک
با توجه به نتیجه ناامیدکننده تیم ملی فوتبال ایران مقابل نیوزیلند، اکثر کارشناسان پیشبینی میکردند که شاگردان کیروش در رویارویی با تیم ستارگدار بلژیک قادر به کسب امتیاز نخواهند بود. اما ایران با نمایشی هوشمندانه، موفق شد به تساوی بدون گل دست یابد و یک امتیار ارزشمند را از این بازی به دست آورد.
این دستاورد زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که باید به خاطر سپرد که در بازی نخست، ایران علیرکه نمایش قابل قبولی در حمله داشت، اما در دفاع و گذار از فاز حمله به دفاع، ضعفهای چشمگیری را به نمایش گذاشت. این مشکلات نگرانیها را نسبت به بازی با یک تیم قدرتمند اروپایی و بازیکنان شاخص آن افزایش داده بود. با این حال، با استفاده از یک برنامهریزی تاکتیکی هوشمندانه، ایران توانست با مسدودسازی فضاهای حساس، به خصوص در مرکز خط دفاعی، و مهار بازیکنان کلیدی حریف، از رسیدن آنها به دروازه جلوگیری کند و حتی در لحظاتی از مسابقه، برتری توپ و میدان را در دستان خود گرفت.
در گذشته، تحلیلگران و مربیان، جریان بازی را به سه بخش حمله، دفاع و انتقال تقسیم میکردند. بعدها، برای سادهسازی تحلیل، فاز انتقال به دو بخش مجزا یعنی هجومی و تدافعی تفکیک شد. با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از گلهای زده شده در مسابقات از روی ضربات شروع مجدد به ثمر میرسد، توجه ویژهای به این بخش معطوف گردید. ضربات شروع مجدد که شامل پنالتی، ضربات آزاد مستقیم و غیرمستقیم، اوتها، کرنرها و دروازهبانها میشود، در زمانی اتفاق میافتند که بازی به دلیل خروج توپ از جریان یا خطای حریف متوقف شده است. اگر تیمی در برابر حریف خود دفاع کند، این مرحله به عنوان ضربات شروع مجدد دفاعی و در صورت حمله، به عنوان ضربات شروع مجدد هجومی شناخته میشود و بدین ترتیب، فوتبال مدرن به شش فاز مجزا تقسیمبندی میشود. نکته قابل توجه و کمتر به آن اشاره شده، عملکرد تیم ملی ایران در این بازی، اثربخشی بسیار بالای این تیم در ضربات شروع مجدد هجومی بود. میتوان گفت بخش عمدهای از موقعیتهای گلزنی ایران در این فاز شکل گرفت.
همانطور که در نمودار مشاهده میشود، شاخص امید به گل (xG) برای تیم بلژیک ۱.۷۹ و برای ایران ۰.۶۲ بوده است. این آمار نشان میدهد که بلژیک، با توجه به شوتهایی که به سمت دروازه ایران روانه کرده بود، از نظر ایجاد موقعیت خطرناک، تیم برتر میدان بوده است. با این حال، نکته مهم این است که تیم ایران، ۰.۴۵ از این میزان امید به گل را از طریق ضربات شروع مجدد هجومی کسب کرده است. دو نمودار زیر، میزان و نحوه توزیع ضربات شروع مجدد هجومی دو تیم را به تصویر میکشند.
این دو نمودار نشان میدهند که اگرچه از نظر تعداد، ایران ضربات شروع مجدد کمتری نسبت به بلژیک داشته، اما این حملات از کیفیت و خطرناکی بیشتری برخوردار بودهاند. سکانسهای حملات مؤثر ایران در ضربات شروع مجدد شامل دو پرتاب اوت بلند، دو ضربه کرنر و یک ضربه آزاد بود که در ادامه به تحلیل مختصر هر کدام خواهیم پرداخت.
همانطور که در ویدیو مشخص است، ابتدا احسان حاجیصفی با یک پرتاب بلند تلاش میکند توپ را به شجاع خلیلزاده برساند؛ هدف این بود که شجاع با ضربه سر، توپ را به سمت دروازه ارسال کند. هرچند این طرح با دفع توپ توسط مدافع بلژیک اجرا نشد، اما نکته مهم، جسارت تیم ایران در پذیرش ریسک بود. حضور هفت بازیکن در محوطه جریمه برای بهرهگیری از توپ بلند، نشاندهنده شجاعت ایران در استفاده مؤثر از ضربات شروع مجدد با تعداد نفرات بالا بود. در ادامه، با ارسال مجدد حاجیصفی و بازگشت توپ، تیم ساختار دفاعی استانداردی را از نظر زوایا و فواصل اتخاذ کرد. مهدی طارمی نیز با جایگیری دقیق و تأثیرگذاری بر روی توپ سوم، حسین کنعانیزادگان را در موقعیتی ایدهآل قرار داد. کنعانی نیز ضربه خوبی به توپ زد که با واکنش خوب کورتوا دفع شد. به طور مشابه، همین وضعیت در پرتاب اوت دیگری نیز رخ داد. به ویدیوی دوم توجه کنید.
در ویدیوی دوم نیز مشاهده میشود که علیرضا جهانبخش با یک پرتاب اوت بلند تلاش میکند تا کنعانی، طارمی یا محبی را صاحب توپ کند. سعید عزتاللهی، سامان قُدوس و احسان حاجیصفی نیز با فاصلهای نزدیک به هم در پشت محوطه جریمه، آماده شوتزنی روی توپ سوم هستند. با اشتباه مدافع بلژیک در دفع توپ و تأثیرگذاری کنعانی، توپ به طارمی رسید و او با یک ضربه والی زیبا به سمت دروازه شوت زد که مجدداً با واکنش دروازهبان بلژیک مواجه شد.
عملکرد ایران در ضربات کرنر نیز بسیار مؤثر بود. ایران تنها دو کرنر در این بازی زد که هر دو نسبتاً موفقیتآمیز بودند. پیش از ارسال کرنر، مهدی طارمی وظیفه ایجاد حواسپرتی و محدود کردن دید دروازهبان حریف را بر عهده داشت. با کاهش دید کورتوا و تردید او برای خروج از دروازه، دو یا سه بازیکن به تیر دورتر هجوم میبردند تا از آن منطقه که نقطه کور مدافعان و دروازهبان محسوب میشد، ضربه سر را وارد کنند. دو ویدیوی زیر، عملکرد تیم در ضربات کرنر را به وضوح نشان میدهند.
و اما، اوج درخشش شاگردان کیروش در این فاز، در ضربه ایستگاهی زیر به وضوح دیده میشود.
با وجود اینکه تصور عمومی بر این بود که رامین رضاییان ضربه ایستگاهی را مستقیم به سمت دروازه بلژیک خواهد زد، اما برنامه تیم ملی متفاوت بود. در این صحنه، سامان قُدوس در موقعیت "Screen" قرار گرفته است. این تاکتیک زمانی اجرا میشود که تیم در فاز حمله، با یارگیری یا از کار انداختن مدافعان حریف، شرایطی را برای بازیکن "هدف" (که در اینجا مهدی طارمی است) فراهم کند. نکته دیگر در اجرای این الگو، موقعیت اولیه محمد محبی است که به عنوان "Blocker" در کنار دیوار دفاعی حریف قرار گرفته بود. اما به محض ارسال پاس توسط احسان حاجیصفی، هر دو بازیکن (قُدوس و محبی) با قرار دادن بدن خود بین توپ و مدافعان، شرایط ایدهآلی را برای طارمی ایجاد کردند و عملاً هر دو در موقعیت "Screen" قرار گرفتند.